زنی که در رکاب امام زمان عج خواهد آمد |

صیانه مشاطه
یکی از زنانی است که امام صادق علیه السلام در روایت مفضل بن عمر، از آن به عنوان همراه حضرت قائم علیه السلام نام میبرد.
در دولت مهدی علیه السلام سیزده زن برای معالجه زخمیان، زنده گشته، به دنیا باز می گردند که یکی از آنان صیانه است که همسر #حزقیل و آرایشگر دختر #فرعون بوده است و شوهرش حزقیل، پسر عموی فرعون و خزانه دار وی بوده است.
به گفته او، حزقیل، همان مومنِ آل فرعون است و به پیامبر زمانش - حضرت موسی علیه السلام - ایمان آورد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: "در شب معراج، در سیر میان مکه و مسجد الاقصی، ناگهان بوی خوشی به مشامم رسید که هرگز مانند آن را نبوییده ام. از جبرئیل پرسیدم که این بوی خوش چیست؟
گفت: ای رسول خدا! همسر حزقیل به حضرت موسی بن عمران ایمان آورده بود و ایمان خود را پنهان می کرد.
عمل او آرایشگری در حرمسرای فرعون بود. روزی مشغول آرایش دختر فرعون بود که ناگهان شانه از دست او افتاد و بی اختیار گفت: "بسم الله"
دختر فرعون گفت: آیا پدر مرا ستایش می کنی؟
گفت: نه؛ بلکه آن کسی را ستایش می کنم که پدر تورا آفریده است و او را از بین خواهد برد. دختر فرعون شتابان نزد پدر رفت و گفت: صیانه به موسی ایمان دارد.
فرعون او را احضار کرد و به او گفت: مگر به خدایی من اعتراف نداری؟ صیانه گفت: هرگز، من از خدای حقیقی دست نمی کشم و تو را پرستش نمی کنم.
فرعون دستور داد، تنور مسی را برافروختند و چون آن تنور سرخ شد، همه بچه های آن زن را در حضور او در آتش انداختند.
زمانی که خواستند بچه شیرخوارش را که در بغل داشت، بگیرند و در آتش بیندازند، صیانه منقلب شد و خواست که با زبان، از دین اظهار برائت کند که ناگاه به امر خدا، آن کودک به سخن آمد و گفت: "مادر! صبر کن تو راه حق را می پیمایی".
فرعونیان آن زن و بچه ی شیرخوارش را نیز در آتش افکندند و سوزاندند و خاکسترشان را در این زمین ریختند و تا روز قیامت این بوی خوش، از این سرزمین استشمام می شود.
صیانه از زنانی است که زنده می شود و به دنیا باز می گردد و در رکاب حضرت مهدی علیه السلام انجام وظیفه میکند.
براستی ایمان من و تو به خدایمان چند عیار می ارزد؟!!!
آیا حکایت صیانه برای من و تو محل اندیشه و تأمل نیست ...؟! اغثنی یا غیاث المستغیثین
اللهمعجللولیکالفرج:آمین
کتاب موعودنامه، ص ۴۶۳. ☘️ *
ایام فاطمیه امسال 1399 |

ایام فاطمیه امسال دهه اول و دوم در دی ماه قرار دارد. تاریخ شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در بین شیعه و سنی متفاوت است، به همین دلیل ایامی را برای شهادت حضرت زهرا در نظر گرفته و زمان بین دو تاریخ را ایام فاطمیه می نامند.
روز دوشنبه 8 دی 1399 = شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام ا… علیها (به روایتی)
[ 13 جمادی الاول 1442 هجری قمری و 28 دسامبر 2020 میلادی ]
روز یکشنبه 28 دی 1399 = شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام ا… علیها
[ 3 جمادی الثانی 1442 هجری قمری و 17 ژانویه 2021 میلادی ]
از 8 دی 1399 تا 28 دی 1399 مجموعاً 20 روز (به کل این زمان ایام فاطمیه می گویند).
لازم به ذکر است ایام فاطمیه امسال روز دوشنبه 8 دی 99 برابر با شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به روایتی فاطمیه اول شروع می شود و روز یکشنبه 28 دی 99 برابر با شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) فاطمیه دوم تمام می شود.
درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) روایات مختلف و متضاد است. از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر (ص).میان علمای شیعه، دو تاریخ مشهور و مقبول است:یکی هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر (ص) و دیگری نود و پنج روز.
با توجه به رحلت پیامبر اسلام (ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخة سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می خوانند.
اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می خوانند.
ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. بنابراین فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد. ظاهراً علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)، 29 روز بوده باشند، حال آنکه درصورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت 13 جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.
ولی در عرف به دهه دوم جمادی الاول از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95روز،شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است،دهه فاطمیه دوم گفته می شود.
۱۵توصیه حاج آقا دولابی برای سبک زندگی

استاد اخلاق میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل را ذکر میکند که به ترتیب در ذیل آورده شده است.
به گزارش آنا، استاد بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل را ذکر میکند که به ترتیب در ذیل آورده شده است:
1. هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.
2.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
3.اگر غلام خانهزادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.
7.تربت، دفع بلا میکند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت میشود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور میکند.
8.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصهدار که میشوید، گویا بدنتان چین میخورد و استغفار که میکنید، این چین ها باز می شود.
9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.
10.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.
11.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.
12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
13.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دههی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله
14.دل های مؤمنین که به هم وصل میشود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."
15.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
نگارا از عجم مهمان نمیخواهی؟ |

«نگارا از عجم مهمان نمیخواهی؟»
دلی آشفته و حیران نمیخواهی؟
خدا را شکر..نوکر کم نداری، لیک
غلام و نوکر از ایران نمیخواهی؟
برای اینهمه زوارِ دربارت
مگر شاها بلا گردان نمیخواهی؟
به خیلِ کاروانِ اربعین امسال
سیاهی لشکر و اعوان نمیخواهی؟
برای مرهم زخم دل زینب
دو دیده از غمت گریان نمیخواهی؟
به جاده از نجف تا کربلا ، جانا
دمِ موکب، مگر دربان نمیخواهی؟
میان کشتی ات گر پر شد از آدم؛
الا ای نوحِ من،حیوان نمیخواهی؟
به پیش پای زینب ، آن زمانی که
میاید از سفر ، قربان نمیخواهی؟
خلاصه...اربعین نزدیک و ره بسته
«نگارا از عجم مهمان نمیخواهی؟»
حاجت آورده و در پایِ علَم ریخته ام
باز هم بغض ِ گلو را به قلم ریخته ام
قدرنشناسم و عمریست که در هر پابوس
عرقِ شرم در ایوانِ حرم ریخته ام
وسطِ روضه ی مکشوف تو #یاثارالله
اشک، از چشم ِ گنهکار چه کم ریخته ام
با غم ِ خاطره تنها بگذارید مرا
باز جامانده ام و طرحِ قسم ریخته ام
بِعَلیٍ، بِعَلیٍ، بِعَلیٍ، بطلب
معصیت کرده، چه خاکی به سرم ریخته ام
در دلم تا به ستونِ صد و هجده برسم
چند موکب زده ام، چاییِ غم ریخته ام
عکسهای منِ ناقابل و #بابالقبله
حسرتِ هر شبه را دور و برم ریخته ام
#کربلا بسته شد و نوکرِ آواره شدم
اربعین را چه کنم؟ سخت به هم ریخته ام
#مـولا_جـان
چرا از بین صفات خداوند عدل مستقلا جزء اصول دین آورده شده است؟ |

عدل در اصول دین
اصول دین مربوط به اعتقاد است و فروع دین مربوط به عمل. اصول دین در زبان ها، زمان ها و اقوام مختلف صورت های مختلفی بخود گرفته است.
1- توحید: به معنی یگانگی خداوند بلندمرتبه است.
2- نبوت: به معنی پیامبری محمد بن عبدالله و دیگر پیامبران الهی است.
3- معاد: به معنی آن است که روزی همه مکلفان برای بازخواست و حساب در پیشگاه الهی گرد هم می آیند و هر کس به پاداش و کیفر خود می رسد.
4- عدل: به معنی آن است که افعال خداوند متعال از سر دادگری و شایستگی است و به هیچ کس ستم نمی کند و هر چیزی را در جای خویش نگه می دارد و با هر موجودی، آن طور که شایسته اَست رفتار می کند.
زندگینامه عمار بن یاسر |

عمار بن یاسر، از یاران نزدیک پیامبر و امام علی (ع)
عمار در مکه و در بین بنی مخزوم دیده به جهان گشود. پدرش یاسر همراه با برادرانش مالک و حارث در جستجوی برادر چهارمشان از یمن به مکه آمده بود. ولی حارث و مالک به یمن بازگشتند. یاسر در مکه ماند و با ابوحذیفة بن المغیرة بن عبد الله بن عمرو بن مخزوم هم پیمان شد و وی نیز کنیز خود سمیة بنت خیاط را به ازدواج یاسر در آورد. حاصل ازدواج یاسر وسمیه، عمار و عبد الله بود.
عمّار بن یاسر( نام کامل:عمار بن یاسر بن عامر بن مالک) ملقب به ابوالیقظان، از صحابیون محمد پیامبر اسلام و بعدها از طرفداران علی بن ابی طالب گردید.
عمار بن یاسر که مادرش سمیه اولین زن شهید در راه خدا بود، از جوانان پیشتاز در ایمان و هجرت است. در اولین روزهای جلوه دین اسلام، همراه پدر و مادرش شکنجه های کفار را تحمل کرد.
عمار در کنار سلمان، مقداد و ابوذر غفاری از اولین شیعیان دانسته شده اند که در زمان حضرت محمد صلی الله علیه و آله به این نام شناخته شده اند. ادامه مطلب ...
مناجات شهید چمران با خدا |

مناجات شهید چمران با خدا
همیشه می خواستم که شمع باشم، بسوزم، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند، طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند...
هستند کسانی که جز به مصالح خود نمی اندیشند و احساس آنها، از ابعاد حجمشان تجاوز نمیکند و از روی ضعف، شکست، تنبلی و خودخواهی به پوچی میرسند زیرا خودشان پوچند اگر یک انقلابی راستین مایوس گردد، کسی که سراسر حیاتش مبارزه، فداکاری، عشق، شور، سوز، درد، غم، تحمل، حرمان، استمرار و نشاط است دچار پوچی شود، آنگاه فاجعهای بزرگ رخ داده است
دنیا میدان بزرگ آزمایش است که هدف آن جز عشق چیزی نیست. در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده، وسایل و ابزار کار فراوان است، عالیترین نمونه های صنعت، زیباترین مظاهرخلقت، از سنگریزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنایتکار تا دلهای شکسته یتیمان، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است. انسان را به این بازیچه های خلقت مشغول کرده اند. هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد، ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند. این نمونه های زیبای خلقت را دوست دارند و می پرستند.
خواص ذکر تسبیحات اربعه در نماز |

ذکر تسبیحات اربعه
تسبیحات اربعه، چهار ذکری است که در نمازهای روزانه سه یا چهار رکعتی و در برخی اذکار خوانده میشود. این چهار ذکر عبارتند از: « سُبْحانَ اللهِ، وَ الْحَمْدُ لِلهِ، وَ لا إلهَ إلاّ اللهُ، وَ اللهُ أکْبَرُ» (ترجمه: پاک و منزّه است خداوند، و ستایش مختصّ خداست، و معبودی جز خدا نیست، و خداوند بزرگتر است).
در حدیثی که در بیان راز چهار بخش بودن تسبیحات اربعه آمده گفته شده است چهار بخش بودن، واقعیتی خارجی است که عرش خداوند و آنچه پایینتر قرار دارد همه بدان انتظام یافته اند، زیرا در سبب چهارگوشه بودن کعبه و بنای آن بر چهار دیوار آمده است که: "بیت المعمور" در آسمان دارای چهار گوشه است به علت این که عرش الهی چهار ضلع و چهار جهت دارد و چهار ضلعی بودن عرش بدان سبب است که تسبیح چهار تاست؛ یعنی "سبحان الله، والحمد لله، و لا اله الّا الله، و الله اکبر".
آنچه از این تعلیل استفاده میشود این است که تسبیح جامعِ حمد، تهلیل و تکبیر درای وجودی خارجی و اثری عینی است و بر عرش الهی که- اوامر و نواهی از آنجا برخاسته – پیشی دارد و سبب شده که عرش همانند آن شکل بگیرد. برای هر یک از ضلعهای عرش حکمی ویژه است گرچه همه اضلاع آن به عنوان عرش، وجود جمعی واحدی دارند که شکاف و گسستگی در بین آن نیست. "
آنچه از این تعلیل استفاده میشود این است که تسبیح جامعِ حمد، تهلیل و تکبیر درای وجودی خارجی و اثری عینی است و بر عرش الهی که- اوامر و نواهی از آنجا برخاسته – پیشی دارد و سبب شده که عرش همانند آن شکل بگیرد. برای هر یک از ضلعهای عرش حکمی ویژه است گرچه همه اضلاع آن به عنوان عرش، وجود جمعی واحدی دارند که شکاف و گسستگی در بین آن نیست.
هیچ کس مانندِ عباسم مرا یاری نکرد |

متن ادبی درباره حضرت عباس (ع)
خیمه ها در عطش می سوزد. رقیه و سکینه با لب های تشنه به عمو نگاه می کنند. نگاه های عاشقانه بچه ها عطش را در خاطر آبی عمو تداعی می کند. معنای عطش را زمانی
درک می کنیم که سیر در چشم های تشنه خیمه های ملکوتی حسین را مرور کرده باشیم. فرزندی از تشنگی غش می کند، زنان حرم به سویش می دوند و دستان محبت خویش را که به آب دیده مرطوب نموده اند به صورت کودک می کشند تا شاید رمقی تازه به گونه های رنگ باخته باز آید. عباس است و نگاه های سله بسته. عباس است و برادری تنها که یک به یک عزیزانش را قربانی می کند عباس است و هزاران جفت چشم که از فریاد حیدری اش لرزه بر اندامشان می افتد گاهی به خیمه ها نگاه می کند، گاهی میدان را می خواهد امتحان کند، که کودکی دیگر بی رمق به زمین می افتد.
نگاه های عباس سرتاسر خیمه ها را مرور می کند. اشک هاله ای بین چشمان به خون بسته نشسته ابوفاضل با خیمه های خاکی آل الله است. طاقت از کف علمدار تشنه ربوده شده بود اذن حضور در میدان را از برادر می خواهد .... برادرم اکبر رفت، عون رفت، قاسم رفت و ... من تنهای تنها مانده ام آیا هنوز نرسیده آن زمانی که سرم را بر دامن ملکوتی فاطمه بنهم و به دیدار پدرم علی( ع) بروم ...
آسمان بغض کردو برای رفتن بزرگ مردی چون عباس گریست.
هیچ کس مانندِ عباسم مرا یاری نکرد
هیچ کس مانندِ عباسم مرا یاری نکرد
هیچ کس مثل ابوفاضل علمداری نکرد
دست از دست و سر و از آبروی خود کشید
با مُواساتش کسی اینگونه دینداری نکرد
گفت برگردان امان نامه، امانِ من خداست
هیچ کس با دشمنش اینگونه رفتاری نکرد
کس ندیده، هیچ سقایی بمیرد تشنه لب
یادی از لبهای خود وقت گرفتاری نکرد
بر مقامش غبطه خورده هر شهید و هر امیر
هیچ سرداری چنین بی دست طیاری نکرد
بس که چشمانش برآن طفلان عطشان خون گریست
از ادب مانند او کس جوی خون جاری نکرد
یا اخی را گفت و از زین واژگون شد بر زمین
وقتِ جانبازی به جز جان باختن کاری نکرد
دید چون یاسِ کبود، از غصه چشمش تیر خورد