اصلا رقیه نه ، مثلا دختر خودت |

اصلا رقیه نه ، مثلا دختر خودت؛
یک شب میان کوچه بماند ،چه میشود؟
اصلا بدون کفش ،توی بیابان ،پیاده نه !!!
در راه خانه تشنه بماند ،چه میشود ؟
دزدی از او به سیلی و شلاق و فحش ،نه !
تنها به زور گوشواره بگیرد ،چه میشود؟
گیریم خیمه نه ،خانه و یا سرپناه ،نه !
یک شعله پیرهنش را بگیرد،چه میشود ؟
در بین شهر ،توی شلوغی ،همیشه ،نه !
یک شب که نیستی ،بهانه بگیرد ،چه میشود؟
اصلا پدر ،عمو و برادر ،نه ، جوجه ای ،
تشنه مقابل چشمش بمیرد ،چه میشود ؟
دست گناهکار مرا روز رستخیز ،
یک دختر سه ساله بگیرد ،چه میشود ؟
#السلامعلیکیارقیه_بنتالحسینع
امام حسین ع و جلوه های نماز در قیام عاشورا |

مقدمه
اشهد انک قد اقمت الصلوة و آتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر...
نهضت عاشورا و قیام ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) و مخصوصا نماز ظهر عاشورا دارای مضامین بدیع و والایی است. مضامین متعددی که هر یک دنیایی از زیباترین جلوه های آسمانی است. این قیام آمیزه ای از حماسه، دین خواهی، مظلومیت، شرف، آرمانگرایی، حقانیت، اصالت، تعهد و... است. از آنجا که بیان تمامی این آثار در این مقاله نمی گنجد، لذا فقط به ارائه گوشه ای ازاین جلوه های نورانی و عمیق بسنده می کنیم؛
با این توضیح که آنچه در پی می آید به صورت کلی بیان شده که و هر یک می تواند موضوعی برای جلسات متعدد باشد.
الف) اقامه کننده نماز
بعد از سلام های مکرر در زیارت وارث و بیان وراثت انبیاء ع اولین شهادتی که در مورد امام حسین ع می دهیم عبارت است از:
... أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ ... [کافی، ج4، ص574].
ب) دعوت بر اساس نماز
ادامه مطلب ...
شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی |

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
(شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
(ویاهنگامی که ازغریبی یا شهیدی خبری شنیدید، برمن ندبه کنید)
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
(من، نواده [پیامبر] هستم که مرا بی گناه کشتند)
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
(و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند)
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
(ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و میدیدید)
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
(که چگونه برای کودک خردسالم،آب خواستم و آنان رحم نکردند)
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
(و به جای آب، با تیر جفا او را سیراب کردند)
یا لرزئ مصاب هدّ ارکان الحجون
(وه! چه فاجعه غم انگیز و دردناک که براثر آن کوههای بلند مکه به لرزه درآمد.)
ویلهم قد جرحوا قلب، لرسول الثقلین
(وای بر آنها که با این کار خود، قلب مبارک رسول را جریحه دار کردند)
فالعنواهم ماستطعتم شیعتی فیکل حین
(ای شیعیان من هرچه توان دارید درهر زمان آنها را لعنت کنید)
کیست حسین(ع)حبل متین خدا

کیست حسین(ع)حبل متین خدا
چیست حسین(ع)کشتی دین خدا
تاکه قیامش نفس آغازکرد
دین محمد(ص)به جهان سازکرد
دین شده احیابه رگ وخون او
چشم جهان باز شد از فعل او
او پسر حیدر و شیر خداست
سبط محمد(ص)که نبی خداست
مادر او فاطمه(س)طاهر است
فخر زنان نادره ی نادر است
حسن جهان هست اخایش حسن(ع)
دین زچه باقیست؟ ز صلح حسن(ع)
هست اباالفضل(ع)جوان جان او
دست خدا دست علمدار او
خواهر او زینب(س)نام آور است
دخت امیرمؤمنان حیدر است
ای شرف هردوجهان ای حسین(ع)
دست مرا گیر به محشر حسین(ع)
محسن حسینی
عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهار هزار سپاه از اهالی کوفه وارد کربلا شد. برخی نوشتهاند که قوم بنوزهره نزد عمر بن سعد آمده و گفتند: تو را به خدا سوگند میدهیم که از این کار (مقابله با امام حسین (ع)) درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو، زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنیهاشم میشود. عمر بن سعد نزد عبیدالله رفت و استعفا کرد ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد.
برخی از تاریخ نویسان نوشتهاند عمر بن سعد دو پسر داشت یکی به نام حفص که پدر را تشویق و ترغیب به رفتن میکرد تا با امام (ع) مقاتله کند ولی فرزند دیگرش او را بهشدت از اقدام به چنین کاری بر حذر میداشت و سرانجام حفص نیز با پدرش راهی کربلا شد.
از وقایعی که در روز سوم محرمالحرام ذکرشده این است که امام (ع) قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع است از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز میهمانی کنند.
ادامه مطلب ...
دلایل قیام امام حسین(ع)

روزها همچنان از پی هم میگذرند و دوباره محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه میرسد.
دوباره عطر خوش حسینی به مشام میرسد و نوای «یاحسین»گوش جان را نوازش میدهد.
عاشورا نه یک حادثه که یک فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب که نقش حیاتى را در استحکام ریشهها، رویش شاخهها و رشد بار و برهاى آن ایفا کرده است.
درباره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشتهاند.
اما شنیدن دلایل این قیام بزرگ، از زبان خود امام، شیرینی و حلاوت و بصیرت فراوانی، به دلوجان میبخشد.
1ـ امام حسین(ع) در مکه ضمن یادآوری وظیفه سنگین و تکلیف خطیر علما و بزرگان شهرها درباره پاسداری از کیان دین و اعتقادات مسلمانان و پیامدهای سکوت در برابر جنایات امویان، از خاموشی آنان در برابر سیاستهای دینستیزانه حاکمان اُموی انتقاد کرده و هرگونه همراهی و سازش با آنان را گناه نابخشودنی دانستند.
2- ضمن وصیتنامهای که هنگام خروج از مدینه و در زمان وداع با برادرش محمّد بنحنفیّه برای وی نوشت، هدف از حرکت خویش را چنین بازگو کرد:
من نه از روی سرمستی و گستاخی و نه برای فساد و ستمگری حرکت کردم، بلکه تنها برای طلب اصلاح در امّت جدم حرکت کردم. میخواهم امربهمعروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابیطالب عمل کنم.
3- حضرت در نامهای که در زمان اقامت خویش در مکه در پاسخ دعوت به نامههای اشراف و بزرگان کوفه مبنی برآمدن به کوفه، نوشتند، فلسفه قیام خود را چنین بیان فرمودند: به جانم سوگند، پیشوا کسی است که به کتاب خدا عمل کند، عدل و داد را محقق سازد، معتقد به حقّ باشد، خود را به آنچه درراه خدا هست پایدار بدارد.
4- حسین بن علی در نامهای که ضمن آن از بزرگان بصره دعوت به همیاری و همراهی با وی کرده است، علّت و هدف از نهضت خویش را چنین بیان میکند:من شمارا به کتاب خدا و سنّت پیامبرش میخوانم. همانا سنّت پیامبر(ص) از بین رفته است و بدعت زنده شده است.
و در جواب عبدالله بن مطیع میفرماید:کوفیان به من نامه نوشته و از من خواستهاند به نزدشان بروم، چون امیدوارند (که با رهبری من) نشانههای حقّ زنده و بدعتها نابود شود.
و نیز در نامهای که به شیعیان بصره نوشتند، فرمودند:
من شمارا به زنده کردن نشانههای حقّ و نابود کردن بدعتها میخوانم.
ادامه مطلب ...
جمله «لا یوم کیومک یا اباعبدالله» را چه کسی بر زبان جاری کرد

بدون شک مصیبت سیدالشهدا علیهالسلام بزرگترین مصیبت در عالم است و هیچ روز و سرنوشتی مانند روز و سرنوشت امام حسین(ع) نیست. جمله «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»؛ هیچ روز و سرنوشتی مانند روز و سرنوشت تو نیست ای اباعبدالله» را زیاد شنیدهایم. اما شاید تا الان نمیدانستیم که این جمله از دهان مبارک امام حسن مجتبی علیهالسلام خطاب به برادر خود گفته شده است.
امام باقر علیهالسلام به نقل از جدشان میفرمایند:
روزی امام حسین(ع) به نزد امام حسن(ع) آمد، وقتی چشمش به برادر افتاد گریه کرد، امام حسن(ع) از برادرش علت گریه کردن را جویا شد.
امام حسین(ع) فرمود: گریه ام برای رفتار بدی است که با تو میشود.
امام حسن فرمود: ظلم و ستمی که بر من میشود همین زهری است که به من داده میشود و به سبب آن به قتل میرسم، ولی بدان که «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»؛ هیچ روز و سرنوشتی مانند روز و سرنوشت تو نیست.
ای ابا عبدالله زیرا روزی بر تو خواهد آمد که سی هزار نفر از مردمی که خود را مسلمان میدانند و مدعی هستند که از امت جد ما محمد صلی الله علیه و آله هستند، تو را محاصره کرده و برای کشتن تو و جسارت به اهل بیت تو و اسارت خاندان تو و غارت اموال آنها اقدام میکنند، در این هنگام است که خداوند لعن خود را بر خاندان امیه فرو فرستد و از آسمان خون و خاکستر فرو ریزد و همه مخلوقات حتی حیوانات درنده در بیابان ها و ماهیان در دریاها بر مصیبت تو گریه کنند»
همچنین مضمون سخنی از امام زین العابدین(ع) است که روزی امام سجاد(ع) به پسر عباس(ع) نگاه کرد و گریست و یاد از روز احد کرد که حمزه در آن کشته شد، سپس یاد از موته کرد که جعفر بن ابی طالب آنجا به شهادت رسید. سپس فرمود: لایوم کیوم الحسین، ازدلف الیه ثلاثون الف رجل یزعمون انهم من هذه الامه کل یتقرب الی الله عزوجل بدمه و هو بالله یذکرهم فلا یتعظون حتی قتلوه بغیا و ظلما و عدوانا...
پینوشت:
1. سیدبن طاوس، لهوف
2. شیخ صدوق، امالی، بیروت، اعلمی، 1400 ق، ص 177.
3. معالی السبطین، ج 2، ص 10؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4، ص 86.
4. ناسخ التواریخ، ج 4، ص 73 (به نقل از امالی صدوق)؛ بحارالانوار، ج 22، ص 274.
ثواب گریه کن بر اباعبدالله الحسین(ع)

پیامبر میفرمایند: هنگامی که آیه و اذ اخذنا میثاقکم لاتسفکون دمائکم درباره یهود است. یعنی کسانی که پیمان خدا را شکستند و پیامبران خدا را تکذیب کردند و اولیای خدا را کشتند. آیا شما را خبر ندهم به کسانی که از امت من شبیه یهودیان هستند
گفتند: بلی یا رسولالله! فرموند: گروهی از امت من فکر میکنند که از امت من هستند اما بهترین فرزندان و پاکان اصالتم را میکشند و شریعت و سنت من را تغییر میدهند و دو فرزند حسن و حسین را میکشند آنچنان که پیشینیان یهود زکریا و یحیی را کشتند.
آگاه باشید همانا خداوند آنان را لعنت میکند، آنچنان که پیشینیان را لعنت کرد و بر بقایا و فرزندانشان هادی و مهدی از حسین مظلوم برمی انگیزدکه آنان را با شمشیر اولیائش سوی جنم روانه میکند .
آگاه باشید خداوند لعنت میکند کشندگان و دوستداران و یاریکنندگان قاتلین حسین علیهالسلام را .
و بر کسانی که بر لعن بر دشمنان حسین سکوت میکنند بی آنکه برای تقیه باشد، خداوند لعن میفرستد .
آگاه باشید خداوند بر گریه کنندگان از روی شفقت و مهربانی بر حسین (ع) صلوات میفرستد، آنان که دشمنان حسین (ع) را لعنت میکنند و خشم و غضب خویش را بر دشمنان فراوان میگرداند .
آگاه باشید آنانکه به قتل حسین راضی باشند با قاتلین او در این گناه بزرگ شریک اند بدانید قاتلین حسین و یارانشان و پیروانشان از دین خدا مبری هستند. خداوند فرمان میدهد به فرشتگان مقربش که اشکهای ریزان در قتل حسین را برگیرند و در گنجینه های بهشتی با آب حیات مخلوط کنند تا گوارایی و پاکیش هزار چندان گردد و فرشتگان آنان که در قتل حسین خوشحال گردیدند، اشکهای اینان را برگرفته و در جهنم یا حمیم و صدید و غساق و غسلین این نوشیدنی ای ناگوار در جهنم مخلوط کنند تا شدت حرارتش زیاده گردد و شکنجه آن هزار چندان شود تا دشمنان آل محمد را در جهنم با چنین نوشیدنی هایی عذابشان تشدید گردید
دو خاطره از مولوی شریف زاهدی از علمای برجسته اهل سنت که شیعه شد |

دو خاطره از مولوی شریف زاهدی از علمای برجسته اهل سنت
بلوچستان که پس از تحقیق و بررسی به مذهب اهل بیت علیهم السلام گروید . او
در بیان خاطرات خود چنین می آورد ؛
❕ روزی یکی از دوستان اهل تسنن
به دیدنم آمده بود. گفت وگوی مفصلی درباره حقانیت اهل بیت داشتیم از جمله
به خطبه ی حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله ) در غدیر خم استناد کردم.
ایشان میگفت: «مولا» در این حدیث به معنای دوست آمده است. نهایتاً هر چه
دلیل آوردم قبول نکرد. خداحافظی کرد و به سمت بلوچستان حرکت کرد. یک ساعت
از رفتنش گذشته بود که به او زنگ زدم و گفتم: کار خیلی مهمی با شما دارم
باید برگردی. گفت: من باید بروم، وقت ندارم برگردم. خانوادهام منتظرم
هستند، چه کاری با من داری؟ تلفنی بگو. گفتم: کار مهمی دارم، نمی توانم
تلفنی بگویم، باید خودت اینجا باشی.
خیلی اصرار کردم تا این که
برگشت. وقتی به من رسید گفت: چه کار مهمی داری که من را از این همه راه
برگرداندی؟ گفتم: میخواستم بهت بگم: دوستت دارم. گفت: همین! گفتم: بله.
همین را خواستم به شما بگویم. دوستم ناراحت شد و گفت: خانوادهام منتظرم
بودند و باید میرفتم، این همه راه من را برگرداندی که بگویی دوستت دارم،
اذیت میکنی؟ گفتم: سؤال من همین جاست. چطور وقتی شما با عجله به سمت
خانواده ای که منتظرت هستند میروی و شما را از راهتان بر میگردانم تا به
شما بگویم «دوستت_دارم»؛ ناراحت میشوی و در عقل من شک میکنی، ولی وقتی
پیامبر اسلام| دهها هزار نفر را که با عجله به سمت خانواده ی خود
میرفتند، سه روز در زیر آفتاب سوزان معطل کردند که فقط بگویند: «هر کس من
را دوست دارد، علی را دوست بدارد» این کار پیامبر را عاقلانه میدانی؟ آیا
این اقدام پیامبر ناراحتی مسلمانان را در پی نمی داشت؟ آیا آنان در عقل
چنین پیامبری شک نمی کردند؟ با این کاری که کردم، دوستم با تمام وجود احساس
کرد که چه حرف خنده داری زده است و اقرار کرد که پیامبر - در جریان غدیر
خم - میخواست نکته ی مهم تری را بیان کند وگرنه برای بیان دوستی اش با علی
(علیه السلام) نیازی نبود مسلمانان را از راهشان برگرداند.»
---------

خیلی فکر کردم که با کدام روایت یا کتاب برای اهل تسنن ثابت
کنم که «مولی» در حدیث غدیر، به معنای دوست نیست، بلکه به معنای پیشوا و
رهبر است.
❕تا این که روزی مشغول مطالعه یکی از کتابهای «مولوی
محمد عمر سربازی» بودم. مطالعهام که تمام شد و کتاب را که بستم، دیدم روی
جلد آن نوشته شده: «نویسنده مولانا محمد عمر سربازی» فوراً به ذهنم آمد که
از مولوی ها، معنای کلمه ی مولانا را بپرسم و سؤال کنم که چرا به محمد عمر
سربازی، #مولانا
میگویند؟ از چند مولوی سؤال کردم. پاسخی که به من دادند، این بود که:
«مولانا» یعنی واجه ؛ یعنی رهبر ما، پیشوا ی ما. به آنها گفتم: من تعجب
میکنم #مولا درباره ی بزرگانتان معنای واجه و رهبر میدهد ولی در سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) به معنای دوست آمده است؟؟؟؟؟؟
کتاب باید شیعه می شدم ، خاطرات مولوی شریف زاهدی ،ص 138
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیرالمؤمنین و اولاده المعصومین علیهم السلام
اظهارات آیت الله بهجت در مورد امام زمان عج |

در روایت آمده است: وقتی سفیانی خروج میکند، هر شخصی نام علی، فاطمه،
حسن و یا حسین را دارد میکشد. پس از آن که عدهای کشته میشوند بقیه
میگویند: پدران و مادرانِ ما گناه کردهاند و این اسمها را بر ما
گذاشتهاند، ما چه تقصیری داریم؟ در این جا سفیانی تفضّل میکند (بر آنها
منت میگذارد) و به افرادِ خود دستور میدهد از کشتن بعضی از نامها
خودداری کنند ولی صاحب بعضی نامها را بکشند. سرانجام با ظهور آن حضرت،
فرج برای عالم و بهخصوص برای اهل ایمان حاصل میشود.(1)
در روایات
آمده حکومت سفیانی هشت ماه بیشتر طول نمیکشد، ولی در این مدت کوتاه، مواضع
مهم را تصرف میکند. مرحوم حاجی نوری نقل میکند: سفیانی را نزد حضرت حجت
میآورند در حالی که عمامهاش را دور گردنش پیچیدهاند. به حضرت میگوید
یابنرسولالله، مرا نکش. بنابراین نقل اطرافیان میگویند: کسی که این همه
اولاد رسولالله را کشته، او را آزاد میکنید؟ در هر حال آنقدر به حضرت
فشار میآورند تا این که حضرت میفرماید: «شأنکم» (کار خودتان را بکنید)،
خودتان میدانید، اختیار با خودتان، هر کار میخواهید بکنید. بدین ترتیب
گویا حضرت اجازه میدهد او را بکشند و سرانجام او را میکشند. (2)
علائمی
اعم از حتمیه و غیرحتمیه برای ظهور آنحضرت ذکر کردهاند. ولی اگر خبر
دهند فردا ظهور میکند، هیچ استبعاد ندارد {دور از انتظار نیست}.لازمه این
مطلب آن است که در بعضی از علایم بَدا صورت گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی
هم مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق بیافتد. در روایت است که فتنههایی بر اهل
ایمان میآید: « کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ» همانند پارههای شب
تاریک. (3)
عبارت « بعد ما ملئت ظلماً و جوراً» (که در آخرالزمان، زمین
پر از ظلم و جور میشود) تهدید عجیبی است. زیرا میرساند که در آن زمان در
روی زمین یک وجب هم عدل حاکم نیست. ظلم به گونهای حاکم است که حتی همة
ملل، حتی کفار هم میدانند به ظلم گرفتارند. معنای روایت این است که ظلم
فراگیر میشود و گویا آن زمانی است که همه (چه دیندار و چه بیدین) اعتراف
میکنند که وضعی که در آن قرار گرفتهاند وضعی عقلایی که ممکن باشد بشر در
سایه آن زندگی انسانی کند، نیست. در روایت، کلمهی کفر ذکر نشده بلکه ظلم و
جور ذکر شده است. زیرا حکومت های {کافر}ولی همراهِ با عدل (مثل
انوشیروان) چهبسا بودهاند.(4)
هر چه زمان ظهور نزدیکتر میشود، بلاها بیشتر میشود. هنوز بلاها بعد از این است. حالا ما در راحتی و نعمت هستیم.(5)
ویژگیهای شخصی امام زمان(عج)
بعضی
از کسانی که حضرت حجت را دیدهاند، گفتهاند: «عمامته کعمامة العجم» عمامه
آنحضرت همانند عمامه[روحانیان شیعه] و عجم و ایرانیان است. از این جا
معلوم میشود که آن حضرت به ایرانیها علاقه و میل دارند.(6)