ای امیر عرفه، روح مناجات تویی

ای امیر عرفه، دست من و دامانت
جان به قربان تو و گردش آن چشمانت
ای امیر عرفه، حال مناجات بده
بر گدای حرمت وقت ملاقات بده
ای امیر عرفه، دیده ی پرآب بده
دل بی تاب مرا با نگهت تاب بده
ای امیر عرفه، بر سر راهت گردم
گر بیایی به خدا دور سرت می گردم
ای امیر عرفه، تنگ غروب است، بیا
سر زدن بر فقرا سرزده خوب است، بیا
ای امیر عرفه، حامی زهرا، برگرد
جان زهرا دگر از خیمه صحرا برگرد
ای امیر عرفه، بر رخ من خنده بزن
جان زینب بده روز عرفه پاسخ من
ای امیر عرفه، روح مناجات تویی
مشعر و سعی و صفا، مروه و میاقات تویی
ای امیر عرفه، ناز مکن چهره نما
از پس پنجره در باز مکن چهره نما
«ای امیر عرفه» ذکر مدام است، بیا
کار این عاشق دلخسته تمام است، بیا
ای امیر عرفه، دیدن رویت عشق است
مردن امشب به خدا بر سر کویت عشق است
ای امیر عرفه، فیض دمت را قربان
دل دریایی لبریز غمت را قربان
ای امیر عرفه، در عرفاتی امروز؟
یا لب علقمه ی شاه فراتی امروز؟!
ای امیر عرفه، هیئت ما نیز بیا
روضه ی تشنه کنار لب دریاست، بیا
ای امیر عرفه، جان گل یاس بیا
قدمی رنجه نما، روضه ی عباس بیا
ای امیر عرفه، شرح بده خود بر من
سر عباس کجا، ضرب عمود آهن
التماس دعا
ناتان نبی (ع) که بود؟ |

ناتان نبی علیه السلام
در بعضی منابع تاریخی آمده است،« ناتان علیه السلام» ششمین فرزند« داوود نبی علیه السلام»، از ششمین همسرش به اسم« اغلاء» بود. ناتان با آنکه در زمان داوود نبی می زیست، او هم پیامبری بود که بر وی وحی می شد.[ 1] و بعضى از مورخان ناتان را پیامبر مرسل می شمارند که مبلغ دین موسى علیه السلام در بنى اسرائیل بود.[ 2]
نام ناتان علیه السلام در قرآن نیامده ولی در کتاب سموئیل نبی (ع) با تلفظ« ناتان نبی» یادشده شده و از نزول وحی بر آن حضرت خبر داده است.( 3) همچنین اسم آن حضرت در زبور داوود( علیه السلام ) هم با تلفظ «ناتانِ پیغمبر» آمده است. در بعضی از منابع از ایشان با اسم« یاثان» هم نامبرده شده است. بنابر گزارش های عهد عتیق کتاب مقدس، ناتان نبی، به درخواست حضرت داود در مراسم تاج گذاری و شروع پادشاهی حضرت سلیمان در گیحون حضور داشت.
ناتان مردم را به شریعت موسی / در بیت المقدس دعوت کرد تا در سال 1197 از جهان در گذشت و قبرش در بیت المقدس واقع است.
آن حضرت در شهر بیت المقدس زندگی میکرد ، ولی مزاری منسوب به وی در شهر حَلحولیه واقع در 3 کیلومتری شمال الخلیل قرار دارد. این شهرک مسلمان نشین، حَلحول هم نامیده می شود. مزار حضرت ناتان (ع) در محوطه ی حیات یک عمارت عربی منتسب به مسلمانان قرار گرفته است ولی مسلمانان توجه چندانی به آن ندارند و مسیحیان و یهودیان به زیارت آن جا می روند.
-----------------------------------
زندگینامه کوتاهی از آیت الله شیخ محمد حسین زاهد |

مرحوم شیخ محمد حسین زاهد
زندگی نامه شیخ محمد حسین زاهد
زندگی نامه شیخ محمد حسین زاهد از زبان یکی از شاگردان، این چنین نقل شده است:
وی را به اسم شیخ محمد حسین نفتی،
و بعدها زاهد می شناختم. قد متوسطی داشت، با ظاهری ساده و قیافه ای جذاب و
کلامی دلنشین. چشمان ضعیفی داشت و به همین خاطر هنگامی که حرکت میکرد ،
دست او را می گرفتم.
آنقدر جذبم نموده بود که از پرسیدن نام خانوادگی ایشان غفلت کرده بودم. از دیگر دوستان هم هنگامی که سوال کردم، آن ها هم مانند من بودند، در جواب می گفتند:ما هم تنها ایشان را به نام شیخ محمد حسین زاهد می شناسیم. اطلاع از نشانی محل و سال ولادت ایشان هم دست کمی از نام خانوادگی شان نداشت.
مرحوم شیخ محمد حسین زاهد، از علم و
سواد بالایی بهره مند نبود، ولی نه بدین جهت که ایام تحصیل را قدر ندانسته
باشد، بلکه به این دلیل که از حدود چهل سالگی گام در این راه گذاشته بود.
آیت الله شیخ محمد حسین زاهد که در
جوانی به شغل نفت فروشی در تهران اشتغال داشت گاه به گاه در درس مرحوم آقا
سید علی مفسر حاضر می شد یکی از ایام که با چرخ نفت فروشی گذارش به کنار
مسجد جامع تهران افتاده بود، دقایقی در پای درس آیتالله مفسر نشست، ولی در
آن مجلس یک باره انقلاب و جرقه ای الهی در قلب و جانش پیدا گردید و بطور
قطع قصد کرد تا از آن به بعد به فراگیری علوم دینی بپردازد و به سلک
روحانیت در آید. وی تحصیلات خویش را در تهران و مشهد ادامه داد و از محضر
بزرگان بسیاری بهره برد.
ادامه مطلب ...
ولادت امام رضا ع مبارکباد |

ز آستـــان رضـایــــــم خـدا جـدا نکند
من و جدائی از این آستان،خدا نکند
به پیــش گنبد زرینــش آفتــــاب منیر
ز رنــگ زردی خود دعـــوی بهــا نکند
به صحن او نکند کس به دل هوای بهشت
مگر کسی که ز روی رضا حیا نکند
ز درگه کــرمش دست التــجا نکشم
گدا که دامـن صاحب کـــرم رها نکند
چه زائریسـت که گر بگـذرد ز درگه او
مقیــــم آن نشـــود ترک ما سوا نکند
به نـزد حق نبود هیــچ طاعتی مقبول
از آن کسی که رضا را ز خود رضا نکند
شها به زائر خود داده ای تو وعده لطف
کجا به گفته خود چون توئی وفـــا نکند
ولادت باسعادت امام مهربانی ها حضرت امام علی بن موسی الرضا ع مبارک
آثار ترک نماز |

نماز از فروع دین می باشد
یکی از آثار ترک نماز این است که خداوند، خیر و برکت را از عمر و روزی اش بر می دارد. همچنین دعاى او به سوى آسمان بالا نمى رود و مستجاب نمى گردد.
نماز از فروع دین
« نماز» یکى از فرایض دین و عبادت های ویژه ای است که مسلمانان پنج مرتبه در شبانه روز به جا می آورند. مطابق با تصریح قرآن و شواهدی که موجود است نماز از ابتدای خلقت آدم یک فریضه دینی بوده است.
نماز مهمترین اعمال دینی است که درصورتی که قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و درصورتی که پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود. و همانطور که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند.
اهمیت نماز
در قرآن مجید که مجموعه راهنمایی ها و دستور العملهای زندگی سعادتمندانه بشریت آمده است، در مورد خمس 1 آیه، در رابطه با روزه 13 آیه، در رابطه با حج 18 آیه، درباره زکات 23 آیه آمده است ولی در مورد نماز بیش از 122 آیه، نازل شده که طی آن اهمیت، احکام و مسایل مهم نماز مطرح گردیده است.
اهمیت نماز در کلام ائمه علیه السلام:
1ـ نماز، نخستین پرسش:حضرت محمدصلی الله علیه و آلهمی فرماید: « ستون دین، نماز است و از بین اعمال انسان در رستاخیز، نماز اولین شدنی است که مورد رسیدگی قرار می گیرد چنانچه صحیح بود، سایر اعمال نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت و اگر نه باقی اعمال هم مردود خواهد بود».
2ـ نماز، جامعترین عبادت ها:امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید:هیچ عملی معادل نماز نیست زیرا نماز جامع ترین، معتبرترین و بالاترین عبادت و خدمت است.
نکوهش حسادت در احادیث ائمه اطهار |

پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم:
الحاسدُ جاحِدٌ لأنّهُ لَم یَرضَ بِقضاءِ الله.
آدم حسود ـ در حقیقت ـ یک آدم لَجوج و ستیزهجو است. زیرا او به قضا و مقدرات الهی تن نمیدهد.
(لئالیالاخبار، ج ٢، ص ١٩١)
امام علی (علیهالسلام):
اَلحسدُ داء عَیاءٌ لایزولُ اِلاّ بِهَلْکِ الحاسِدِ أَو مَوتِ المَحسود!
حسد یک بیماری علاجناپذیری است که جز با از پای درآمدن حسود یا مرگ طرف مقابل زوال نمیپذیرد!
(فهرست غرر، ص ٦٧)
امام جعفرصادق(علیهالسلام):
النَّصیحةُ مِن الحاسِد محال!
توقع نصیحت و خیرخواهی از آدم حسود محال است!
(خصال، ج ١، ص ١٢٧)
ناگفتههایی از جنگ سردار سلیمانی در سوریه از زبان سرداری که همپای حاج قاسم با داعش جنگید |
بسم الله الرحمن الرحیم
معاون هماهنگکننده نیروی قدس از جزئیات نبرد با داعش میگوید/
سردار «محمدرضا فلاحزاده»، از همراهان حاجقاسم سلیمانی عزیز در جنگ با داعش بوده است که در میدان جنگ نام او «ابوباقر» گذاشته شد و حالا همه او را با این نام میشناسند.
روزهای سخت سوریه را درک کرده است، اما بهسختی همراه شد تا گفتوگویی در اینباره داشته باشد.
قرار شد فقط از حاجقاسم بگوید و ایشان به همین شرط قبول کرد؛ گفتوگویی که هرکجای آن ارجاع به حاجقاسم داشت، اشک چشمان او نیز جاری میشد. از چگونگی آزادسازی فرودگاه دمشق و حلب توسط حاجقاسم تا منطقه قاسمآبادشرق سوریه،
از چگونگی آزادسازی بوکمال تا دستبوسی رزمندگان توسط حاجقاسم عزیز ...
این گفتوگوی مفصل را
از اول ماجرا میخواهیم شروع کنیم، از آشنایی شما و حاجقاسم...
در سال ۱۳۶۳ و بعد از عملیات خیبر با حاجقاسم آشنا شدم. نخستینبار در منطقه هورالعظیم ایشان را دیدم و بعد از آن در قرارگاه که جلسه داشتیم، همدیگر را میدیدیم تا عملیات والفجر ۸ که اوج ارتباط ما شروع شد تا همین امروز و در عملیاتهای بعدی مانند مهران، کربلای ۵ و والفجر ۱۰ و آخرین مواجهه ما در تکهای آخر جنگ بود که امام پیام داد اینجا همه حق در برابر همه باطل قرار دارد و باید دشمن را عقب زد. بچههای ایشان، بعثیها را از جاده اهواز- خرمشهر تا مرزهای بینالمللی عقب زدند. حاجقاسم در جنگ فقط ۲۸ عملیات آفندی داشت. رفاقت دوستیمان مستحکم شد، اما بعد از جنگ تحمیلی هرکدام در یک بخش از سپاه خدمت میکردیم و در کنار هم نبودیم، البته رفتوآمدم با ایشان در کرمان و تهران ادامه داشت، چون ایشان را صاحبنفس دیده بودم، مثلا من دو بار کل شورای فرماندهی یگانها را بردم کرمان خدمت حاجقاسم که ایشان برای ما موعظه کند، اما بعد از سالها دوباره در صحنه سوریه توفیق پیدا کردم در رکاب ایشان باشیم.
ادامه مطلب ...
احادیثی از معصومین درباره فقر |

احادیث درباره فقر:
امام علی (ع)
و قال (علیه السلام): الْغِنَى وَ الْفَقْرُ، بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّه.
و فرمود (ع): توانگرى و تهى دستى پس از عرضه داشتن کردار است به خداى تعالى. (ترجمه و شرح حکمت 452 نهج البلاغه)
امام علی (ع):
امام علی(ع) فرموده است: «چهار چیز کم آنها زیاد است: یکی آتش، دوم: کینه و عداوت، سوم: فقر، چهارم: مرض».
امام صادق (ع):
حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: خداوند، پیر نادان، ثروتمند ستمکار، و فقیر متکبّر را دشمن دارد. (بحار، جلد1 ،ص 31)
امام علی (ع):
امام
علی(ع) خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) میفرماید: «فرزندم کسیکه به
فقر دچار شود به چهار خصلت مبتلی میشود، ضعف در یقین، نقصان در عقل، سستی
در دین، کمحیایی در چهره، پس از فقر به خدا پناه میبریم».
امام صادق (ع):
امام
جعفر صادق(ع) فرموده است: حضرت لقمان به فرزندش سفارش کرد: «ای فرزند!
تمام مرارتها و تلخیهای روزگار را تحمل میکنم ولی مرارت و تلخی فقر را
نمیتوانم تحمل کنم»
ادامه مطلب ...
چرا امام علی (ع) با چاه درد و دل میکرد؟ |

دلیل درد و دل امام علی (ع) با چاه
روایت درد و دل امیرالمومنین (ع) با چاه آب:
در
روایتی از میثم تمار آمده است: شبی از شب ها امیرالمومنین (ع) مرا به صحرا
برد. از کوفه بیرون رفتیم. به مسجد جعفی رسیدیم. آن حضرت چهار رکعت نماز
خواند و بعد از سلام و تسبیح دست های خویش را بلند کرد و گفت: خدایا! تو را
چطور بخوانم در حالیکه بنده گنهکار تو هستم و چطور تو را نخوانم در حالیکه
عاشق تو هستم.
خدایا! با دستان گناه آلود و چشمان امیدوار به سویت آمده ام. خدایا! تو مالک تمامی نعمت هایی و من گرفتار خطاها هستم. آن حضرت بعد از دعا به سجده رفت و صورت به خاک گذاشت و یکصد مرتبه گفت:خدایا عفوم کن.
بعد از این از مسجد بیرون رفتیم تا به صحرا رسیدیم. امیرالمومنین (ع) خطی به دور من کشید و فرمود: از این خط بیرون نیا. مرا تنها گذاشت و رفت و در دل تاریکی گم شد.
آن شب، شب تاریکی بود. پیش خودم گفتم: ای
میثم! آیا مولا و سرورت را در این بیابان تاریک و با آن همه دشمن تنها رها
کردی؟! پس در پیش خدا و پیامبراکرم چه عذری خواهی داشت؟! بعد از آن سوگند
خوردم که مولایم را پیدا خواهم کرد. به دنبال آن حضرت رفتم و او را جست و
جو کردم. هنگامی که آن حضرت را از دور دیدم، به طرفش راه افتادم، وقتی که
رسیدم دیدم آن حضرت تا نصف بدن به چاه آب خم شده است و با چاه آب سخن می
گوید و چاه هم با وی سخن می گوید.
هنگامی که که آن حضرت امدن مرا حس
کرد پرسید: کیستی؟ گفتم:میثم هستم. فرمود: مگر نگفتم از آن دایره پایت را
بیرون مگذار؟! گفتم: نتوانستم تحمل کنم و ترسیدم که دشمنان، بر تو اسیب
برسانند. پرسیدند:آیا چیزی از آنچه گفتم شنیدی؟ گفتم:نه سرورم، چیزی
نشنیدم. فرمود:ای میثم! هنگامی که که سینه ام از آنچه در آن دارم حس تنگی
کند، زمین را با دست می کنم و راز خودم را به آن می گویم و هر وقت که زمین
گیاه می رویاند، آن گیاه از تخمی است که من کاشته ام( بحار، ج ۴۰، ص ۱۹۹ و
منتهی الامال، ج ۱، ص ۴۰۱)}
همانطوری که ملاحظه می کنید خود میثم
تمار از این راز علی (ع) سر در نیاورد علی (ع) هم برای میثم برملا نکرد
زیرا میثم تحمل نیاورد و اگر آن شب تحمل میکرد اسراری برای وی تعلیم داده
می شد.
ادامه مطلب ...