واقعه عاشورا و لشکر جنیان

هنگامی
که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود
(مسلمانان جن همگی به دست مبارک امیرالمومنین علی علیه السلام در وادی
الکثیب ازرق و محل بئر ذات العلم به دین اسلام مشرف شدند) در بئر ذات
العلم، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت
نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود. در همین حال ناگهان متوجه شد که
از زیر تختش صدای گریه و زاری می آید. زعفرجنی گفت: کیست که در وقت شادی،
گریه می کند؟! دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند و زعفر از آنان سبب
گریه را پرسید. آنان گفتند: یا امیر! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی،
در حین رفتن به آن شهر، عبور ما به رود فرات افتاد که عربها به آن نواحی
نینوا می گویند .
ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع
شده و در حال جنگ هستند. وقتی که نزدیک آنان شدیم، مشاهده کردیم که حضرت
حسین بن علی علیه السلام، پسر همان آقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده،
یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی
فرمود: آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟! و نیز شنیدم که اهل و
عیال آن بزرگوار، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند .
وقتی که این
واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم
تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت می رسانند .
ادامه مطلب ...
عاشورا تعالی انتظار تا عصر ظهور
ارتباط حقیقی واقعه عاشورا با مفهوم انتظار چیست؟
این واقعه تاریخی چگونه میتواند زمینه ساز عصر ظهور باشد؟
پاسخ به این سؤال، در درجه اول، نیازمند تحلیل واقعه عاشورا و
عصر ظهور و شناسایی حقیقت انتظار است تا چگونگی مبدئیت
عاشورا برای انتظار ظهور، معلوم شود. تحلیلهای ما در این خصوص
مبتنی بر پیشفرضهای ماست و این پیش فرضها، ظرفیت تحلیلهای ما را مشخص میکنند. در پیشفرضهایی که ما در تحلیل حوادث بزرگ
مثل عاشورا یا ظهور به کار میبریم، نگرش ما به حضرت حق، فعل
الهی و عظمت صنع پروردگار و نیز هدفمند بود و حکیمانه بودن این
صنع، یعنی تجلی عظمت و حکمت الهی در خلقت، جایگاه برجسته
و تعیین کنندهای دارد. در واقع، نگاه به آغاز آفرینش و مراحل سیر و
تکامل آن، در این زمینه، تأثیرگذار است. در همین راستا باید به جایگاه
فعل معصوم در مسیر خلقت توجه کرد.
دومین نکته قابل توجه در تحلیل حوادث با عظمتی چون واقعه عاشورا،
نگاه فلسفه تاریخی است که متأسفانه در طول تاریخ، مغفول واقع
شده است؛ شاید به این دلیل که این دانش، به صورت یک علم مدون
دانش سابقهداری نیست؛ هرچند در معارف ما جلوههایی از آن وجود
دارد. حال با در نظرگرفتن این نگاه، نمونهای ذکر میکنم:اگر فلسفه
تاریخ شما، فلسفه مارکسیستی ـ مبتنی بر ماتریالیسم تاریخی ـ
باشد و بخواهید عاشورا را تحلیل کنید، ادامه مطلب ...
از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء-دهم محرم
کربلا
زمان: جمعه دهم محرم الحرام61 هجری
امام
حسین(علیه السلام) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها
چنین سخن گفت: «... خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که
صبر و شکیبایی را پیشه خود سازید.»
حضرت "زهیر بن قیس" را فرمانده راست
سپاه، و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش
عباس(علیه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمهها نزدیک میشد، ولی حضرت
تیری نینداخت چون میفرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.»
عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و
به سوی یاران امام انداخت و گفت: گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی
لشکر حسین تیر انداختم! ،سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از
هر طرف یاران امام حسین(علیه السلام) را نشانه رفتند. امام(علیه السلام)
فرمود: «یاران من! بپاخیزید و به سوی مرگ (شهادت) بشتابید، خدا شما را
بیامرزد.»
در حمله اول چهار تن شهید شدند و سپس
یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به
شهادت میرسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنیهاشم رسید و آنها نیز
شربت شهادت را نوشیدند.
امام حسین(علیه السلام) که یکه و
تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا میکرد.
حضرت برای وداع آخر به سوی خیمهها آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از
غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمایانی کرد. دشمن از
هر طرف وی را محاصره نمود، ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و
در حالی که یکصد و چند نشانه تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین گشت و
روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست. اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان
الهی بلند شد.
«و سَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ»
منبع :
برگرفته از کتاب مدینه تا کربلا، همراه سیدالشهدا.
تبیان
از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء-نهم محرم

کربلا
زمان: پنجشنبه نهم محرم الحرام 61 هجری
شمر
خود را به خیام امام حسین(علیه السلام) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس و
دیگر فرزندان امالبنین، میگوید: «برای شما از عبیدالله اماننامه گرفتم»
آنها متفقاً گفتند: «خدا تو را و اماننامه تو را لعنت کند، ما امان داشته
باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟»
امام حسین(علیه السلام) توسط حضرت عباس از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت میگیرد.
حفر
خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی
دشمن با خیام از سه طرف - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد – و
یاران امام در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام (علیه السلام) برای اصحاب
بسیار سودمند بود، گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام (علیهالسلام)
میپیوندند.
سخن امام حسین (علیه السلام) خطاب به دشمن:
وای
بر شما! چه زیانی میبرید اگر صدای مرا بشنوید؟! من شما را به یک راه راست
میخوانم، اما شما از همه فرامین من سر باز میزنید، چرا که شکمهای شما
از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مُهر شقاوت زده شده است.
القاب مبارک امام حسین (ع)

- عطشان
از القاب سید الشهدا (ع) که تشنه در کربلا به شهادت رسید. این تعبیر در روایات، تواریخ و زیارتنامهها درباره آن امام آمده است.
- مظلوم
ستمدیده؛
از لقبهای سید الشهدا است که اغلب با نام او همراه است (یا حسین مظلوم).
در زیارتنامهها و احادیث تکیه بر روی این لقب، گواهی است بر ظالم بودن
حکومت اموی و سپاهی که در کربلا آن حضرت را به شهادت رساند.
- قتیل العبرات
کشتهی اشکها؛ شهیدی که هم نامش گریهآور است و هم اشک ریختن در سوگ او ثواب دارد و موجب احیای عاشورا است.
- سید الشهدا
به
معنی سرور و سالار شهیدان؛ حماسه و ایثار اباعبدلله چنان بود که او را بر
همهی شهیدان برتری و سروری داد و شهدای کربلا را نیز بر دیگرشهیدان فضیلت
بخشید و این سیادت و برتری در عرصهی قیامت هم مشهود خواهد بود.
- ثارالله
یعنی
آنکس که خداوند خونخواه اوست. شدت همبستگی و پیوند سید الشهدا با خدا به
نحوی است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیلهی خدا می ماند که جز با
انتقامگیری و خونخواهی اولیاء خدا تقاص نخواهد شد.
ادامه مطلب ...
به میدان رفتن حضرت عباس(ع)

مطابق
معتبرترین نقلها اولین کسى که از خاندان پیغمبر شهید شد،جناب على اکبر و
آخرینشان جناب ابوالفضل العباس بود،یعنى ایشان وقتى شهید شدند که دیگر از
اصحاب و اهل بیت کسى نمانده بود،فقط ایشان بودند و حضرت سید الشهداء.آمد
عرض کرد:برادر جان!به من اجازه بدهید به میدان بروم که خیلى از این زندگى
ناراحت هستم.
جناب ابوالفضل سه برادر کوچکترش را مخصوصا قبل از
خودش فرستاد،گفت:بروید برادران! من مىخواهم اجر مصیبت برادرم را برده
باشم.میخواست مطمئن شود که برادران مادری اش حتما قبل از او شهید شده
اند و بعد به آنها ملحق بشود.
نا بر این ام البنین است و چهار پسر،ولى
ام البنین در کربلا نیست،در مدینه است.آنان که در مدینه بودند از سرنوشت
کربلا بى خبر بودند.به این زن،مادر این چند پسر که تمام زندگى و هستی اش
همین چهار پسر بود،خبر رسید که هر چهار پسر تو در کربلا شهید
شدهاند.البته این زن زن کاملهاى بود،زن بیوهاى بود که همه پسرهایش را
از دست داده بود.
گاهى می آمد در سر راه کوفه به مدینه می نشست و
شروع به نوحه سرایى براى فرزندانش می کرد.تاریخ نوشته است که این زن خودش
یک وسیله تبلیغ علیه دستگاه بنى امیه بود.هر کس که مىآمد از آنجا عبور
کند متوقف مىشد و اشک مىریخت.مروان حکم که یک وقتى حاکم مدینه بوده و از
آن دشمنان عجیب اهل بیت است، هر وقت مىآمد از آنجا عبور کند بى اختیار
مىنشست و با گریه این زن مىگریست. این زن اشعارى دارد و در یکى از آنها
مىگوید:
لا تدعونى ویک ام البنین
تذکرینى بلیوث العرین
کانتبنون لى ادعى بهم
و الیوم اصبحت و لا من بنین --- (منتهى الآمال،ج 1/ص386)

پایه های نهضت حسینی در وصیتنامه سالار شهیدان

بعد
از مرگ معاویه در سال 60 هجری، از طرف حکومت نامه ای به دست حاکم مدینه
رسید مبنی بر بیعت گرفتن از امام حسین علیه السّلام برای خلافت یزید بن
معاویه. این دستور قطعی بود، امام یا باید بیعت می کرد و یا کشته می شد،
زیرا به سبب شخصیّت برجسته امام حسین علیه السّلام هم به لحاظ نَسَبی که
نواده رسول الله صلّی الله علیه و آله است و هم به لحاظ فضائل بَرین که
فردی شاخص در جامعه است، امکان ندارد ایشان زنده باشند ولی با یزید بن
معاویه، بیعت نکنند. به بیان منطقی، زنده بودن امام و بیعت نکردن با یزید
بن معاویه، "مانعة الجمع" است؛1 بیعت نکردن امام با یزید بن معاویه، مایه
کاهش اعتبار خلافت وی و یا حتی سبب از بین رفتن مشروعیّت حکومت می باشد.
برای همین، اگر امام علیه السّلام می خواهد زنده بماند، باید با یزید بن
معاویه بیعت کند یعنی خلافت او را بپذیرد.
تکرار عبرت آموز تاریخ
نظیر
این مطلب در جریان تعیین جانشین رسول خدا صلّی الله علیه وآله نیز اتّفاق
افتاد. بعد از معرّفی جناب ابوبکر به عنوان خلیفه رسول الله صلّی الله
علیه و آله، تعدادی از صحابه، خلافت او را قبول نکردند و با او بیعت
نکردند؛ یکی از مخالفین، امیرالمومنین علیّ بن ابی طالب علیه السّلام بود
امّا از آنجا که امام علیّ علیه السّلام در میان صحابه رسول خدا صلّی الله
علیه و آله، برجسته ترین آنها بود، عدم بیعت ایشان به معنای عدم مشروعیّت
حکومت تلقّی می شد؛ پس به هر قیمتی باید از حضرت علیّ علیه السّلام بیعت
گرفته شود.2
ادامه مطلب ...
عبدالله بن الحسن (ع) و شهادت در کربلا
عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب
«عبدالله» کودک چند ساله امام مجتبی(علیه السلام) است. مادر عبدالله دختر «شلیل بن عبدالله بجلّی» بوده است. (1)
شیخ
مفید چنین نقل میکند: پس از آن که «مالک بن نسر کندی» با شمشیرش به سر
مبارک امام حسین(علیه السلام) زد، امام پارچهای درخواست فرمود و با آن سر
مبارکش را محکم بست و عمامهای بر کلاه خود بست. شمر و دیگران هم به
جایگاه خود بازگشتند. زمانی گذشت تا امام بار دیگر به میدان بازگشت و آنها
هم بازگشتند و آن حضرت را محاصره کردند.
عبدالله پسر امام مجتبی(علیه
السلام) هنوز به حد بلوغ نرسیده بود و در خیمهگاه با زنان به سر میبرد.
هنگامی که متوجه حمله دشمن به جانب امام شد، از خیمهگاه بیرون دوید. او
سراسیمه و شتابان رو به جانب امام حسین(علیه السلام) رفت و در کنار عمویش
ایستاد. حضرت زینب (علیهاالسلام) او را دنبال کرد و به او رسیده بود. او
تلاش کرد که آن کودک را نگه دارد. امام حسین(علیه السلام) به خواهرش
فرمود: «احبسیه یا اخیه؛ ای خواهرم! او را نگهدارید.» آن کودک از این که
بازداشته شود، سخت امتناع میورزید. او به عمهاش گفت: «والله لا افارق
عمّی(2)؛ سوگند به خدا، از عمویم جدا نمیشوم.»
نحوه شهادت عبدالله بن الحسن(علیه السلام)
ناگاه
«ابجر بن کعب» شمشیر خود را به سوی امام پایین آورد. عبدالله فریاد زد:
«ای پسر زن ناپاک! وای بر تو! آیا میخواهی عمویم را بکشی؟» بَحر قصد ضربه
زدن به امام را داشت.ناگاه عبدالله دستش را پیش آورد تا ضربه را از امام
دور سازد. ولی دست مبارکش تا پوست قطع شد و دست آویزان گشت.
کودک فریادش بلند شد: «یا امتاه؛ ای مادرم!» حسین (علیه
السلام) او را در بر گرفت و به سینه چسبایند و فرمود: «ای فرزند برادرم!
بر آنچه به تو رسیده صبر کن و آن را به حساب خیر بگذار؛ چرا که خداوندا تو
را به پدران صالحت ملحق خواهد کرد.»(3)
امام دست خود را به آسمان بلند
کرد: «پروردگارا! قطرات باران را از اینها دریغ بدار و برکات زمینت را از
اینها باز دار؛ پروردگارا! پس اگر تا هنگام (مرگ) آنها را مهلت داده و
بهرهمند میسازی، بین آنها تفرقه بینداز و هر کدام را به راهی جداگانه
بدار؛ و سردمداران را هرگز از اینها راضی مدار؛ چرا که اینها ما را دعوت
کردند تا که یاریمان کنند، سپس بر ما دشمنی کردند و ما را کشتند.» (4)
ابوالفرج
گوید: در نهایت عبدالله به دست «حرملة بن الکاهل الاسدی» به شهادت
رسید.(5) در زیارت ناحیه مقدسه آمده: «السلام علی عبدالله بن الحسن بن علی
الزکی» و سپس بر قاتل او به نام «حرملة بن کاهل الاسدی» نفرین شده است. (6)
پینوشتها:
1- ابصار العین، ص 73 .
2- الارشاد، ج 2، ص 110 .
3- همان .
4- همان، ص 111 .
5- مقاتل الطالبیین، ص 89 .
6- اقبال الاعمال، ج 3، ص 75 .
برگرفته از کتاب یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی
فضیلت های بی شمار زیارت عاشورا
با
توجه به آثاری که خواندن زیارت عاشورا در طول تاریخ داشته ومشکلات فراوانی
را حل نموده,می توان فهمید که این زیارت دارای چه فضیلت هایی است.داستان
مرحوم آقا نجفی قوچانی وخواندن چهل روز زیارت عاشورابرای سه حاجت وبرآورده
شدن آنها,داستان میرزای محلاتی,علامه طباطبائی وشهید قدوسی,(علامه ره در
محرم وصفر زیارت عاشورایش ترک نمی شد)داستان آمدن وبا در سامراءودستور
میرزا محمد تقی شیرازی برای خواندن زیارت عاشورا به مدت ده روزومحفوظ
ماندن شیعیان از خطر مرگ,(دستور میرزا مبنی بر خواندن زیارت عاشورا حتما
مستندی داشته واز پیش خود حرف نزده است)مقید بودن خود میرزا محمد تقی
شیرازی به خواندن زیارت عاشورا,داستان تشرف سید رشتی به خدمت امام عصر(عجل
الله فرجه)که آن حضرت سه مرتبه خواندن زیارت عاشوراو جامعه را سفارش
فرموده اند «عاشورا ,عاشورا,عاشورا» مجموعه این نقلها وصدها نمونه دیگر
حاکی از یک واقعیت قطعی دارد. اطلاعات بیشتر را درکتاب سیمای فرزانگان,رضا
مختاری ص 187,200 و...ملاحظه نمائید.
بر اساس آیات فراوانى از قرآن
کریم، خداوند بزرگ پاداش هر عمل نیکویى را که خالصانه براى رضایت او به جا
آورده شود، تباه نمى سازد؛انّ الله لا یضیع أجر المحسنین(بقره: 2)
بنابراین،چنانچه کسى با عشق اهل بیت(ع) زیارت عاشورا را تلاوت کند، خداوند
پاداش نیکویى به وى عطا خواهد کرد.
ادامه مطلب ...