الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

در ابتدا و انتهای روز، قرائت کدام سوره‌ها مستحب است؟

 در ابتدا و انتهای روز، قرائت کدام سوره‌ها مستحب است؟



قرآن کریم مهمّ ‌ترین حجّت خداوند بر بندگان و ترنّم آوای ایمان در گوش جان انسان‌ها است. انس با قرآن کریم و تلاوت آن اثرات ثمربخش بر زندگی انسان دارد. به طوری که در گفتار معصومین ـ علیهم السّلام ـ و آیات قرآن کریم به قرائت و تلاوت بسیار، توصیّه شده است. « و َرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلا  »[1] و « فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ  »[2]


رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ خطاب به ابوذر فرمود: «بر تو باد تلاوت قرآن و بسیار یاد خدا کردن، زیرا موجب بلند آوازگی تو در آسمان و نورانیّت تو در زمین است.»[3] حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «هر کس با تلاوت قرآن انس بگیرد، دوری دوستان او را هراسان نکند.»[4]

استحباب سوره های مختلف در زمان های گوناگون:
اگر چه درهای رحمت الهی همواره به سوی بندگانی که صادقانه و مخلصانه او را می‌خوانند، باز است و همیشه می‌شود با تلاوت قرآن کریم با خدا ارتباط برقرار کرد، امّا امامان معصوم به بعضی از زمان‌ها و مکان ها عنایت بیشتری داشته‌اند. و کسب ثواب و فیض بیشتر را در آن زمین و زمان خاص یادآوری کرده‌اند. از جمله این اوقات می‌توان به ماه مبارک رمضان، شب‌های قدر، روز عرفه، روزهای عید فطر، قربان، غدیر، شب‌های جمعه و... اشاره کرد. 
ادامه مطلب ...

صدقه و میزان آن ؟!

 صدقه و میزان آن ؟!


در شرع مقدس اسلام در مورد ارزش و اهمیت صدقه سفارشات زیادی شده است. آیات قرآن و روایات کیفیت و اهمیت صدقه را بیان کرده است.
 
در اسلام دو نوع صدقه مطرح است؛ یکی صدقه واجب که همان زکات است و درآیات قرآن و روایات مقدار مصرف آن و مستحقین آن بیان شده است.[1] در این جا به جهت اختصار فقط به مورد سوال که صدقه مستحبی است می پردازیم.
 
الف.اهمیت صدقه
 اخبار و روایات وارده در فضیلت صدقه بسیار است و فواید زیادی برای آن بیان شده است؛ مانند این که صدقه سبب زیادی رزق و روزی، شفای بیماری ها، دوری آتش جهنم، دفع هفتاد بلا و مصیبت در دنیا، طولا نی شدن عمر و ... می شود.[2]
 
ادامه مطلب ...

من نماز می خوانم ولی

من نماز می خوانم ولی


من نماز می خوانم ولی مشروبم می خورم!! (یا جمله ها یا کارایی مشابهش!)

تو مراسم احیا شرکت می کنیم و فردا در محل کار و یا جایی که می بینیم کارمان خیلی گیر است، از رشوه دادن و گرفتن ابایی نداریم!!

روزه می گیریم ولی حجابمونو حفظ نمی کنیم.

تو کاسبی ها دروغ می گوییم، احتکار می کنیم، با چک ها بازی می کنیم و ربا می دهیم و می گیریم و بعضاً هم تا اذان می شود صف اول مسجد حضور داریم و خدا می داند این آمدن به مسجد برای خداست یا اینکه در چشم مردم "حاجی" مورد اعتماد بازار و صنف خودمان باقی بمانیم و از این راه بتوانیم صفر حساب هایمان را بالاتر ببریم!!
 
ادامه مطلب ...

آیا گفتار امام حسین (ع) تنها به مردم زمانش مربوط بوده؟

 آیا گفتار امام حسین (ع) تنها به مردم زمانش مربوط بوده؟

باید به این نکته توجه داشته باشیم که آیا این گفتار امام و مولای عزیزمان حسین (ع) تنها به مردم زمانش مربوط بوده و درد و رنج‌آور خود را فقط برای آنها بیان کرده و از آن‌ها خواسته که تکان بخورند و در مقام عمل به حق و دوری از باطل برآیند یا پیامی برای ما نیز هست و گویی هم اکنون مقابل ما ایستاده‌ است و با روحی افسرده و ملول می‌‌گوید: ای مدعیان محبت من، اگر راست می‌گوئید و جداً دوستدار من هستید؛ دردم را بشناسید و به دادم برسید.

«أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا یُتَناهی عَنْهُ»؛

آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل خودداری نمی‌شود!

درد من همین است، شما خودتان چگونه‌اید و با حق و باطل چگونه عمل می‌کنید؟ نکند در حالی که برای من بر سر و سینه می‌زنید در تمام شئون زندگی خود حق را زیر پا و باطل را روی سر بنشانید و حدود حلال و حرام خدا را رعایت نکنید؟!

به راستی ما باید شدیداً مراقب رفتار و گفتار خود باشیم و حداقل حسناتمان را به سیئات تبدیل نکنیم! ما موظفیم عزاداری امام حسین (ع) را که عبادت بسیار بزرگی است به گناه آلوده نسازیم.

بدانیم که هر عبادتی آفتی دارد و آن را بی اثر می‌کند. نماز و روزه و حج اگر با ریا انجام شوند نه تنها باطل و بی‌اثرند بلکه عنوان شرک و معصیت نیز به خود می‌گیرند. همین سینه‌زنی‌ها و تشکیل مجلس دادن‌ها و منبرها، آفات بسیاری دارند. اگر حدود را رعایت نکنیم از‌ آثار معنوی آن‌ها بی‌بهره خواهیم بود و روز جزا علاوه بر آتش حسرت و ندامت، در آتش قهر خدا خواهیم سوخت که خدا فرموده است:

«وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فی غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا یُؤْمِنُون»؛

آنها را از روز حسرت روز رستاخیز عظیم قیامت که همه چیز پایان گرفته و دیگر راه جبران و بازگشت نیست بترسان که عمر خود را در دنیا به غفلت سپری کرده و به حقیقت ایمان نیاورده‌اند.(سوره مبارکه مریم/39)

بزرگوارانی که در مسیر ارشاد و هدایت مردم شغل مقدس سخنرانی دینی یا مداحی اهل بیت (ع) را دارند بسیار سزاوارتر است که عظمت کار خود را بشناسند و از آفات این عبادت بزرگ آگاه و سخت مراقب باشند که به حریم اقدس اهل بیت (ع) اسائه‌ای ادبی نشده و هتک حرمتی نشود.



منبع خبرگزاری فارس:آیت‌الله سیدمحمد ضیاءآبادی



مبانی فکری و کارنامه وهابیت

مبانی فکری و کارنامه وهابیت

در آغاز قرن هشتم هجری فردی موسوم به احمد بن تیمیه، روی برخی از سنن و عقاید رایج مسلمین انگشت اعتراض نهاد و گرایش به آنها را مایه شرک و دوری از توحید پنداشت. مثلاً مدعی شد که شفاعت اولیاء الهی در روز رستاخیز ، واقعیت دارد ولی درخواست شفاعت از آنان در این جهان، شرک است. ما در این نوشتار مختصر برآنیم که به بررسی اجمالی و تاریخ شکل‌گیری فرقه ضاله وهابیت بپردازیم.

احمد بن تیمیه نجدی (پایه‌گذار وهابیت) در سال ۶۶۱ هجری قمری پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان که از توابع شام است به دنیا آمد. تحصیلات اولیه را تا ۱۷ سالگی در آن سرزمین به پایان برد در آن روزگار که حمله مغولان به اطراف شام ترس عجیبی در دلها افکنده بود سبب شد که عبدالحلیم، پدر احمد، همراه خانواده و جمعی از بستگان، حرّان را به سوی دمشق ترک گویند و در آنجا اقامت کنند. تا سال ۶۹۸ هـ. ق چیزی از احمد شنیده نشد، ولی از آغاز قرن هشتم افکار مخرب وی ظهور و بروز یافت. خصوصاً زمانی که ساکنین حماه از وی خواستند آیه الرحمن علی العرش استوی را تفسیر کند، در تفسیر این آیه برای خداوند جایگاهی در فراز آسمانها که بر عرش و سریری متکی است تعیین کرد.
  ادامه مطلب ...

عملی که عذاب پدر و مادر را کم می کند!

 عملی که عذاب پدر و مادر را کم می کند!

 

تلاوت قرآن از هر کس و در هر زمان و مکان باشد خوب و با ارزش است اما از بعضى افراد با ارزش تر است. در این باره به حدیثى که از امام صادق علیه السلام وارد شده ، توجه فرمایید.

عذاب پدر و مادر
امام صادق علیه السلام در حدیثی می فرمایند: هر کس در جوانى قرآن بخواند و مومن هم باشد قرآن با گوشت و خونش بیامیزد و خداوند او را با فرشتگانى که نماینده و سفیر حق اند و فرشتگان نویسنده اعمال ، همدم و قرین سازد و در روز قیامت قرآن براى او حایل و مانع از آتش جهنم خواهد بود و در حق وى دعا کند و گوید: بارالها، هر کارگرى به اجرت کار خود رسید جز کارگر من، (و تلاوت کننده من) پس بزرگترین و گرامى ترین بخشش هاى خود را نصیب او گردان .
بعد از این تقاضا، خداوند آن جوان قارى را دو جامه از جامه هاى بهشتى بپوشاند و تاج افتخار بر سر او نهد. آن گاه به قرآن خطاب شود: آیا درباره این جوان تو را خشنود کردم؟ قرآن در پاسخ  گوید: پروردگارا! من بیش از این درباره این جوان آرزو داشتم.

پس امان نامه اى به دست راستش و فرمان جاوید ماندن در بهشت را به دست چپش دهند و او را داخل بهشت کنند. بعد از آن به جوان تلاوت کننده قرآن گویند: اینک بخوان (یعنى قرآن را بخوان و با هر آیه اى که مى خوانى) یک درجه بالا رو.
 
ادامه مطلب ...

حرکت کاروان اسراء اهل بیت از شام

حرکت کاروان اسراء اهل بیت از شام


به هرحال پس از مدتی که اهل بیت در شام بودند،

به دستور یزید، نعمان بن بشیر(1) وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهى مردى امین آنان را روانه مدینه منوره کرد. (2)

در هنگام حرکت، یزید امام سجاد علیه السلام را فرا خواند تا با او وداع کند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت کند! اگر من با پدرت حسین ملاقات کرده بودم، هر خواسته‏اى که داشت، مى‏پذیرفتم! و کشته شدن را به هر نحوى که بود، گرچه بعضى از فرزندانم کشته مى‏شدند از او دور مى‏کردم! ولى همانگونه که دیدى شهادت او قضاى الهى بود! چون به وطن رفتى و در آنجا استقرار یافتى، پیوسته با من مکاتبه کن و حاجات و خواسته‏ هاى خود را براى من بنویس! (3)

آنگاه دوباره نعمان بن بشیر را خواست و براى رعایت حال و حفظ آبروى اهل بیت به او سفارش کرد که شبها اهل بیت را حرکت دهد و در پیشاپیش آنان خود حرکت کند و اگر على بن الحسین را در بین راه حاجتى باشد برآورده سازد؛ و نیز سى سوار در خدمت ایشان مأمور ساخت؛ و به روایتى خود نعمان بن بشیر را و به قولى بشیر بن حذلم را با آنان همراه کرد. (4)

و همانگونه که یزید سفارش کرده بود به آهستگى و مدارا طى مسافت کردند و به هنگام حرکت، فرستادگان یزید بسان نگهبانان گردا گرد آنان را مى‏ گرفتند،   ادامه مطلب ...

 روزی که به هیچ کس ظلمی نمی شود!

  روزی که به هیچ کس ظلمی نمی شود!


در دنیایی که امروز در آن زندگی می کنیم و با آن درگیر هستیم، با بی عدالتی ها و ظلم هایی روبرو هستیم که ما را به ستوه می آورند... اما همه دل خوشیمان به این است که آخرتی وجود دارد که در آن جا به هیچ کس ظلمی نمی شود.

خدای سبحان در آیه 54 سوره مبارکه یس به نکته مهمی از نیازهای انسان اشاره می فرماید که در دنیا کمتر کسی به آن عامل است. می فرماید: امروز به هیچ کس ستم نمی شود (فَالْیَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا).


نه از پاداش کسى کاسته می شود و نه کیفر کسى افزون می گردد و حتى به قدر یک سر سوزن کم و زیاد و بیدادگرى و ظلم و ستم وجود ندارد.


سپس به بیانى می پردازد که در حقیقت دلیل روشن و زنده اى براى عدم وجود ظلم در آن دادگاه بزرگ است می فرماید: شما جز آنچه را عمل می کردید جزا داده نمی شوید (وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ).


ظاهر این تعبیر بدون آنکه چیزى در تقدیر گرفته شود این است که جزاى همه شما همان اعمال خودتان است، چه عدالتى از این بهتر و برتر؟!
 
ادامه مطلب ...

ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

به نظر می رسد که روستای ابواء واقع در بین مکه و مدینه بیش از سایر اماکن قافله های حجاج اهل بیت را به سوی خود جلب می کرد زیرا آرامگاه مادر پیامبر آمنه دختر وهب در آنجا قرار داشته است.

 

در راه بازگشت از حج بیت الله الحرام (بحارالانوار، ج 48، ص 4، المحاسن، ج 2، ص 418) قافله امام ابو عبدالله الصادق (علیه السلام) در این روستا توقف کرد. آن روز بنابر مشهورترین روایات 7 صفر سال 128 هـ .ق بود که امام برای میهمانانش سفره غذا گسترده بود که پیکی از جانب زنانش به سوی او آمد تا مژده ولادت خجسته فرزندش را به وی برساند.

 

در روایتی که از منهال قصاب نقل کرده اند آمده است :
«به قصد مدینه از مکه بیرون شدم و همین که به ابواء رسیدم شنیدم که امام صادق (علیه السلام) صاحب فرزند شده است . من زودتر از آن حضرت به مدینه وارد شدم و ایشان یک روز پس از من به مدینه رسید . ایشان (به خاطر ولادت نوزاد) سه روز به مردم طعام داد و من نیز یکی از کسانی بودم که بر سفره طعام امام حاضر می شدم و چنان غذا می خوردم که تا روز بعد نیازی به غذا نداشتم و روز بعد باز بر سفره او حاضر می شدم . من سه روز از طعام آن حضرت خوردم و تا فردا هیچ غذایی نمی خوردم».

  ادامه مطلب ...

 دنیای مجازی

روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم. مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم.

دررستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.

فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم.

در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ..نوشتم. نه

نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد: 

-عمو...میشه کمی پول به من بدی؟

- فقط اونقدری که بتونم نون بخرم -

-نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.باشه برات نون می خرم

صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم.

صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.

-عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟

آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.

-باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟

- باشه عمو

غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم.

گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ، بیرونش کنم. وجدانم مرا منع می کرد.

-گفتم نه مشکلی نیست.بذار بمونه. برایش نان و یک غذای خوش مزه بیارید.

آنوقت پسرک روبروی من نشست. - عمو ... چیکار می کنی؟

ایمیل هام رو می خونم.

ایمیل چیه؟

پیام های الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن.

متوجه شدم که چیزی نفهمیده.

برای اینکه دوباره سئوالی نپرسد گفتم:اون فقط یک نامه است که با اینترنت فرستاده شده

عمو ... تو اینترنت داری؟

- بله در دنیای امروز خیلی ضروریه

- اینترنت چیه عمو؟

- اینترنت جائیه که با کامپیوترمیشه خیلی چیزها رو دید و شنید. اخبار،موسیقی، ملاقات با مردم، خواندن و نوشتن، رویاها، کار و یادگیری. همه این ها وجود دارن ولی در یک دنیای مجازی.

- مجازی یعنی چی عمو؟

تصمیم گرفتم جوابی ساده و خالی از ابهام بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم.

- دنیای مجازی جائیه که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که دوست داریم اونجا هست. رویاهامون رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رواونطوری که دوست داریم عوض کردیم.

- چه عالی. دوستش دارم.

- کوچولو فهمیدی مجازی چیه؟

- آره عمو. من توی همین دنیای مجازی زندگی می کنم.

- مگه تو کامپیوتر داری؟

نه- مادرم تمام روز از خونه بیرونه. دیر برمی گرده و اغلب اونو نمی بینیم. -  ولی دنیای منم مثل اونه ... مجازی. وقتی برادر کوچیکم از گرسنگی گریه می کنه، با هم آب رو به جای سوپ می خوریم - خواهر بزرگترم هر روز میره بیرون. میگن تن فروشی میکنه اما من نمیفهمم چون وقتی برمی گرده می بینم که هنوزم هم بدن داره.

- و من همیشه پیش خودم همه خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم.یه عالمه غذا، یه عالمه اسباب بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتربزرگی بشم.پدرم سالهاست که زندانه...مگه مجازی همین نیست عمو؟

- قبل از آنکه اشکهایم روی صفحه کلید بچکد، نوت بوکم را بستم. صبر کردم تا بچه غذایش را که حریصانه می بلعید، تمام کند.

پول غذا را پرداختم. من آن روز یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم راهمراه با این جمله پاداش گرفتم:

- ممنونم عمو، تو معلم خوبی هستی.

آنجا، در آن لحظه، من بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم