انواع ختم لعن قاتلین کربلا

(7- لعن کردن قاتلین سیدالشهداء می توانید جهت گرفتن حاجت هم انواع ختم لعن را تجربه کنید زیرا در این ایام آثار خاصی دارد)
دوستان
سفارش آوردن انواع ختم لعن را دادند بخاطر همین ما نام قاتلین را با جمله
لعن را برای شما نوشتیم تا همراه با "یا حسین" گفتن در محرم طعم تبرّی را
در هر شب بچشید این نوشتار مجموعه ای از ختم لعن قاتلین کربلا می باشد
شاید
اولین بار باشد که ختم لعن یزید و شمر و عمر سعد و ابن زیاد و حرمله و...
را می گیرید فلذا خواهشمندیم ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید
اعداد
کلی لعن شامل 110، 310 ، 410 می باشد ولی چناچه خواستید به عددِ ابجدِ نام
قاتل ، لعن بفرستید عدد هر اسمی را داخل پرانتز قرار دادیم.
شب اول محرم حضرت مسلم بن عقیل ؛ قاتل:
اَللَّهُمِّ الْعَنْ بُکَیْرَ بْنَ حُمْرَانَ الْأَحْمَرِی(232) ؛
اَللَّهُمِّ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیاد(152) ؛ اَللَّهُمِّ
الْعَنْ ابْنَ مَرْجانَةَ(152)
و دو طفلان آنحضرت محمد 7 ساله و ابراهیم 5 ساله قاتل: اَللَّهُمِّ الْعَنْ حَارِثَ بْنَ عُرْوَة (709)
شب دوم محرم: ورود به کربلا ؛ اَللَّهُمِّ الْعَنْ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ (310)
شب سوم محرم: حضرت رقیه ؛ اَللَّهُمَّ الْعَنْ زَجْرَ بْنَ قَیْس (210)
ادامه مطلب ...

چقدر نام تو زیباست اباعبدالله
چشم تو خالق دنیاست اباعبدالله
زائر کرب وبلا حق شفاعت دارد
قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله
دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است
کار ما دست تو آقاست اباعبدالله
مستجاب است دعا گوشهی ششگوشهی تو
حرمت عرش معلیست اباعبدالله
هر کسی دادسلامی به تو واشکش ریخت
او نظر کردهی زهراست اباعبدالله
بارها گفته اگر من ز حسینم،دیدم
جلوهاش اکبر لیلاست اباعبدالله
چشم ما روز قیامت به پر قنداقهست
پسرت شافع فرداست اباعبدالله
روزی گریهی ما دست رباب افتاده
روضهخوان در دل صحراست اباعبدالله
باب بینالحرمین از حرم عباس است
همه جا سفرهی سقاست اباعبداللهما که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم
سینهزن زینبکبریست اباعبدالله
مادرت گفت "بنیَّه" دل ما ریخت به هم
بردن نام تو غوغاست اباعبدالله
مادرت گوشهی گودال تماشا میکرد
بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله
درسهایی که از محرّم می توان آموخت

محرم ماه توبه است و ماه بازگشت به خدا و ماه پیدا کردن حقیقت و راه درست زندگی کردن
ماه محرم ماه غم و اندوه دوستداران اهل
بیت پیامبر و علی علیهم السلام است. ماهی که از محرم سال 61 هجری قمری تا
هم اکنون خیل عاشقان به خاندان مطهر رسول الله صلی الله علیه و آله را
عزادار کرده است. مصیبتی که بزرگی آن قابل وصف نیست! و چه مصیبتی از این
بالاتر که فرزند امام علی علیه السلام که جانشین و برادر و داماد و خلیفه
پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بود یعنی امام حسین علیه السلام را کمتر
از پنجاه سال از رحلت نبی خدا صلی الله علیه و آله به مسلخ ببرند؛ آن هم
کسانی که خود را از امت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانستند! به
تعبیر امام الساجدین علیه السلام: أَمْسَتِ
الْعَرَبُ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَجَمِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ
أَمْسَتْ قُرَیْشٌ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَرَبِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا
وَ أَمْسَى آلُ مُحَمَّدٍ مَخْذُولِینَ مَقْهُورِینَ مَقْبُورِینَ.(1)
این است که عزای برای امام حسین بن علی علیهما السلام تمامی ندارد. که رسول اعظم صلی الله علیه و آله فرمودند(2): إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُۆْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا.(3)
کربلا
تنها یک حادثه نیست بلکه یک واقعه است که انسانهای بسیاری در طول چهارده
قرن در این مکتب تربیت شده اند. چه بسیار انسانهایی که با حضور در مجالس
محرم جهت زندگی خود را عوض کرده اند.
ادامه مطلب ...
علت ثواب بسیار عزاداری بر امام حسین (ع)

روزی
سید بحرالعلوم رحمه الله به قصد تشرف به سامراء تنها به راه افتاده در بین
راه راجع به این مسئله که گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان را می
آمرزد،
فکر می کرد، همان وقت متوجه شد که شخصی عرب سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد،
بعد پرسید جناب سید! درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ و در چه اندیشه ای؟ اگر مسئله علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟
سید بحرالعلوم فرمود:
در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان بر حضرت سید الشهداء علیه السلام می دهد،
مثلاً
در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارد ثواب یک حج و یک عمره در نامهی
عملش نوشته می شود و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش
آمرزیده می شود؟
ادامه مطلب ...
ظلمهای دشمنان در کربلا

خوارزمی میگوید:
چون
تشنگی بر حسین ـ علیه السلام ـ و اصحابش شدت یافت، شبانه برادرش عباس را
با سی سوار و بیست پیاده و بیست مشک فرستاد تا آنکه نزدیک آب رسیدند.
عمروبن حجاج گفت: کیستی؟ نافع بن هلال گفت: من پسر عموی تو هستم، از یاران
حسین ـ علیه السلام ـ. آمدهام از این آبی بنوشم که شما مانع شدهاید.
گفت: بنوش! گوارا! نافع گفت: وای بر تو! چگونه آب بنوشم در حالی که حسین و
همراهانش از تشنگی میمیرند؟ گفت: راست میگویی، ولی ما مأموریم و چارهای
جز اطاعت فرمان نداریم. نافع همراهانش را صدا زد، وارد فرات شدند. عمرو هم
سربازانش را صدا کرد تا نگذارند. بین آن دو گروه بر سرِ آب پیکار سختی در
گرفت. عدهای میجنگیدند و گروه دیگر مشکها را پر میکردند. مشکها پر شد و
تعدادی از سربازان عمروبن حجاج کشته شدند، اما از یاران امام کسی کشته
نشد. این گروه با آب به اردوگاه خود برگشتند. حسین ـ علیه السلام ـ و
همراهانش آب نوشیدند. عباس را آن روز لقب «سقا» دادند.[1]
هجوم سپاه عمر سعد به طرف امام
نیز گوید:
چون
نامه ابن زیاد به عمر سعد رسید و حسین را از آن آگاهانید، کسی از سوی عمر
سعد ندا داد: ای سپاه خدا! سوار شوید. آنان سوار شدند و به طرف اردوگاه
امام حسین ـ علیه السلام ـ تاختند. امام آن لحظه نشسته سر بر زانویش نهاده
بود. صدای فریاد و شیون زینب را شنید که نزد برادر آمد و او را تکان داد و
گفت: برادر جان! صدای همهمه را نمیشنوی که به ما نزدیک میشوند؟ حسین ـ
علیه السلام ـ سر برداشت و گفت: خواهرم! اینک جدم پیامبر و پدرم علی و
مادرم فاطمه و برادرم حسن را خواب دیدم که میگفتند: بزودی پیش ما میآیی.
به خدا که آن وعده نزدیک است. زینب شیون کرد و بر صورت خود سیلی زد. حسین
ـ علیه السلام ـ فرمود: آرام باش و شیون مکن که اینان ما را شماتت میکنند.
چرا برای بزرگداشت عاشورا به روش بحث و گفت وگو اکتفا نمیشود؟

آیا
زنده نگه داشتن یاد عاشورا فقط منحصر به این است که انسان سینه زنی و
گریه کند، شهر را سیاه پوش کند، مردم تا نیمه های شب به عزاداری بپردازند
و حتی گاهی روزها کار و زندگی خود را تعطیل کنند؛ مخصوصاً با توجه به
اینکه این امور ضررهای اقتصادی به دنبال دارد. آیا ممکن نیست این خاطره
ها به گونه ای تجدید شود که ضررهای اقتصادی و اجتماعی کم تری داشته باشد،
مثلاً جلسات بحث، میزگرد یا سمینارهایی ترتیب داده شود و با تماشای بحث و
گفت و گو خاطره این حادثه برای مردم تجدید شود؟!
بحث درباره
شخصیت سیدالشهداء(ع) در قالب تشکیل میزگردها، کنفرانس ها، سخنرانى ها،
نوشتن مقالات و امثال این قبیل کارهاى فرهنگى، علمى و تحقیقات، بسیار مفید
و لازم است و البته در جامعه ما نیز انجام مى شود و به برکت نام
سیدالشهداء(ع) و عزادارى آن حضرت، بحث، گفت و گو و تحقیقات زیادى درباره
این امور صورت مى گیرد و مردم نیز معارف را فرا مى گیرند.
این
فعالیتها به جاى خود لازم است، اما آیا براى اینکه ما از حادثه عاشورا
بهره بردارى کامل کنیم، این اقدامات کافى است؟ یا اینکه امور دیگرى نیز
مثل همین عزادارىها به جاى خود لازم است؟
ادامه مطلب ...

آفتاب محرم برمی اید و کربلای دل را در
پرتو خود می سوزاند. سرخی بیرق ایستادگی از گلدستة دست ها بالا می رود و
در باد به حرکت در می اید.
عطر شهادت مشام را می نوازد و چشم ها در
انتظار طراوت اشک به تماشا می نشیند. عقربه زمان روی نقطة پنجم عشق قفل می
شود. خواب ها از چشم های خسته می گریزد و حسینیة سینه ها سیاه پوش می شود.
آری محرم شده و انتظار لباس های مشکی به سر آمده است. این شب ها باید به
سوگ نشست. هر شب به سوگ ستاره ای از آسمان حسین(ع) .
هر یک از شب
های محرم به نام یکی از شهدا یا شخصیت ها یا وقایعی مرتبط با جریان کربلا
نام گذاری شده است. نام گذاری این شب ها با گذشت زمان صورت گرفته و واضع
خاصی ندارد. این کار از طرف مداحان و ذاکران اهل بیت و بر اساس جایگاه
شهیدان کربلا، نزدیکی هر یک از آنها به نقطه وحدت بخش کربلا یعنی امام
حسین(ع) و هم آهنگی شور و التهاب مراسم و روضة آنان با مرکز شورآفرین شب
عاشورا صورت گرفته است.
شب اول: مسلم بن عقیل
مسلم،
نخستین شهید واقعة کربلاست. شهادت او کمی پیش تر از حادثه کربلا رخ داده
است و شب نخست ماه محرم به پاس فداکاری و جان فشانی های این سفیر شهید راه
سرخ، شب حضرت مسلم بن عقیل نام نهاده شده است. مسلم الگوی محبت و وفاست.
او عاشقی دل باخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین(ع) دست بر
نداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.
شب دوم: ورود به کربلا
امام
حسین(ع) روز دوم محرم سال 61ه ق به سرزمین کربلا وارد شد. به خاطر همین
روز دوم محرم، روز ورود به کربلا نام گذاری شده است. روز دوم، نماد
پایداری است. اباعبدالله الحسین(ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی
روبه رو شد. از بی وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن.
با این حال از ادامة راه منصرف نشد و هم چنان استواری ورزید. حسین(ع)
آموزگار بزرگ پایداری است.
شب سوم: حضرت رقیه(س)
رقیه(س)
دردانة سه ساله حسین بن علی(ع) است. نام مبارک او در بعضی از کتاب های
تاریخی و مقاتل نقل شده است و برخی دیگر مانند ریاض الاحزان از او با نام
فاطمه صغری یاد کرده اند. رقیه(س) در روز سوم صفر سال 61ه ق در سفر اهل
بیت به شهر شام از دنیا رفته است. شاید نام گذاری روز سوم محرم به نام این
بانوی کوچک به این انگیزه بوده که در گرماگرم عزاداری دهه اول، از مظلومیت
او یادی شود.
ادامه مطلب ...
از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء-دوم محرم

نینوا ( و کربلا)
زمان: پنجشنبه دوم محرم الحرام 61 هجری
نینوا
جایی است که حرّ دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و
قلعه فرود آورد. امام برای اقامت در محل مناسبتری، به حرکت خود ادامه داد
تا به سرزمینی رسید. اسم آنجا را سوال فرمود؛ تا نام کربلا را شنید، پس
گریست و فرمود: پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست، و
همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدم رسول خدا چنین وعده داد.
عبیدالله بن زیاد نامهای بدین مضمون
برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه
مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن
معاویه باز آیی! والسلام. امام(علیه السلام) فرمود: این نامه را جوابی
نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.
امام حسین (علیه السلام) چون نامه ابن زیاد را خواند، فرمود:
«لا
اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق؛ رستگار
نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند. (خشنودی مردم
را بر غضب خدا مقدم داشتند)
تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق
از حکومت غاصب بنیامیه گرفته و به جنگ امام حسین (علیه السلام) آمده
بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشتهاند.
حضرت مهدی عج در اولین خطبه چه خواهد گفت؟

از امام باقر(ع) روایت شده که آن حضرت فرمودند: در روز اول ظهور
، قائم ما در مکه در کنار بیت الله الحرام در حالتی که به کعبه تکیه
داده است مردم جهان را مخاطب قرار داده، چنین می فرماید :
ای مردم! ما آل محمد -که درود خداوند بر او و خاندانش باد – در درجه
اول از خداوند بزرگ و در مرتبه دوم از بندگان خداوند که جواب ما را
می دهند یاری می طلبیم. (البته طلب یاری از مردم به جهت امتحان
و اتمام حجّت بر آنها است.)
ای مردم! ما خاندان پیامبر شما هستیم و از هرکس به خداوند بزرگ
و حبیبش رسول الله سزاوارتریم [و از نظر مقام، برتری داریم].
ای مردم! هر کس در ارتباط با حضرت آدم با من مجادله کند بداند
من از او به آدم اولی ترم و آن که در رابطه با شخصیت نوح با من
محاجّه کند من بر او نسبت به نوح مقدّم هستم و هر کس بخواهد
در ارتباط با ابراهیم با من مجادله کند من از او نسبت به ابراهیم برتری
دارم و اگر کسی بخواهد با شخصیت محمد -که درود خداوند بر او و
خاندانش باد – با من محاجّه کند مسلّماً من نسبت به حضرت محمد
از او احقّ و اولی [و تنها فرزند و باقیمانده او و یگانه نگهبان دین و
شخصیّت او] هستم و هرکس که بخواهد در ارتباط با بقیّه انبیاء و
فرستادگان خداوند به محاجّه با من برخیزد، من بر او نسبت به انبیاء
تقدم دارم [و جانشین اجرا کننده تمام طرحهای آنها من هستم].
آیا خداوند در قرآن مجیدش نفرموده است: «به درستی که خداوند
آدم و نوح و آل ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان اختیار فرموده
و بعضی را بر برخی برتری داده است. و البته خداوند شنوا و دانا
است.»پس ای مردم! من تنها باقیمانده از آدم و یگانه ذخیره نوح
پیامبر و خلاصه و برگزیده از ابراهیم و از محمد هستم که درود
خداوند بر آن بزرگوار و خاندانش باد.ای مردم! بدانید آن کس که
بخواهد در قرآن با من مجادله نماید من از همه اولی تر به قرآن
خداوند هستم [و تمام علوم و معارف قرآن و قوانین حیات بخش
آن در نزد من است]ای مردم! آگاه باشید هر کس که درباره سنت
رسول اکرم [یعنی تعلیمات آن حضرت و خاندان عزیزش] با من
مجادله کند، من اولی تر از او هستم. پس شما را به خداوند
سوگند می دهم هر کس که امروز سخنان مرا می شنود آن را به
آنهایی که در اینجا حاضر نیستند برساند، و شما را به حق خداوند
و رسول او و آن حقی که من بر شما دارم [یعنی حق ذُوالقربای
پیامبر بودن] سوگند می دهم که ما را در حقوقمان یاری نمایید و
جلوی ظلم و ستم را که درباره ما روا داشتند بگیرید؛ چه آنکه حقوق
ما را پنهان ساختند و درباره ما ظلم کردند و از وطنمان آواره نمودند
و نسبت به ما غدر روا داشتند و پیروان باطل بر ما افترا بستند.
از خدا بترسید، ما را مخذول نکنید، بلکه یاری کنید تا خداوند شما
را نُصرت عطا فرماید.
پی نوشت ها : ۱ -سوره آل عمران(۲)، آیات ۳۳-۳۵٫۲-نعمانی، الغیبه، ب ۱۴، ح ۶۷٫
فرآوری و تنظیم مطلب : سایت رهبران شیعه
ماه تو که میرسد مشکی دیگر دلگیر نیست

ماه تو که میرسید، تقریباً همه خانههای شهر، پرچم تو را بر سردر و بر پشتبامهای کاهگلی میزدند. دو طرف کوچهها و خیابانها، پرچمهای سیاه و سبز و سرخ تو در اهتزاز بود و هرکدام حرفی داشت انگار. یکی از عزاداری تو خبر میداد و آن یکی از راه و رسم و دین و آیین پدربزرگت و سومی هم از آمادگی برای مبارزه با ستم.
ماه تو که میرسید، تا 40 روز یا دو ماه، هر روزِ شهر، مردم دسته دسته نام تو را زمزمه میکردند. هر روزِ شهر، کوچهها و خیابانها شاهد قدمهای دستههای عزاداران تو بودند که از این خانه به آن خانه و از این مسجد به آن تکیه میرفتند تا همه جا نام تو برده شود؛ تا همه جا ذکر تو خوانده شود؛ تا مبادا هوای یک خانه و یک کوچه از نبردن نام تو و از نبودن به یاد تو نفستنگی بگیرد.
ماه تو که میرسید، مشکی دلگیر نبود. مشکی، رنگ محبوب کودکی و نوجوانی ما در ماه تو بود. اصلاً پیراهن مشکی ما، پیراهن ماه تو بود. نه دلمان میآمد آن پیراهن را به مناسبتی دیگر بپوشیم و نه در ماه تو آن را از تن درمیآوردیم. راست راستکی در آن روزها، مشکی رنگ عشق و رنگ هویت ما بود. اصلاً انگار با این رنگ، با یکدیگر و با دیگرانی که ممکن بود نبینیمشان، حرف میزدیم. مشکی، زبان حال ما بود.