


(انکار نکردن غیبت آن حضرت صلوات الله علیه)
از محمدبنمسلم روایت شده است که گفت: شنیدم امام صادق علیهالسلام می فرمودند: «اگر خبر غیبت امامتان به شما رسید، آن را انکار نکنید.»1
در دستور قبلی، حضرات ائمه علیهم السلام
به ما گوشزد کردند که مراقب باشید، بر اثر طول غیبت، منکر وجود امام
زمانتان نشوید، ولی در قالب این وظیفه میفرمایند که پنهان شدن امامتان را
انکار نکنید.
از آنجا که هدایت وظیفهی اصلی امامان بر حق بوده، از زمانهای قبل از به دنیا آمدن حضرت مهدی علیهالسلام
و پنهان شدنشان، وظیفهی مردمی را که آن زمان را درک خواهند کرد مشخص
کردهاند و هشدار دادهاند که افکار انحرافی و باطل عامّه در بین شیعیان
رخنه نکند.
از این جهت، در روایتی که ذیلاً از امام صادق علیهالسلام نقل میشود، حضرت به اقوال گوناگونی که عامّه مطرح و القا میکنند اشاره و آنها را باطل معرفی میفرمایند.
از سدیر صیرفی نقل شده است که گفت: من و مفضّلبنعمر و ابوبصیر و ابانبنتغلب به خدمت مولایمان امام صادق علیهالسلام
شرفیاب شدیم.

پرتویی از سیره و فضایل باقرالعلوم علیه السلام

حضرت
امام محمّد باقر(علیه السلام) اوّل ماه رجب، یا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى
در مدینه متولّد گردید.پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسین ، زین
العابدین(علیه السلام)، و مادر مکرّمه اش ، فاطمه معروف به «امّ عبدالله»
دختر امام حسن مجتبى مى باشد.از این رو، آن حضرت از ناحیه پدر و مادر به
بنى هاشم منسوب است.
شهادت امام باقر(علیه السلام) در روز
دوشنبه 7 ذیحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى، به دستور هشام بن
عبدالملک خلیفه اموى، به وسیله خوراندن سمّ، اتّفاق افتاد و مزار شریفش در
مدینه در قبرستان بقیع مى باشد.آن حضرت یکى از اطفال اسیر فاجعه کربلا مى
باشد که در آن وقت سه سال و شش ماه و ده روز از سنّ مبارکش گذشته بود.
حضرت
باقر(علیه السلام) به علم و دانش و فضیلت و تقوا معروف بود و پیوسته مرجع
حلّ مشکلات علمى مسلمانان به شمار مى رفت.وجود امام محمّد باقر(علیه
السلام) مقدّمه اى بود براى اقدام به وظایف دگرگون سازى امّت.زیرا مردم،
او را نشانه هاى فرزند کسانى مى شناختند که جان خود را فدا کردند تا موج
انحراف ـ که نزدیک بود نشانه هاى اسلام را از میان ببرد ـ متوقّف گردد.
آنان از این رو قربانى شدند تا
مسلمانان بدانند که حکّامى که به نام اسلام حکومت مى کنند، از تطبیق اسلام
با واقعیت آن به اندازه اى دوراند که مفاهیم کتاب خدا و سنّت رسول
اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در یک طرف قرار دارد و آن حاکمان منحرف در
طرف دیگر. امام باقر(علیه السلام) بر آن شد تا انحراف حاکمان و دورى آنان
از حقایق اسلام را به مردم بفهماند و براى مسلمانان آشکار سازد که چنان
امورى تحقّق یافته است.
هشام بن عبدالملک خلیفه نابکار اموى وقتى به
امام(علیه السلام) اشارت مى کند و مى پرسد که این شخص کیست؟ به او مى
گویند او کسى است که مردم کوفه شیفته و مفتون اویند.
ادامه مطلب ...


بشکن ای بغض-به مناسبت شهادت امام جواد

آه! چه سخت است زندگی با دشمن؛ دشمن خانگی! دشمنی که گزندهترین سایه بر دیوار است و زشتترین خار، بر سینهی افکار.
کاش آفتاب نتابد! بر شهری که حق نمک، زهر است! و حق مهربانی، ستم!
آه،
ای وسعت اندوه در بغض نگاهم! چرا نمیشکنی؛ تا مژه هایم از فانوسِ اشک
لبریز شوند و لحظه هایم از عطر باران، سرشار! هوای مرثیه در سر دارم:
دلم دارد هوای گریه، امشب صفا دارد صفای گریه، امشب
ببار ای اشکِ خونین قطره قطره دو چشمم را به جای گریه، امشب
گویی «مدینه»، همیشه عهدهدار اندوه
«عراق» است، که گنجینهی غم و غربت و فراق است! بارها، پیام رسانان سیه
پوش، آسمان مدینه را به سوگِ ستارگانش فراخواندهاند و مویهی مادران،
تبسّم از نگاه خورشید زدوده است.
اینک نوبت اندوهانِ مردی از تبار
نور است؛ مولایی آراسته به خداییترین اندیشه و علم؛ که مدعیانِ فخر و
وقار، در حضورش، مثل یخ، آب میشدند و تشنگان بصیرت و کمال، از سایه سار
حضورش، سیراب.
ملکوت وجودش به گواهیِ دوست و دشمن، آسمانی و صداقت
حضورش، آکنده از مهربانی بود. امّا به اشراق نگاهش، ایمان نداشتند و به
ارتفاعِ تواضعش رشک میبردند.
سلام به اشک! سلام بر غم! سلام بر غربت تو و بر تمام تنهاییات، مظلوم، یا جواد الائمه!
هر
چند دست ما از آستان تو کوتاه است؛ امّا دل بر ضریح دیر آشنای تو
بستهایم؛ تا با کرامت ازلیات، گره گشای آرزومندی ما باشی. مولا جان! به
صداقت اشکها قسم، که نیازمندانِ آستان توایم؛ جرعهای از دریای معرفت ما
را بنوشان!
سخاوت، آبرو از نگاه تو گرفته وَ جود، مدیون دستهای
توست. نفرین بر دشمنانِ نمک ناشناس تو باد؛ که بهار جوانیات را به خزان
خیانت فروختند و آتشِ اندوه و اشک و حسرت، در نگاه ملکوت افروختند.
میشود تکثیر با یادت تمامِ اشکها بر تو باد، ای آسمانی دل، سلام اشکها
مثل بارانیترین فصلی که میگیرد دلم یک جهان، اندوه دیدم، در پیام اشکها
منبع:tebyan.com
دوازده قطره از دریای فضایل جوادالائمّه علیهم السلام

(1)
ابن قیاما نامه ای کنایه آمیز به امام رضا(ع) نوشته بود. گفته بود: تو چه
امامی هستی که فرزند نداری؟ حضرت با ناراحتی جواب داده بود: « تو از کجا
می دانی که من فرزندی نخواهم داشت. به خدا شب و روز نمی گذرد جز این که
خداوند به من پسری عنایت خواهد کرد که به سبب او میان حق و باطل را جدایی
می دهد»1
(2)
وقتی امام جواد(ع) به دنیا آمد، امام رضا(ع) فرمود: «حق تعالی فرزندی به
من عطا کرد که هم چون موسی بن عمران دریاها را می شکافد و مثل عیسی بن
مریم خداوند مادرش را مقدس گردانیده و او طاهر و مطهر آفریده شده» آن وقت
مرثیه فرزندش را خواند و گفت: «این کودک به جور و ستم کشته خواهد شد و اهل
آسمان ها برایش گریه خواهند کرد، خدای متعال بر دشمن و قاتل او غضب خواهد
کرد؛ آنها بعد از قتل او بهره ای از زندگی نخواهند برد و به زودی به عذاب
الهی واصل خواهند شد.»
آن شب که امام جواد(ع) به دنیا آمد، امام رضا(ع) تا صبح در گهواره با او سخن می گفت...
مشهور است که رنگ صورت آن حضرت گندم گون بود. قد بلندی داشت و نقش روی انگشترش «نعم القادرالله» بود.2
(3)
ابویحیی صنعانی می گوید: در مکه به محضر امام رضا(ع) شرفیاب شدم. دیدم
حضرت موز پوست می کنند و در دهان فرزندشان ابوجعفر(امام جواد(ع) می
گذارند. عرض کردم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟
فرمود: آری. این مولودی است که در اسلام، مانند او و برای شیعیان ما، بابرکت تر از او زاده نشده است.3
ادامه مطلب ...