جوانان و انس با قرآن / کودکان و انس با قرآن
جوانی بهترین فصل شکفتنها، رویشها و زیباترین دوران درخشش و نیل به سعادت، نشاط، معنویت و کمال است. فصل جوانی بهاری است که در آن شخصیت ارزشمند وی شکل میگیرد و استعدادها بارور شده و پایههای دینی و عقیدتی انسان مستحکم میگردد.

جوانی
بهترین فصل شکفتنها، رویشها و زیباترین دوران درخشش و نیل به سعادت،
نشاط، معنویت و کمال است. فصل جوانی بهاری است که در آن شخصیت ارزشمند وی
شکل میگیرد و استعدادها بارور شده و پایههای دینی و عقیدتی انسان مستحکم
میگردد.
اهمیت این دوران به طوری است که دین مبین اسلام
همواره به شکلهای مختلف تأکید بر استفادة بهینه و پرثمر از این مقطع عمر
مینماید، پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خطاب به ابوذر غفاری دستور
میدهد که این فرصت طلایی جوانی را غنیمت شمرد و از آن کاملاً بهرهبرداری
نماید؛ «یا اباذر اغتنم شبابک قبل هرمک؛ ای ابوذر از جوانی خویش قبل از
فرارسیدن دوران پیری استفاده کن».[1] آری پیروی دوران بهرهمندی از
اندوختههای جوانی است، چرا که توان و استعداد و ذوق و عشق و شور و حال،
همه و همه اوج آن در جوانی است. امام خمینی (ره) میفرماید: اسلام آن قدر
که به تهذیب این بچههای ما و بودنهای ما کوشش دارد، به هیچ چیز کوشش
ندارد.[2]
تا جوانی در دست توست کوشش کن در عمل و تهذیب
قلب و درشکستن اقفال و رفع حجاب، که هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیکترند
موفق میشوند و یک پیر موفق نمیشود.[3]
حضرت امام خمینی
(ره) با توجه به اینکه بهترین توفیقات و کمالات را در بهار جوانی به دست
آورده است، در توصیه به جوانان در جای دیگر چنین میفرماید: شما جوانها
بهتر میتوانید تحصیل نفس کنید، شما به ملکوت نزدیکتر هستید.[4]
اهمیت جوانی در انس با قرآن
با توجه به این مقدمه که اهمیت والای جوانی به اختصار تبیین شد، لازم است به بحث انس جوان با قرآن بپردازیم:
پیامبر
مکرم اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ پاکی فطرت و حق طلبی و آرمان خواهی و
اهمیت جوانان را در انس معنوی آنها با اسلام اینگونه بیان میفرمایند: «من
به شما دربارة جوانان توصیه به خیر و نیکی میکنم؛ چرا که آنان نازک دل و
زودرنج بوده، عاطفهای بسیار دارند، زیرا فطرتشان پاک و پیراسته است.
خداوند مرا به پیامبری و بشارت و انذار برانگیخت، جوانان به من گرویدند، و
یاریام کردند، (امّا) بزرگسالان و پیران به مخالفت با من برخاستند.»[5]
ثواب عظیم مردانی که درخانه به همسرانشان کمک میکنند
رسول خدا: مردان خدمتکار همسران شان باشند.
فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود ومن هم برایش عدس تمیز می کردم...حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد. فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود ومن هم برایش عدس تمیز می کردم.
آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند، عرض کردم بفرمایید.
اظهار داشتند: بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم؛
هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند :
۱- مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده، شب زنده داری کرده باشد
۲- و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.
۳- ای علی! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند
۴-و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید.
۵-ای علی! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزارسال و هزارحج و هزارعمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزارنماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد وهزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن وبهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست
۶-و چنین مرد خدمتکار به همسر از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.
۷-ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود.
۸- ای علی ! خدمت به همسر کفاره ( پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حورالعین
۹- و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.
۱۰- ای علی ! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد.
منبع:seemorgh.com
معوذتین چیست؟ به کدام سوره ها معوذتین می گویند؟

به دو سوره فلق و ناس «معوذتین»میگویند
بعضی از سورههای قرآن نامهای مختلفی دارند از جمله سورههای فلق و ناس است که یکی از نامهای آنها «معوذه» است و به هر دو سوره اطلاق «معوذتین» (دو معوذه) شده است،لذا به دو سوره «معوذتین»میگویند و در روایات هم به این دو سورة مبارکه اطلاق «معوذتین» شده است.[1]
کلمه معوذه از «عَوْذ» گرفته شده به
معنای پناه بردن و حفظ کردن خویش و پرهیز دادن از شر، از راه پناه بردن به
کسی که میتواند آن شر را دفع کند.[2]
علت نامگذاری این دو سوره به معوذتین
قبل از جواب دادن به این سؤال تذکر این مسأله لازم است قرآن خود را به عنوان شفاء معرفی میکند و میفرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَساراً؛[3]
و ما آنچه از قرآن فرستیم شفای دل و رحمت الهی به اهل ایمان است لکن
کافران را به جز زیان چیزی نخواهد افزود» قرآن میتواند برای کسانی که به
او تمسک میکنند و با او مأنوس هستند هم شفای ظاهری برای آنها باشد و هم
شفای معنوی و روحی او باشد. [4]
امّا نسبت به این سوره از روایات
اینگونه استفاده میشود که اگر انسان خود یا دیگران را بوسیله این دو سوره
تعویذ کند، مریضی او خوب میشود و از شروری که در این دو سوره بیان شده در
امان خواهد بود، لذا از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده که: «پیامبر ـ
صلّی الله علیه و آله ـ مریض شدند، تب ایشان شدت پیدا کرد، جبرئیل (و
میکائیل) این دو سوره را برای شفای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل
کردند، جبرئیل به قرائت سوره فلق و میکائیل به قرائت سوره ناس در پایین پای
آن حضرت برای شفا متوسل شدند».[5]
آیا بهشت و جهنم در روز قیامت، بر روی کره ی زمین تشکیل می شوند؟

بهشت و دوزخ برزخی،کانونی از نعمت برای نیکوکاران و عذاب برای بدکاران در برزخ است
آیا
بهشت و جهنم در روز قیامت، بر روی کره ی زمین تشکیل می شوند، یا در کره ی
جداگانه ای می باشند؟ مردم در آن جا چگونه زندگی می کنند؟ آیا به صورت روح و
بدون عضو جسمانی زندگی می کنند، یا این که با همین بدن و اعضای جسمانی؟
این سؤال از دو قسمت تشکیل شده است:
1 ـ آیا بهشت و جهنم در کره ی زمین تشکیل می شوند یا در کره ای دیگر؟
2 ـ آیا بهشت و جهنم و معاد فقط روحانی است یا جسمانی هم هست؟
پیش از شروع پاسخ، به چند نکته اشاره می شود:
مراد از بهشت و جهنم چیست؟
از مجموع تعبیراتی که در آیات قرآن و روایات اسلام آمده، بهشت و دوزخ به سه معنای مختلف اطلاق شده است که عبارت اند از:[1]
بهشت دنیا: این بهشت از نظر ظاهر، همان باغ های خرّم و سرسبز این جهان هستند. قرآن درباره ی قوم سبا می فرماید:
لَقَدْ کانَ لِسَبَإٍ فی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتانِ عَنْ یَمینٍ وَ
شِمالٍ کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ
وَ رَبٌّ غَفُور); «برای قوم سبا در محل سکونت شان نشانه ای بود،
دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و شکر او را به جا آورید،
شهری است پاک و پاکیزه و پروردگاری آمرزنده.[2]
به احتمال قوی، بهشت آدم(علیه السلام) نیز یکی از همین باغ های خرّم و با طراوت زمین بوده است.[3]
بهشت و دوزخ برزخی:
این بهشت و دوزخ، کانونی از نعمت برای نیکوکاران و عذاب برای بدکاران در
جهان برزخ است; یعنی عالمی که در میان دنیا و آخرت قرار دارد و آیه ی 169،
سوره ی آل عمران نیز به این معنا اشاره دارد که می فرماید: (وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون); «هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگان اند، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند».
بهشت و دوزخ رستاخیز: که گاهی از آن تعبیر به «جنه المأوی» می شود.[4]
علل ختم پیامبران
آیا قبل از نوح پیغمبر دیگری نبود؟
قبل از نوح پیغمبر بود ولی کتاب و قانون نبود.
پیغمبران که وظیفه شان منحصر به این نیست که قانون اجتماعی برای مردم بیاورند. اولین وظیفه ی پیغمبران این است که مردم را به خدا دعوت کنند. پیغمبرانی بودند که مردم را به خدا دعوت میکردند، در همان زندگانی بسیط به عبادت و پرستش خدا دعوت میکردند و تکالیف از نوع عبادات بود. پیغمبرانی که مردم را به مبدأ و معاد دعوت میکردند و یک سلسله دستورهای فردی و اخلاقی و عبادی به مردم میدادند.
کان الناس امه واحده: مردم در یک دورهای واحد و یکنواخت بودند، بدون اختلاف و بدون اینکه احتیاج به قانونی داشته باشند که در روابط اجتماعی آنها رفع اختلافات بکند. بعد اختلاف و تفاوت میان آنها پیدا شد و خداوند پیغمبران صاحب کتاب را که از نوح شروع میشوند فرستاد.
آیه ای از قرآن هست که میفرماید:
پیغمبران را فرستاد و با آنها کتاب و قانون فرستاد تا آن کتاب و قانون در میان مردم حاکم باشد. از این جا به بعد، قرآن یک اختلاف ثانوی را بیان میکند و میگوید بعد از آنکه قانون اجتماعی در میان مردم آمد تا حل کنندة اختلافات اجتماعی آنها باشد و عدالت را در میان مردم بر پا کند، جلوی ظلم ظالم را بگیرد، به مظلوم کمک کند و حسن روابط اجتماعی ایجاد بکند، آری بعد که قوانین آسمانی آمد خود اینها موضوع یک اختلاف دیگر در میان افراد بشر شد، اختلافات مذهبی. این اختلاف دوم را قرآن کریم چنین بیان میکند: اختلاف دوم که اختلاف در خود دین است از ناحیهی صاحبان اغراض و هوا و هوس پیدا شد، از روی جهل و نادانی و قصور نبود این جور نبود که چون نمیدانند اختلاف میکنند، بلکه میدانند و اختلاف میکنند، میدانند و حقیقت را کتمان میکنند، میدانند یک چیزی اضافه میکنند.
پس پیغمبران صاحبان شرایع دو کار میکردند:
یکی اینکه قانونی برای مردم میآوردند که این قانون حل کننده اختلافات مردم باشد و حقوق و حدود آنها را معین بکند.
یک کار دیگرشان این بود که مبارزه میکردند با بدعتهایی که قبلاً پیدا شده بود یعنی مرجع حل اختلافات مذهبی بودند.
آن زمان که مردم به بلوغ لازم در نگهداری معارف دینی و کتب آسمانی خود رسیدند و عقل جانشین نبوت تبلیغی شد دیگر به پیامبرانی که دین پیامبران قبلی را تبلیغ می کردند نیازی نبود. از طرف دیگر نیاز بشر به دینی که در تمامی زمانها پاسخگوی نیازهایش باشد نیز با آمدن پیامبر اسلام مرتفع شد.
بنابراین بعد از پیامبر اسلام نیاز مردم به دینی دیگر و پیامبری دیگر برطرف شد. بعضی ها در خیال خود می پرورانند که نیار بشر به دین مرتفع شد نه به پیامبر دیگر، که خیالی بس نافرجام است.
منبع:www.tf90.com
چند سوال وجواب راجب دروغ و حقالناس

حقالناس یعنی حساب و کتابی که در آن با مردم طرفیم
سوال:
کارمند ادارهای هستم و گاه به دستور رئیس اداره، در گزارشها اعدادی را
به صورت نادرست جابجا میکنم. این عمل چه حکمی دارد؟ آیا حقوقی که میگیرم
حرام است؟
حقوق دریافتی شما اگر در برابر این کار
نباشد، اشکال ندارد و حلال است. اما این کار جایز نیست و اگر کارمزد یا
پاداشی برای این گزارش خلاف واقع میگیرید، حرام است.
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:
حضرت آیة الله العظمی سیستانی(مد ظله العالی):
دروغ حرام است و گرفتن پول در قبال آن نیز حرام است.
حضرت آیة الله العظمی شبیری زنجانی(مد ظله العالی):
نوشتن مطالب غیر واقع هم دروغ و از گناهان بزرگ میباشد و حقوقی که در برابر این کار حرام میگیرد حرام است.
حضرت آیة الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
اگر دروغ محسوب شده و یا خلاف مقررات باشد، جایز نیست هر چند مجرد آنچه در سوال مرقوم شده موجب حرمت حقوق دریافتی نمیشود.
حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
جایز نیست.
ادامه مطلب ...
ذکری برای رسیدن به آرامش

آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می یابد
اضطراب و نگرانی یکی از بزرگترین بلاهای زندگی انسانها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی کاملاً محسوس است.
و بر عکس آن، آرامش یکی از گمشده های
مهم بشر بود و به هر دری می زند تا آن را پیدا کند و اگر تلاش و کوشش انسان
ها را در طول تاریخ برای پیدا کردن آرامش از طرق صحیح و کاذب جمع آوری
کنیم خود کتاب بسیار قطوری را تشکیل می دهد.
آرامش و دلهره نقش بسیار مهمی در
سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسان ها دارد و چیزی نیست که
بتوان از آن به آسانی گذشت و به همین دلیل تاکنون کتاب های زیادی نوشته
شده که موضوع آنها فقط نگرانی و راه مبارزه با آن و طرز به دست آوردن آرامش
است.
خصلتی که از شیطان گرفته ایم!

انسانها ،مغرور شدن به خود را از شیطان به ارث برده اند
داستان از این جا شروع می شود که خداوند
به شیطان فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که
سجده کنی؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل »!
( سوره ص ، آیات 75-76) و تا به امروز ادامه دارد ....
سر بر خاک می گذاریم و در ظاهر در برابر خالق یکتایمان تواضع داریم اما در عمل دریغ از یک ذره تواضع و فروتنی ....
همه اش به قول معروف در حال بولف زدن هستیم ...
در عمل فرعون وار و قارون وار زندگی
می کنیم ، فقط ادعا داریم ... با متد جدید همان حرف های شیطان را می زنیم و
خود را از همه برتر می دانیم ...
چرا فلانی برای فلان مراسم شخصاً
من را دعوت نکرد ... چرا فلانی جلو پای من بلند نشد ... من که از فلانی
بزرگترم و در جامعه وجهه ای دارم کوتاه بیام؟! محاله ...
وظیفه ما هنگام شنیدن صدای اذان
وقتی صدای زنگ تلفن منزل یا تلفن همراهمان را می شنویم با شتاب و عجله هر چه تمامتر خودمان را به آن می رسانیم که مبادا قطع شود و کسی کار مهمی داشته باشد.

وقتی صدای زنگ تلفن منزل یا تلفن همراهمان را می شنویم با شتاب و عجله هر چه تمامتر خودمان را به آن می رسانیم که مبادا قطع شود و کسی کار مهمی داشته باشد.
اگر اطرافیان صدایمان بزنند خیلی زود پاسخ می دهیم و حداقل واکنشی نشان می دهیم .
اگر در محیط کار باشد و کارفرمای ما به هر دلیلی ما را بخواهد سریعا خود را مرتب کرده شق و رق می ایستیم و در نهایت ادب و احترام سر خم کرده و گوش به فرمان می ایستیم.
اما در مقابل ندای بزرگترین و با نفوذترین و قدرتمندترین مقام عالم هستی بسیاری از ما بی خیال و بی تفاوت هستیم ، انگار نه انگار که منادی ندا می دهد که ای مردم وقت صحبت کردن با خداوند متعال است ، بشتابید به سوی نماز ، بشتابید به سوی بهترین عمل .
این دل مشغولی های دنیا را رها کنید وقت آن رسیده که کمی با خدای خود خلوت کنید ، ولی انگار نه انگار ، ما کارهای مهمی داریم و برای نماز هم وقت زیاد است ، تا قضا شدن نماز وقت بسیار است .
کار بعضی از ما به جایی رسیده است که تا صدای اذان بلند می شود تلویزیون را خاموش می کنیم نعوذبالله گویی صدای اذان آزارمان می دهد .
یکی از دستوراتی که در آموزههای دینی به آن سفارش شده، این است: کسی که صدای اذان را میشنود از کارهای دنیایی پرهیز نموده و آماده انجام نماز شود، بنابراین، ممکن است خواندن درس را نیز یکی از مصادیق پرداختن به دنیا دانست و بهتر است از آن اجتناب شود. البته، با جستوجویی که در منابع روایی انجام گرفت روایتی که صراحتاً دلالت بر این مطلب نماید که کسی که نزدیک اذان درس بخواند بهرهای از آن نخواهد برد را نیافتیم. اما اگر درس خواندن را نیز از امور دنیایی بدانیم شاید بتوان گستره روایات را بدان نیز سرایت داد.
خدایا
با یک بغل نق نق !!یک سبد انتظار !یک جعبه امید! آمده ام عید دیدنی !!!
یک ماه تحملم کردی وآخ نگفتی ممنون!
خدایا
عیدی نخواستیم فقط پس گردنی نزنمان
به خاطر این روزه های دست و پاشکسته! مان
بخاطر این پرخوریهای افطارهای مان !
بخاطر این خوابهای شبانه روزی مان!!!
خدایا
خیلی این چند روززحمت کشیدی…
مهمان داری کردی تمام تلاشت را کردی!
اما خدایا مرگ من،مرگ مغزی است…
اگر شبهای قدر بیدارم نکرد
اگر شوک شهر الله هم جوابم ندهد
سینه خیز خودم را به شهر الحسین می رسانم
ودست به دامن محرم میشوم
آنجا به دادم برس وکمکم کن…
پروردگارا فطرمان رافاطر، ایمانمان راخالص،فکر و روحما ن را ازبدی ها طاهرکن و ظهور امام زمانما ن را بزودی برسان،
طاعات و عباداتون قبول حق و استشمام رایحه معطر فطربرفطرت پاکتان مبارکباد…
الهم عجل لولیک الفرج:آمین