با توجّه به آیات قرآن، امکان حیات و زندگی در کرات
و سیّارات دیگر (غیر از زمین) وجود دارد؟

از برخی آیات قرآن کریم، میتوان فهمید که در کرات دیگر، آثار حیات وجود دارد
با توجّه به آیات قرآن، امکان حیات و زندگی در کرات و سیّارات دیگر (غیر از زمین) وجود دارد؟
از
برخی آیات قرآن کریم، میتوان فهمید که در کرات دیگر، آثار حیات وجود
دارند و در آنجا موجودات زندگی میکنند؛ از جمله، خداوند متعال میفرماید: «
وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا
مِنْ دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَاءُ قَدِیرٌ »[1] و
از نشانههای «قدرت» اوست، آفرینش آسمانها و زمین و آن چه از «انواع»
جنبنده ها در آن دو پراکنده هستند...» از آیة مذکور میتوان استفاده کرد که
در کرات و فضا و آسمانهای دیگر، ممکن است موجودات متحرک و زندهای وجود
داشته باشند.[2]
در آیة دیگری میفرماید: « اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الأرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الأمْرُ بَیْنَهُنَّ... »[3]
«خداوند، کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین مانند آنها را،
فرمانش، در میان آنها، پیوسته نازل میشود.» مفسران احتمال دادهاند که
مراد از «هفت»، تکثیر باشد، یعنی؛ زمینهای متعدد و نه هفت زمین. به همین
خاطر دانشمندان میگویند: کرات دیگری وجود دارند که مانند کرة زمیناند و
بر گرد خورشید گردش میکنند و مرکز حیات و زندگی هستند، در هر جامعه ای اگر
حیات و زندگی ثابت شود، معلوم میشود که موجوداتی در آن جا هستند.[4]
منظور از دین حنیف در قرآن چیست؟

قرآن کریم حضرت ابراهیم علیه السلام را پیرو دین حنیف می داند
حنیف از ماده « ح ن ف » به معنای هدایت به استقامت و راه مستقیم است.[1]
حنیف در اصطلاح به معنای کسی است که
از آیین ها و روش های منحرف چشم می پوشد و متوجه آیین حقیقی می شود. حضرت
امام باقر ـ علیه السلام ـ می فرماید: « حنیف کلمه جامعی است که هیچ چیز
را باقی نمی گذارد حتی کوتاه کردن شارب و گرفتن ناخن و ... ».[2]
قرآن کریم حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ را پیرو دین حنیف می داند و می فرماید:
« ما کانَ إِبْراهِیمُ یَهُودِیًّا وَ لا نَصْرانِیًّا وَ لکِنْ کانَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ؛[3] ابراهیم یهودی و نصرانی نبود، بلکه موحدی خالص و مسلمان بود و هرگز از مشرکان نبود ».
توضیح این که یکی از تلاش های یهود و
نصاری بر ضد اسلام این بود که سعی داشتند حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ را
که در میان تمام پیروان مذاهب و ادیان از او به عظمت یاد می شود را از خود
بدانند، یهودیان مدعی بودند که او از ما و پیرو آیین ما است، مسیحیان نیز
چنین ادعایی را داشتند.
صلوات کلید استجابت دعا

صلوات بر پیامبر، لازمه ایمان و از وظائف مؤمنان است
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً[1]
ترجمه
همانا
خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده
اید! شما (نیز) بر او درود فرستید و به او سلام کنید سلامی همراه با تسلیم.
نکته ها:
در
کتاب های ششگانه ی اهل سنّت روایاتی آمده که از پیامبر اکرم صلی الله علیه
و آله پرسیدند: چگونه صلوات بفرستیم؟ فرمود: بگویید: «اللهم صل علی محمد و
آل محمد»
در صحیح بخاری [2] (باب چگونگی صلوات بر پیامبر) وقتی این
حدیث را نقل می کند، در همان نقل حدیث، کلمه ی «آل محمد» را حذف کرده،
چنین می نویسد: از محمّد «صلّی اللّه علیه و سلّم» پرسیدند: چگونه صلوات
بفرستیم؟ فرمود: بگویید: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد»!؟
در
کنار نام پیامبر، ذکر صلوات مهم است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«هرکه درکتاب ونوشته ای بر من صلوات فرستد تا آن صلوات در آن نوشته باقی
است، برای او پاداش خواهدبود».[3]
در حدیث می خوانیم: «هرکس بر حضرت
محمّد صلی الله علیه و آله یک صلوات فرستد، خداوند ده صلوات بر او می
فرستد و ده لغزش او را می پوشاند».[4]
صلوات، کلید استجابت دعا و سبب سنگین شدن میزان مؤمن در قیامت می شود.
خداوند در قرآن به پیامبرش می فرماید: به زکات دهندگان صلوات فرست، خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً. .. صَلِّ عَلَیهِمْ
[5]، در این آیه به مردم سفارش می کند که بر پیامبر صلوات فرستاده شود.
آری، در اسلام رابطه مردم و رهبر، رابطه صلوات ودرود است همان گونه که در
آیه 54 سوره انعام خدا به پیامبرش دستور می دهد به کسانی که به ملاقاتت می
آیند سلام کن. «إِذا جاءَک الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیکمْ»
امام صادق علیه السلام فرمود: «درود خداوند به معنای رحمت، درود ملائکه به معنای به پاکی یاد کردن و درود مردم به معنای دعاست».[6]
پیام ها:
1-
هرگاه خواستید دیگران را به کار خیری دعوت کنید، اوّل خود و دست اندرکاران
شروع کنید. (خداوند برای فرمان صلوات به مردم، اوّل از صلوات خود و
فرشتگان نام می برد.) «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ»
2- صلوات خدا و فرشتگان دایمی است. «یصَلُّونَ»
3- صلوات بر پیامبر، لازمه ایمان و از وظائف مؤمنان است. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا»
4- درود لفظی کافی نیست، تسلیم عملی نیز لازم است. «صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا»
5- رابطه ی مردم و رهبر در حکومت الهی، صلوات و سلام است. (علاقه ی قلبی کافی نیست، اظهار علاقه لازم است.) «صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا»
=========================
پی نوشت ها
[1] احزاب 56
[2] صحیح بخارى، حدیث 5880.
[3] تفسیر روحالبیان.
[4] تفسیر مجمع البیان.
[5] توبه، 103.
[6] تفسیر نورالثقلین.
منبع:hawzah.net
سورههای قرآن به چه ترتیبی در قرآن چیده شدهاند؟
و اگر ترتیبی ندارند چرا؟

بیان دو نظریه:
1.
عدهای از محققین و بزرگان مانند سید مرتضی علمالهدی و از جمله معاصرین
آیتالله خوئی (ره) بر آن هستند که قرآن کریم به همین ترتیب که الآن موجود
است، در زمان حیات پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ شکل گرفته و
مرتب شده است و به دستور و عنایت خود پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم
ـ بوده است، البتّه این عده برای ادعای خود دلیل میآورند بر اینکه، چون
عدهای قرآن را از زبان مبارک خود رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ
شنیدهاند و در محضر ایشان حاضر بودهاند، که درصد تعداد این عده نسبت به
مسلمانان خیلی کم است. لذا بسیار بعید به نظر میرسد که مسألهای با این
اهمیت و آن هم کتابی با این ویژگی که میخواهد تا روز قیامت برای همهی
انسانها، روشنکننده و تعلیمدهنده راه سعادت و خوشبختی باشد، را پیامبر
اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ رها کرده باشد تا پس از ایشان توسط
دیگران نظم و ترتیب داده شود.[1]
آدابى که فشار قبر را کم می کند
آدابى که فشار قبر را از زنان بر مى دارد
۱ - صبر کردن بر غیرت شوهر
۲ - صبر کردن بر بد خلقى شوهر
۳ - بخشیدن مهریه به شوهر؛ خداوند براى هر یک از این زنان پاداش هزار شهید و عبادت یک سال را مى نویسد.
مؤ من همیشه پنج چیز براى انجام آداب به همراه دارد
۱ -تسبیح سى و چهار دانه
۲ - سجاده
۳ - شانه
۴ -مسواک
۵ - انگشتر عقیق (۴۷)
آدابى که باعث آمرزش انسان مى شوند
۱ -جارو کردن مسجد
۲ - مصافحه کردن با مؤ من
۳ - روشن کردن چراغ در مسجد
۴ - مریض شدن
۵ -عیادت مریض
۶ - شرکت در تشییع مسلمان
۷ - غذا دادن به گرسنه
۸ -روزه مستحبى گرفتن
۹ - به دست کردن انگشتر عقیق سرخ
۱۰ - زیاد سجده کردن
۱۱ - صلوات فرستادن
۱۲ - احترام به مهمان مؤمن
منبع:myquran.de
درقیامت خدا به چه کسانی رحم میکند
خداوند مهربان در آیات متعدد در سوره هاى قرآن خویشتن را با صفت رحم و شفقت و مهربانى یاد کرده و خود را به بندگانش با این اوصاف جمیله معرفى نموده است. (المعجم المفهرس ماده رحم از باب نمونه: سوره اعراف (7)، آیه 156 و آیه 151 و سوره یوسف (12)، آیه 64 و آیه 92)
و هنگامى که مسلمانان حقیقى و پیروان
واقعى آئین مقدس اسلام را در کتاب آسمانى خود توصیف و تمجید مى کند، درباره
آن مى فرماید: مومنین به همدیگر رئوف (فتح (48)، آیه 29، و سوره حدید
(57)، آیه 27 و بلد (90)، آیه 17) و مهربان و به یکدیگر دلسوز و غمخوار
هستند .
مرحوم علامه مجلسى(ره) در کتاب بحارالانوار بابى راجع به
این موضوع و مطلبی به نام "التراحم و التعاطف و التودد" منعقد نموده
است.(بحار، ج 74، ص 390)
خود را بنده خدا بدانیم
به
هم رحم کنید تا خداى متعال به شما رحم کند. کسانى که دستشان باز است، دست
تعدّى به سمت منافع و مصالح دیگران دراز نکنند. کسانى که زرنگى و هوش و
امکانات و قدرت و مسئولیت و توانایی هاى گوناگون فردى و اجتماعى دارند، از
این توانایی ها در راه تعدّى به دیگران استفاده نکنند.
خود را بنده
خدا بدانیم؛ در مقابل بقیه بندگان خدا، خود را موظّف به همراهى، احسان،
نیکى و رعایت انصاف بدانیم؛ آن گاه باران رحمت و فضل خدا بر سر ما خواهد
بارید؛ ما را شستشو خواهد داد و برکات خود را بر ما نازل خواهد کرد.
البته
این وظیفه همه است؛ ولى کسانى که در جامعه تمکّن و قدرت و مقام و ثروت و
نفوذ کلمهاى در میان مردم دارند، بیش از دیگران در مقابل این بار سنگین -
بار خودسازى و محدود کردن قواى خود از تجاوز به دیگران - مسئولند.(بیانات
آیت الله خامنه ای)
غیبت بدتر از زنا

از غیبت بپرهیزید زیرا که غیبت بدتر از زناست
پیغمبر(ص) فرمود: مردی روز قیامت مى آید
نگاه به نامه ى عملش می کند اثرى از کارهاى نیک خود را در آن نامه نمى
بیند سپس عرض می کند کجاست کارهاى شایسته ى من که در دنیا انجام دادم پاسخ
داده مى شود تو غیبت مردم را کردى بجاى غیبت هایت ثوابهاى تو در نامه
عمل کسانى که غیبت آنها را کردى نوشته شد.
خداى تعالى در مذمت آن می فرماید: «وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ؛1
و باید غیبت نکند بعضى از شما بعض دیگر را آیا دوست می دارد یکى از شما که
گوشت برادرش را بخورد در صورتى که مردارى باشد پس آن را ناخوش دارید .»سپس
خداى تعالى مبالغه و پافشارى فرموده در جلوگیرى از غیبت و قرار داده غیبت
را همانند مردارى که از گوشت آدمها است.
و پیغمبر(ص) فرمود: مردی
روز قیامت مى آید نگاه به نامه ى عملش می کند اثرى از کارهاى نیک خود را
در آن نامه نمى بیند سپس عرض می کند کجاست کارهاى شایسته ى من که در
دنیا انجام دادم پاسخ داده مى شود تو غیبت مردم را کردى بجاى غیبت هایت
ثوابهاى تو در نامه عمل کسانى که غیبت آنها را کردى نوشته شد.
و
خداوند بموسى بن عمران وحى فرستاد که هر کس بمیرد ولى از غیبتهائى که کرده
توبه نماید او آخرین فردیست که وارد بهشت شود و آن کس که بمیرد و اصرار به
غیبت کردن داشته باشد پس او اول کسى است که وارد جهنم گردد و روایت شده که
همانا کسى که او را غیبت کنند نصف گناهانش را مى آمرزم.
ادامه مطلب ...
عوامل جهنمی شدن !

امام صادق (علیه السلام) در باره کسی که توانایی دارد ولی از دیگران (فقرا) دستگیری نمی کند؛ مى فرماید: «مَلعونٌ مَلعونٌ مَن وَهَبَ اللَّهُ لَهُ مَالًا فَلمْ یَتَصَدَّقْ مِنهُ بِشَىءٍ؛[1]ملعون است، ملعون است کسى که خدا مالى به او بخشیده و او چیزى از آن را صدقه نداده است».
می دانیم که اسلام برای کمک به
مستمندان جامعه تمهیداتی درنظر گرفته است، درصورت عدم توجه و اهمال کاری در
این زمینه، عواقب ناگواری در انتظار شخص خواهد بود. رسول خدا (صلى الله
علیه و آله و سلم) بخشش مومن را ــ به نیازمندان ــ همچون سایبانی بر سر
مومن می داندکه او را از عذاب قیامت حفظ می کند: «أرضُ القِیامَةِ نارٌ مَا خَلَا ظِلَّ المُؤمِنِ: فَإنَّ صَدَقَتَهُ تُظِلُّهُ؛[2]زمین قیامت یک پارچه آتش است، مگر سایبان مؤمن، زیرا صدقهى مؤمن او را در سایهى خود مىپوشاند».
توجه نداشتن به فقرا، عامل جهنمی شدن
در
سوره مدثر، سبب افتادن اهل جهنم در جهنم را چند عامل می داند، دو عامل از
آنها عبارتند از: بپا نداشتن نماز و دیگری کمک نکردن به مستمندان، «مَا سَلَکَکمُ فىِ سَقَرَ ـــــ قَالُواْ لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ ـــــــ وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ؛[مدثر/42و 43و44]چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!» مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم، ومستمندان را اطعام نمى کردیم».
کسانی که در آخرت بواسطه عدم اطعام فقرا گرفتار عذاب می شوند؛ غالبا اینچنین زبان حالی دارند: «وَ
إِذا قیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالَ الَّذینَ
کَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ
أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی ضَلالٍ مُبینٍ؛[آل یاسین/47]و
هنگامى که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى کرده انفاق کنید!»،
کافران به مؤمنان مى گویند: «آیا ما کسى را اطعام کنیم که اگر خدا مى
خواست او را اطعام مى کرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط
در گمراهى آشکارید»! [3]
انسان موجودیست که به محض دارا شدن و
توانمند شدن طغیان نموده [4] و در برابر خدا موضع می گیرد و چه بسا عذابهای
قیامت در مورد کمک نکردن به فقرا را مورد تخریب قرار دهد. قارون زمام موسی
(علی نبینا و آله و علیه السلام) اینچنین بود.
ادامه مطلب ...
امن یجیب؛ دعای همیشه مستجاب

2- المیزان ج15ص380
4- مومن:40/60
5- بقره:2/186
6- المیزان ج15ص382-383
دعاى حفظ آشیاء و گم نشدن آنها
دعاى حفظ آشیاء و گم نشدن آنها
راوى به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد:
دعایى به من بیاموز که وقتى چیزى را نگه مىدارم، ترسى از مفقود شدن آن
نداشته باشم. فرمود که بگو:
یَا
اللهُ یَا حَافِظَ الْغُلاَمَیْنِ بِصَلاَحِ أَبِیهِمَا احْفَظْنِی وَ
احْفَظْ عَلَیَّ دِینِی وَ أَمَانَتِی وَ مَالِی، فَإِنَّهُ لاَ حَافِظَ
حِفْظِ ضَیْعَة أَحْفَظُ عَلَى مَالِی مِنْکَ إِنَّکَ حَافِظٌ حَفِیظٌ ،
أَخَذْتُ بِسَمْعِ اللهِ وَ بَصَرِهِ وَ قَدَرِهِ عَلَى کُلِّ مَنْ
أَرَادَنِی وَ أَرَادَ مَالِی وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ
الْعَلِیِّ الْعَظِیم.
یا الله، اى که فرزندان را به خاطر
والدین حفظ مى کنى، مرا حفظ کن. دین و امانت و مالم را حفظ کن. کسى بهتر از
تو نمى تواند مالم را از گم شدن حفظ کند، اى که حافظ و حفیظ (نگه دار و
مراقب) هستى! گوش و چشم و قدرت خدا نگه دار من و مالم در برابر کسانى باشد
که متعرّض من و مالم مى شوند. لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العلیّ العظیم.
منبع : امالی شیخ طوسی ص 700 - بحارالانوار ج 91 ص 406