الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

دستورالعملی‌ازآیت الله ملکی‌تبریزی


 دستورالعملی‌ازآیت الله ملکی‌تبریزی



آیت الله ملکی تبریزی

 

قبل از خواب انسان محاسبه اعمال روز خود را کرده و بدنبال علاج خیانتهای نفس، به قدر توان باشد و از این محاسبه و علاج غفلت نکند و باید این عمل آن قدر تکرار شود که براى او عادت شود و بدون محاسبه و درمان به خواب نرود و هر مقدار از توبه که فعلاً ممکن است تدارک بیند .

 

به نام خدا

خواب یکی از نیازهای اساسی بدن است و تقریباً یک سوم از عمر انسانها در خواب می گذرد. یک سوم از عمر انسان زمان کمی نیست! با احتیاجات فراوان دیگری که باید برای بدن خود فراهم کنیم مگر چه قدر وقت برای ما می ماند که با آن بخواهیم کسب علم و معرفت و آگاهی کنیم؟ با این حساب ما باید از خواب خود که زمان زیادی از عمر ما را اشغال می کند به بهترین وجه استفاده کنیم.

 

به همین خاطر در قرآن و روایت اهل بیت(علیهم السلام) به مساله خواب توجه زیادی شده است، آداب و دستورات خاصی نیز برای آن ذکر کرده اند، که با رعایت آنها انسان می تواند به راحتی یک سوم از عمر خود را مشغول عبادت خدا شود.

 

بزرگان و عرفای ما نیز به این مساله توجه خاصی داشته اند و در کلام آنها توصیه های فراوانی به سالکان راه خدا در این مورد شده است.

 

که از جمله آنها حضرت آیة الله میرزا جواد آقا ملکی رحمة الله علیه است، که دستورالعملی در رابطه با آداب خواب و خوابیدن برای سالک راه خدا بیان می فرمایند: بارى سالک راه خدا را بعد از توبه ، لازم است در اول صبح مشارطه با نفس ‍ نماید (یعنى با خویشتن شرط کند که امروز تا وقت خواب نباید از من گناهى سر بزند)

 

 مشارطه شریک و سهیم در اعزا و انفس ( عزیزترین و نفیس ترین ) سرمایه ها همانطور که شریکى با شریک خود و سهیمى با هم سهم خود - که در عزیزترین و نفیس ترین سرمایه ها شریک و سهیم است ، مشارطه مى کند - و در عرض روز تا وقت خواب مراقبت کامل نماید و تمام اعضا و جوارح را مراقب و مواظب باشد که بر خلاف شرطى که در اول صبح با آنان نموده ، رفتار نکند و گناهى را مرتکب نشوند .

 

و در وقت خواب محاسبه کامل از تمام آنچه در این مدت صرف کرده است و از وقتش و از قواى ظاهرى و باطنى و آنچه از نعمتهاى الهى در آن صرف کرده و یا مهمل گذاشته ، به عمل آورد و دقیقا به حساب خود برسد و همه اینها به قرارى که علماى اخلاق نوشته اند، عمل نماید، تفصیل آن را موکول به کتب اخلاق که نوشته شده و واقعا هم خوب نوشته اند مى نمایم ، ولى به چند فقره اهم که خیلى موثر است اشاره مى شود و آن این است :

 

وقت خواب

 

قبل از خواب انسان محاسبه اعمال روز خود را کرده و بدنبال علاج خیانتهای نفس، به قدر توان باشد و از این محاسبه و علاج غفلت نکند و باید این عمل آن قدر تکرار شود که براى او عادت شود و بدون محاسبه و درمان به خواب نرود و هر مقدار از توبه که فعلاً ممکن است تدارک بیند و آنچه تاخیر لازم است عزم جدی در جبران آن داشته باشد و بداند حالا که می خوابد، خواب  هم برادر مرگ است .

صریح آیه مبارکه است که مى فرماید:

 

الله یتوفى الانفس حین موتها و التى لم تمت فى منامها فیمسک التى قضى علیها الموت و یرسل الاخرى(1)

 

خدا است که جانها را به هنگام مرگشان مى گیرد و جانى را که در حال خواب نمرده است پس آن را که مرگش فرا رسیده نگاه مى دارد و دیگرى را به بدن باز مى فرستد تا وقت تعیین شده اش فرا رسد.

 

پس لازم است که فى الجمله عده موت را نموده و آمادگى براى مرگ داشته باشد، از قبیل اینکه عهد ایمان خود را تجدید نموده و با طهارت ( وضو یا غسل یا تیمم ) روى به قبله و روى به قبله حقیقیه نموده ، به نام خدا و گفتن بسم الله الرحمن الرحیم وارد بستر شود. اعمالى را که براى هنگام خواب وارد شده ، به قدر قوت به عمل اورده ، نفس و روح خود را به حضرت او جل جلاله تسلیم نماید. و از اعمال وقت خواب آنها را که اهمیت بیشترى دارند ترک نکند، که عبارتند از: اینکه به هنگام دخول به رختخواب بسم الله الرحمن الرحیم را از قلب و لسان بگوید و ایه مبارکه :

 

قل انما انا بشر مثلکم یوحى الى انما الهکم اله واحد فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا. (2)

 

 و آیه مبارکه :

آمن الرسول بما انزل الیه من ربه و المومنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرق بین احد من رسله و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانک ربنا و الیک المصیر لا یکلف الله نفسا الا وسعها لهاما کسبت و علیها ما اکتسبت ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا ربنا و لا تحمل علینا اصرا کما حملته على الذین من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولانا فانصرنا على القوم الکافرین(3)

 

را با تدبر بخواند و تسبیح حضرت زهرا (س ) و آیه الکرسى و سه بار و یا یازده بار سوره قل هو الله احد

و سه دفعه یفعل الله ما یشاء بقدرته و یحکم ما یرید بعزته و ایه مبارکه شهدالله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولو العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم ان الدین عندالله الاسلام و ما اختلف الذین و اتوا الکتاب من بعد ما جائهم العلم بغیا بینهم و من یکفر بایات الله فان الله سریع الحساب

و اگر استغفارهاى مرویه و مطلق استغفار استغفرالله ربى و اتوب الیه هم بکند، خوب است و ملتفت باشد که ممکن است خداوند جواد در همین خواب چنان که براى انبیا و سایرین از اولیا و مۆ منین در حال خواب موهبتهاى عظیمه عنایت فرموده است به او عنایت هم فرماید.

 

اى بسا معارف که از رویاها براى سالکین کشف شده و بسا مقامات که از رویاى انبیا (ع ) و ائمه (ع ) و بزرگان دین به سالک عنایت مى شود.

 

این عبد ذلیل خیلى امیدواریهایم به بعضى رویاهایى است که در آنها حضرات معصومین (ع ) را زیارت کرده ام و مورد مرحمتهاى بزرگ واقع شده ام .

 

بارى بعد از خواندن این آیه اگر حال فکرى برایش دست بدهد که در حال فکر خوابش ببرد، زهى کرامت ، و الا مشغول ذکرى از اذکار بشود تا خوابش ‍ در حال ذکر ببرد، و اگر ذکر را در اواخر به نفسش بیندازد که بین النوم و الیقظه ( میان خواب و بیدارى )

 

 را که لسان از حرکت بیافتد نفس یاالله یا تنها لفظ جلاله الله را بگوید، خوب است ، اگر در این حال خوابش ببرد بسا مى شود که او خواب است ، ولى نفسش آشکارا ذکر مى کند که گاه است بیدار هم مى شود.

 

خلاصه خودش را به سراسر وجودش تسلیم حضرت او جل جلاله نماید.

 


 

پی نوشتها:

1-      سوره مبارکه زمر / آیه 42

2-      سوره مبارکه کهف / آیه 110

3-      سوره مبارکه بقره / آیه 286-285

منبع: بر گرفته از کتاب در محضر عارفان / مولف واصف بادکوبه اى

 


شهادت امام سجاد علیه السلام


شهادت امام سجاد علیه السلام


تصمیم یزید بر قتل امام علیه السلام
پس از واقعه‌ی کربلا، یزید تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را نیز از میان بردارد. به همین دلیل در ملاقات‌هایی که در کاخ خود با او و سایر اسرا داشت، منتظر بود از او حرفی بشنود که بهانه‌ای برای قتلش باشد.

یک روز امام را به کاخ خود فرا خواند و از او سوالی پرسید. امام در حالی که تسبیح کوچکی را در دستش می‌گرداند، به او پاسخ داد.
یزید گفت:« چگونه جرأت می‌کنی موقع حرف‌زدن با من تسبیح بگردانی؟»


امام فرمود:« پدرم از قول جدم فرمود هر کس بعد از نماز صبح، بی‌اینکه با کسی سخن بگوید، تسبیح در دست بگیرد و بگوید:« اللهم انی اصبحت و اسبحّک و امجدک و احمدک و اُهللک بعدد ما ادیر به سبحتی» سپس تسبیح ‌در دست، هر چه می‌خواهد بگوید، تا وقتی به بستر می‌رود، برایش ثواب ذکر گفتن منظور می‌شود. پس هر گاه به بستر رفت، باز همین دعا را بخواند و تسبیح را زیر بالش خود بگذارد، تا موقع برخاستن از خواب نیز برای او ثواب ذکر خدا منظور می‌شود. من هم به جدّم اقتدا می‌کنم.»
یزید گفت:« با هیچ کدام از شماها سخنی نگفتم، مگر اینکه جواب درستی به من می‌دهید.» پس به او هدایایی داد و دستور داد امام را آزاد کنند.


در روایت دیگری نیز چنینی آمده است: بعد از خطبه‌ی حضرت زینب سلام الله علیها که سبب رسوایی یزید شد، او از شامیان نظر خواست که « با این اسیران چه کنم؟» شامیان در پاسخ گفتند: «آنها را از دم شمشیر بگذران ».
یکی از انصار به نام « لقمان بن بشیر » گفت: « ببین اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود با آنان چه می‌کرد؛ تو نیز همان طور رفتار کن.»

امام باقر علیه السلام نیز که در مجلس حضور داشت، سخنان قاطعی گفت که یزید را از قتل اسرا منصرف کرد. یزید سر بر زیر انداخت و سپس دستور داد آنان را از مجلس بیرون ببرند.


در روایتی نیز امام سجاد علیه السلام به « منهال » فرمودند: « هیچ بار نشد که یزید ما را احضار کند و ما گمان نکنیم که می‌خواهد ما را بکشد.» به هر حال با توجه به شواهد متعدد تاریخی، یزید بارها تصمیم قطعی به قتل امام سجاد و همراهان ایشان داشته ولی خداوند هر بار آنها را نجات داده است. [1]  ادامه مطلب ...

مجلس اهانت آمیز ابن زیاد با سر مطهر امام حسین (ع)


مجلس اهانت آمیز ابن زیاد با سر مطهر امام حسین (ع)



یازدهم محرم الحرام سال 61 ه.ق عمر سعد در سرزمین کربلا باقی ماند و به روایتی بر کشتگان سپاه امام حسین (ع) که هنوز تا ظهر روز یازدهم بدن مطهر آنه (امام (ع) و 72 تن یارانشان) بر زمین کربلا تدفین نشده بودند، نماز خواند و آنها را به خاک سپرد و اسرا را بر شترها سوار کرد.

عمر سعد در عصر عاشورا براى خوش خدمتى بیش‌تر به عبیدالله بن زیاد و خاندان بنى امیه ، دستور داد سر بریده امام حسین (ع) را با شتاب به کوفه ببرند و عبیدالله بن زیاد را از پایان یافتن غائله کربلا با خبر کنند.

ماموریت رساندن سر مقدس اباعبدالله الحسین (ع) با خولى بن یزید اصبحى و حمید بن مسلم بود. آنان شب به کوفه رسیدند. در آن هنگام دارالاماره نیز بسته بود. به همین جهت شب را در خانه خویش گذرانده و بامداد روز یازدهم سر مقدس امام حسین (ع) را نزد عبیدالله بردند. 

ادامه مطلب ...

سوره‌ای که در سرعت سیر و سلوک مفید است!


 سوره‌ای که در سرعت سیر و سلوک مفید است!





در مسیر سیر و سلوک و حرکت به سوی نور و معنویت و روحانیت، سوره یس از نقشی اساسی برخوردار است و رکنی بی بدیل به شمار می رود.

مقصود سیر و سلوک
آنان که دینداری پیشه کرده و خود را ملزم به اطاعت از فرامین الهی ساخته‌اند، به دو دسته تقسیم می گردند :

گروه اول که اکثریت دینداران را تشکیل می دهند، مۆمنانی هستند که رستن از جهنم و عذاب و دستیابی به بهشت و سعادت را غایت اعمال و عبادات خود قرار داده اند .

گروه دوم که همان نخبگان و برگزیدگان مۆمنین می باشند، افرادی هستند که در راه رسیدن به «مقام قرب الهی» حرکت می کنند و در این مسیر سه هدف را پیش رو و سر لوحه اعمال خود قرار داده اند که آن سه عبارتند از:  1.قرب الی اللّه،   2.رضوان اللّه،   3.لقاء اللّه.

در حقیقت، اینان در پی آن هستند که در مرتبه نخست، خود را از خصلت های منفی پاک، و از ظلمت و تاریکی های جهان مادی رها سازند و به صفات و خصلت های الهی بیارایند تا در نتیجه چنان رستن و آراستنی، به مقام قرب الهی برسند و مستوجب رضوان، نظر و خشنودی خدا گردند، اما در عین حال، آنان بالاترین مقصود و والاترین آرزوهای خویش را رسیدن به لقاء الله قرار داده اند و از تمام رفتار، گفتار و حرکات خود آن مقصد والا را می جویند.

منظور ما هم از سیر و سلوک قرار گرفتن در همین مسیر می باشد و مقصود از سالک الی الله، چنین اشخاصی هستند که در مسیر قرب، رضوان و لقاء الهی کوشش می کنند.
 

ادامه مطلب ...

آشنایی با حدیث ثقلین و دلایل نقل شدن آن


 آشنایی با حدیث ثقلین و دلایل نقل شدن آن


 حدیث ثقلین یکی از احادیث مهم برای شیعیان است

 

حدیث ثقلین یکی از احادیث مهم در اثبات امامت ائمه اطهار (ع) است. حدیث ثقلین بارها از زبان پیامبر (ص) نقل شده و در بسیاری از منابع شیعه و سنی آمده است.

حدیث ثقلین یکی از احادیث مهم برای شیعیان است. اهمیت این حدیث در اینجاست که به صورت های متفاوت و در کتاب های متفاوت شیعه و سنی آمده؛ و به یکی از احادیث مشهور تبدیل شده است که از زبان پیامبر نقل شده است. در حدیث ثقلین به تبیین جایگاه و ارزش کتاب قرآن و ائمه اطهار پرداخته شده است. بنا بر آنچه در این حدیث از پیامبر نقل شده، مؤمنان جهت اینکه دچار گمراهی نشوند و راه و روش خود را گم نکنند، باید به دو چیز چنگ بزنند و آن را راهنمای خود بدانند. یکی کتاب قرآن و دیگری اهل بیت پیامبر (ص). در ادامه این مقاله قصد داریم درباره حدیث ثقلین، منابع حدیث ثقلین و دلایل اهمیت آن نزد شیعه و سنی صحبت کنیم.

 

آشنایی با حدیث ثقلین

احادیث و آیات بسیاری وجود دارد که سندی بر حق بودن امامت و ائمه اطهار و چهارده معصوم (ع) است. در این میان یکی از احادیث مشهور، حدیث ثقلین است. که این حدیث از چند نظر برای شیعیان و اثبات امامت امام علی (ع) و دیگر امام های شیعه، از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. نخست آنکه این حدیث از زبان خود پیامبر نقل شده و طبق روایات و اسنادی که وجود دارد، در آن هیچ جای شک و تردیدی باقی نمی ماند. دوم آنکه در متن حدیث ثقلین به طور مشخص به اهل بیت پیامبر اشاره شده و گفته شده که اگر می خواهید راه هدایت را پیدا کنید، پس باید در کنار قرآن از حضور اهل بیت پیامبر نیز بهره ببرید و این مختص تمام زمان هاست و برای زمان خاصی نیست.


  ادامه مطلب ...

هفت مصیبت شام از زبان امام سجاد(ع)


  هفت مصیبت شام از زبان امام سجاد(ع)


در روایتی امام سجاد(علیه السلام) به نعمان بن منذر مدائنی فرمود: در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:
1- ستمگران در شام اطراف ما را با شمشیرهای برهنه و استوار کردن نیزه ها احاطه کردند و بر ما حمله می کردند و کعب نیزه به ما می زدند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می زدند.

2- سرهای شهدا را در میان هودج های زن های ما قرار دادند، سر پدرم امام حسین ع و سر عمویم عباس ع را در برابر چشم عمّه هایم زینب و ام کلثوم(علیهماالسلام) نگه داشتند، و سر برادرم علی اکبر ع و پسرعمویم قاسم ع را در برابر چشم سکینه و فاطمه (خواهرانم) می آوردند و با سرها بازی می کردند، و گاهی سرها به زمین می افتاد و زیر سم ستوران قرار می گرفت.

3- زن های شامی از بالای بام ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه ام افتاد، چون دست هایم را به گردنم بسته بودند، نتوانستم آن را خاموش کنم، عمامه ام سوخت، و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزانید.

4- از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز، ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می گفتند: ای مردم بکشید این ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند.

5- ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را از در خانه ی یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می گفتند: این ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را در خیبر و خندق و ... کشتند و خانه های آن ها را ویران ساختند، امروز شما انتقام آن ها را از این ها بگیرید...

6- ما را به بازار برده فروشان برده و خواستند بجای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.

7- ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت، روزها را از گرما و شب ها از سرما آرامش نداشتیم...

برگرفته از سوگنامه آل محمد، (ص)


مصائب اهل بیت(س)امتحان پیامبر(ص)هستند

مصائب اهل بیت(س)امتحان پیامبر(ص)هستند


. فقیه، محدّث ـ قم، مصر، بغداد

ابن قُولُوَیْه قمی در کتابش، روایت مفصّلی را از امام صادق‌علیه‌السّلام نقل می‌نماید که فرازهایی از آن حدیث شریف،[1] بدین شرح می‌باشد:

لَمّا اُسْرِیَ بِالنَّبیِّ‌صلّی‌الله‌علیه‌وآله إلَی السَماءِ قیلَ لَهُ: إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی یَخْتَبِرُکَ فی ثَلاثٍ لِیَنْظُرَ کَیْفَ صَبْرُکَ.

قالَ: اُسْلِمُ لِأمْرِکَ یا رَبِّ وَ لا قُوَّةَ لی عَلَی الصَبْرِ إلّا بِکَ؛ فَما هُنَّ؟

قیلَ لَهُ: أوَّلُهُنَّ الْجُوعُ وَ الْأثَرَةُ عَلی نَفْسِکَ وَ عَلی أهْلِکَ لِأهْلِ الْحاجَةِ.

قالَ: قَبِلْتُ یا رَبِّ وَ رَضیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَوْفیقُ وَ الصَبْرُ.

وَ أمَّا الثانیَةُ فَالتَکْذیبُ وَ الْخَوْفُ الشَدیدُ وَ بَذْ لُکَ مُهْجَتَکَ فیَّ، مُحارَبَةُ أهْلِ الْکُفْرِ بِمالِکَ وَ نَفْسِکَ وَ الصَبْرُ عَلی ما یُصیبُکَ مِنْهُمْ مِنَ الْأذی وَ مِنْ أهْلِ النِفاقِ وَ الْألَمِ فِی الْحَرْبِ وَ الْجِراحِ.

قالَ: قَبِلْتُ یا رَبِّ وَ رَضیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَوْفیقُ وَ الصَبْرُ.

وَ أمَّا الثالِثَةُ فَما یَلْقی أهْلُ بَیْتِکَ مِنْ بَعْدِکَ مِنَ الْقَتْلِ.

أمّا أخُوکَ عَلیٌّ، فَیَلْقی مِنْ اُمَّتِکَ الشَتْمَ وَ التَعْنیفَ وَ التَوْبیخَ وَ الْحِرْمانَ وَ الْجَحْدَ وَ الظُلْمَ. وَ آخِرُ ذلِکَ الْقَتْلُ.

فَقالَ: یا رَبِّ قَبِلْتُ وَ رَضیتُ وَ مِنْکَ التَوْفیقُ وَ الصَبْرُ.

وَ أمَّا ابْنَتُکَ، فَـتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یُؤْخَذُ حَـقُّها غَصْباً الَّذی تَجْعَلُهُ لَها وَ تُضْرَبُ وَ هِیَ حامِلٌ وَ یُدْخَلُ عَلَیْها وَ عَلی حَریمِها وَ مَنْزِ لِها بِغَیْرِ إذْنٍ. ثُمَّ یَمَسُّها هَوانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لا تَجِدُ مانِعاً وَ تَطْرَحُ ما فی بَطْنِها مِنَ الضَرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذلِکَ الضَرْبِ.

قالَ: إنّا لِلّهِ وَ إنّا إلَیْهِ راجِعُونَ، قَبِلْتُ یا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَوْفیقُ وَ الصَبْرُ... 

ادامه مطلب ...

شروط مستجاب شدن دعا در زیر قبه امام حسین (ع)


 شروط مستجاب شدن دعا در زیر قبه امام حسین (ع)


دعا در جوار مرقد امام حسین (ع) از ارزش فراوانی برخوردار است

دعا گناه را می‌آمرزد و خیری در زندگی انسان قرار می‌دهد؛ در روایات بسیاری آمده که دعا در برخی مکان‌ها و زمان‌ها به استجابت نزدیک‌تر است. قبه امام حسین (ع) از جمله اماکنی است که سفارشات فراوانی درباره آن شده است و روایات گوناگونی وجود دارد که می‌گوید راز و نیاز و بیان حاجات در این محل نورانی غیرممکن است که بی پاسخ بماند، اما آیا واقعا اینگونه است؟!

در این مطلب قصد داریم تا شرط و شروط مستجاب شدن دعا در زیر قبه امام حسین (ع) و همچنین دلایل مستجاب نشدن حاجات در این محل نورانی را برای شما بازگو نماید، پس با ما همراه باشید.

قبه؛ مکانی که دعا زیر آن قطعاً مستجاب است

دعا در جوار مرقد امام حسین (ع) از ارزش فراوانی برخوردار است. روایت شده که خداوند در عوض شهادت امام حسین (ع) چهار ویژگی به آن حضرت عطا فرمود:
۱ - در خاک مرقد آن بزرگوار شفا قرار داد.

۲ - اجابت دعا را در قبه و کنار قبر او قرار داد.

۳ - امامان معصوم (ع) را از نسل او انتخاب نمود.

۴ - روز‌های زیارت زائران مرقدش را، از عمر آنان به حساب نمی‌آورد.

ابن عباس در ضمن حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند که فرمود: در زیر قبه‌ی امام حسین (ع) دعا به اجابت می‌رسد.

هر دعایی زیر قبه امام حسین علیه السلام اجابت می‌شود؟ 

ادامه مطلب ...

امام موسی کاظم (ع) به چه دلیل زندانی شد؟


امام موسی کاظم (ع) به چه دلیل زندانی شد؟




 در زمان حیات امام صادق (ع) کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده ای چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام می دانند و همینطور به ترتیب و به تفضیلی که در کتب اسماعیلیه مذکور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضی او را عبدالله افطح می دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شیخ مفید در”ارشاد” متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند روی از او برتافتند و فقط عده قلیلی از او پیروی کردند که فطحیه موسوم هستند.




ـ برادر دیگر امام موسی کاظم (ع) اسحق که برادر تنی آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسی کاظم (ع) را قبول داشت و حتی از پدرش روایت می کرد که او تصریح بر امامت آن حضرت کرده است.



ـ برادر دیگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردی سخی و شجاع بود و از زیدیه جارودیه بود و در زمان مامون در خراسان وفات یافت اماجلالت قدر و علو شأن و مکارم اخلاق و دانش وسیع امام موسی کاظم (ع) بقدری بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفی و معاذین کثیر و صغوان جمال و یعقوب سراج نص صریح امامت حضرت امام موسی الکاظم (ع) را از امام صادق (ع) روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید.

 

ادامه مطلب ...

چرا اسامی امامان در قرآن مجید نیامده است


چرا اسامی امامان در قرآن مجید نیامده است


 

گرچه به اسامی امامان در قرآن مجید هیچ اشاره مستقیمی نشده است اما دلایلی وجود دارد که علت عدم ذکر اسامی امامان در قرآن را برای مسلمانان بیان می کند.

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده که چرا با وجود اهمیت مسئله امامت، هیچ اشاره ای به اسامی امامان در قرآن مجید نشده است. پیامبر اکرم نیز بارها در سخنان و خطابه های خود به مسلمانان گوشزد کرده اند که اگر «کسى که امام زمان خود را نشناسد و از دنیا برود به مرگ جاهلیت مرده است». ما در این مقاله برخی از دلایل ذکر شده از سوی متخصصین این حوزه را که به علت عدم نپرداختن به نام امامان در کتاب بزرگ خداوند ( قرآن مجید) اشاره کرده اند را برای شما خوانندگان عزیز بیان خواهیم کرد.

اهمیت مطالعه آیات قرآن مجید:
قرآن کتاب بی مثالی از سخنان خداوند بزرگ و حکیم است که پندها و نکاتی را از سرگذشت گذشتگان و آیندگان در قالب آیاتی با کلمات عربی برای بندگانش به حضرت محمد (ص) به عنوان آخرین پیامبر والا مقام اسلام نازل کرده است. این کتاب مهم راهنمای اصلی مسلمانان در زندگی است و در واقع قانون اساسی است که خداوند در آن به صورت عادلانه با همه امور برخورد کرده است. به طور کلی در قرآن از تمام فرایض عالی اسلام همچون نماز، روزه و زکات خداوند سخن گفته و به تمام جزئیات عاقبت زندگی و سنت  قوم های پیامبران که دعوت الهی حق را پذیرفتند یا از آن سرپیچی کردند؛ اشاره شده است تا بلکه چراغی هدایت و راهنمایی خوب بر سر راه جویندگان حق باشد.

   ادامه مطلب ...