مراد ازمقام محمود در زیارت عاشوراچیست
لعین و ابنلعین کیست!؟

یزید، معاویه و ابوسفیان از زبان پیامبر(ص) مورد لعن قرار گرفتهاند و این زمانی اتفاق افتاد که پیامبر در خواب دید میمونها از منبرش بالا میروند!
درباره زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) روایات فراوانى وجود دارد و درباره زیارت عاشوراى معروف، احادیثی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده اما در عین حال سؤالاتی نیز در این حوزه درباره متن زیارت عاشورا و مسائل دیگر درباره آن مطرح شده است.
حجتالاسلام جعفریپور، مسئول پاسخگویی مرکز تخصصی نماز به برخی شبهات پیرامون متن زیارت عاشورا پاسخ میدهد.
زیارت عاشورا یک حدیث قدسی است
*زیارت عاشورا از کلام کدام امام معصوم صادر شده است؟
- زیارت عاشورا آن گونه که از روایت امام صادق(ع) در کتاب مصباح شیخ طوسی به دست میآید، از جانب خداوند و حدیث قدسی است، یکی از تفاوتهای حدیث قدسی با قرآن این است که رساندن آیات قرآن بلافاصله بعد از نزول آن به همه مردم واجب است، ولی ممکن است یک حدیث قدسی از جانب خداوند به پیامبر اکرم(ص) عرضه شود، بدون آنکه پیامبر(ص) آن را به یک نفر هم بگوید یا فقط به افراد خاص مثل سلمان و مقداد و ... تعلیم دهد.
زیارت عاشورا توسط خداوند بیان و توسط جبرئیل امین برای پیامبر اکرم(ص) هدیه آورده شد و امیرمؤمنان(ع) به امام مجتبی(ع) و ایشان به برادرش امام حسین(ع) و ایشان به امام سجاد(ع) و ایشان به فرزندش امام باقر(ع) و او به امام صادق(ع) انتقال دادند تا اینکه در زمان امام باقر و امام صادق(ع) که موقعیت بهرهمندی خواص شیعیان از این حدیث قدسی ایجاد شد، امام باقر(ع)به علقمه و امام صادق آن را صفوان بن مهران در نجف آموزش دادند، ولی تنها روایتی که زیارت عاشورا را حدیث قدسی معرفی میکند روایت امام صادق(ع) در کتاب مصباح شیخ طوسی است. ادامه مطلب ...
روح هستی در میان بستر است

بوی غم می آید از شهر رسول
بوی اشک حیدر و آه بتول
آسمانی ها همه دل بی شکیب
بر لب شیر خدا امن یجیب
لحظه ها لبریز از دل وا پسی
فاطمه گریان ز داغ بی کسی
میچکد بر گونه ها با صد مَحَن
دانه دانه اشک از چشم حسن
اینکه گویی غم گرفته عالمین
بغض کرده گوشه خانه حسین
در میان حجره ای غرق ملال
آیه های اشک میخواند بلال
روح هستی درمیان بستر است
لحظه های آخر پیغمبر ست
با دلی محزون بحال احتضار
چشم های خسته ی او اشک بار
اشک او از بی کسی حیدر است
قصه نامردی و میخ در است
گوشه ای گرم نیایش با خدا
می برد بالا علی دست دعا
اهل بیت خویش را با اشک و آه
در وداع آخرین دارد نگاه
گاه گوید با علی از غسل و قبر
درد دل با چاه و مظلومی و صبر
گاه گوید با غم و درد و محن
غم مخور هستی من زهرای من
بعد من حامی دست حق شوی
اولین کس تو به من ملحق شوی
بعد من اجر رسالت هیزم است
هستی ام در آتش نا مردم است
اشک او تصویری از حق نمک
در میان کوچه ها غصب فدک
آسمان را رنگ نیلی می زنند
بین کوچه بر تو سیلی می زنند
قطره قطره اشک او دارد سخن
از دل و لب های پر خون حسن
در نگاه آخرش راز مگوست
حرف ها از بوسه زیر گلوست
سالروزرحلت پیامبر ص تسلیت باد
لقب کریم اهل بیت از کجا آمد؟

امام حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاک و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابهنشینان دردمند و اقشار مستضعف و کمدرآمد همراه و همنشین میشدند و دردِ دلِ آنها را با جان و دل میشنیدند و به آن ترتیب اثر میدادند، و در این حرکت انساندوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نیز هیچگاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت برنمیگشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا میرفتند و آنها را به منزل دعوت میکردند و به آنها غذا و لباس میدادند .
1. امام حسن ـ علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیک و خداپسندانه به کار میگرفت و اموال فراوانی در راه خدا میبخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخششهای بیسابقه و انفاقهای بسیار بزرگ و بینظیری ثبت کردهاند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج کردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم کردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.
2. از ابن شهر آشوب روایت شده که روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از گدایان گذشت که پارهای چند از نان خشکها را بر روی زمین گذاشتهاند و میخورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت کردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متکبّران را دوست نمیدارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول کردند و سپس از همه گدایان خواستند که برای صرف غذا به خانه حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعامهایی نیکو حاضر ساختند و به لباسهای فاخر همه آنها را مزیّن ساختند.
3. تاریخ از بخشندگیهای امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستانهای فراوان به یاد دارد مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست کمک کرد و امام دستور دادند که آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.
4. نسبت به کرامتهای امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستانهای زیادی در تاریخ آورده شده است که جای ذکر همه آنها نیست. امّا وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمیگردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و میخواهم که خدا محروم نسازد و شرم دارم که با چنین امیدی سائلان را ناامید کنم. خداوندی که عنایتش را به من ارزانی میدارد، میخواهد که من هم به مردم کمک کنم،5 لذا به خاطر این بخشندگیها و کارهای نیکویی که از امام حسن ـ علیه السّلام ـ در مسیر خیر، احسان و کمک به طبقات درمانده و نیازمند انجام میگرفت و آنچه را که داشت به آنها میبخشید باعث شده که به ایشان کریم اهل بیت گفته شود. پس با توجه به کرامتها و بخششهای کمنظیر و گاهی بینظیر آن امام بزرگوار لقب «کریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه داشت که همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و کرامات هستند. هر چند که شرایط زمان و مکان در بروز و برجستهتر شدن برخی از اوصاف آنها دخیل بوده است.
________________________________________
منابع:
[1] . زمانی، احمد، حقایق پنهان، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اوّل، سال 1375، ص 268.
[2] . قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1374، قم، ج1، ص 417 ـ پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، نشر مؤسسه تحقیقاتی امام صادق، چاپ دوّم، 1374، ص 90.
[3] . مجلسی، محمد باقر، جلاء العیون، نشر انتشارات علمیه اسلامیه، ص 241.
[4] . شیخ عباس، قمی، منتهی الآمال، پیشین، ص 418.
[5] . قرشی، باقر شریف، زندگانی امام حسن ـ علیه السّلام ـ ، ترجمه فخر الدین حجازی، تهران: نشر بعثت، چاپ اوّل، 1376، ص135.
رحلت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)

«اِنَّکَ مَیِّتٌ وَ اِنَّهُمْ مَیِّتُونَ»[1]
رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ پس از آخرین سفر حج و رخداد با شکوه غدیر به مدینه مراجعت فرمود و بر آن حضرت معلوم شد که مرگ و رحلت او نزدیک است، پیوسته در میان اصحاب خطبه می خواند و از آخرین فرصتها برای ارشاد و راهنمائی خلق خدا استفاده می کرد. همواره وصیّت می کرد داخل فتنه های بعد از خود نشوند، دست از راه و روش او برندارند، در دین خدا بدعت نگذارند و در هر شرائط متمسک به عترت و اهل بیت - علیهم السلام - او شده و از دستورهای آنها سرپیچی ننمایند.
شب شد و تب به سراغ حضرت آمد دست امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ را گرفت و متوجه قبرستان بقیع گردید و فرمود: خداوند به من گفت: سلام بر شما ساکنان قبرستان! خوش بیارامید که روزگار شما آسوده تر از روزگار این مردم است، فتنه ها همچون پاره های شب تیره پیش آمده اند. مدتی ایستاد و طلب آمرزش برای جمیع اهل بقیع کرد. بعد از سه روز، کسالت حضرت شدت گرفت در حالی که پارچه ای به سر بسته و دست راست بر دوش امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ و دست چپ بر دوش فضل بن عباس داشت وارد مسجد شد. به منبر نشست و فرمود: مردم نزدیک است که من از میان شما بروم و مقداری مردم را موعظه کرد و از منبر فرود آمد و با مردم نماز ظهر ادا کرد و به خانه ام سلمه مراجعت نمود.
احتضار فرا رسید، رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ دیگر نمی توانست سخن بگوید، حضرت علی ـ علیه السلام ـ سر آن حضرت را بر روی سینه نهاد، ظرف آبی کنار آن بزرگوار بود هرگاه که اندکی به هوش می آمد دستش را در آب فرو می برد و بر صورتش می کشید و می گفت: «خدایا در سکرات مرگ یاریم کن» «خدایا در سکرات مرگ مرا بنگر».
در این لحظه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از علی ـ علیه السلام ـ خواست به لبهای او نزدیکتر شود. به او نزدیک شد. رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ در زمانی طولانی به او راز گفت، پس امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ سربرداشت و در گوشه ای نشست و حضرت رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ در خواب رفت. سپس از حضرت علی ـ علیه السلام ـ پرسیدند یا اباالحسن چه رازی بود که پیغمبر با تو می گفت، فرمود: هزار باب از علم تعلیمم کرد که از هر بابی هزار باب مفتوح می شود و وصیت کرد مرا به آن چیزی که بجا خواهم آورد آن را انشاء الله تعالی! همین که بیماری حضرت سنگین شد و رحلت نزدیک، به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: بار دیگر سر او را به دامن بگیرد و فرمود: امر خداوند رسیده و چون جان من بیرون آید مرا بسوی قبله بگردان و متوجه تجهیز من باش، اول تو بر من نماز بگذار و از من جدا مشو تا مرا به قبر بسپاری.
در این لحظه صدای گریه حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ، رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ را متوجه خود کرد. از او خواست در کنارش بنشیند، رازی در گوش او گفت که صورت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ برافروخته شد و شاد گردید. (و احتمالاً راز همان بود که تو اول کسی هستی که در بهشت به من ملحق خواهی شد) و بالاخره روح مقدس یگانه شخصیت جهان آفرینش به ملکوت اعلی پیوست.[2]
[1] . زمر، 30.
[2] . اقتباس از بحار، جلد 22، صفحه 503 - 455.
سید کاظم ارفع - سیره عملی اهل بیت(ع)، ج
آخرین لحظات عمر شریف پیامبر(ص) چه گذشت؟

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، آخرین روزهای زندگانی پیامبر از فصول بسیار حساس و دقیق تاریخ اسلام است، اسلام و مسلمانان در آن روزها، ساعات دردناکی را میگذراندند، مخالفت علنی برخی صحابه و سرپیچی آنان از شرکت در سپاه اسامه، حاکی از یک سلسله فعالیتهای زیرزمینی و تصمیم جدی آنان بود که پس از درگذشت پیامبر، حکومت و فرمانروایی و امور سیاسی اسلام را قبضه کنند و جانشین رسمی پیامبر را که در روز «غدیر» تعیین شده بود، عقب بزنند.
پیامبر نیز از منویات آنان به طور اجمال آگاهی داشت، از این رو برای خنثی کردن فعالیت آنان اصرار میورزید که تمام سران صحابه در سپاه اسامه شرکت کنند و هر چه زودتر سرزمین مدینه را به قصد نبرد با رومیان ترک گویند، ولی بازیگران صحنه سیاست، برای اجرای نقشههای خود، به عللی از شرکت در سپاه اسامه اعتذار جسته و حتی سپاه را از حرکت بازداشتند تا روزی که پیامبر اسلام درگذشت و سرانجام پس از 16 روز توقف و معطلی بر اثر انتشار وفات پیامبر، دومرتبه به مدینه بازگشتند.
آیتالله جعفر سبحانی در کتاب «فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام» از آخرین لحظان عمر پربرکت پیامبر(ص) چنین یاد میکند:
امام علی چگونه از لحظات آخر عمر پیغمبر یاد میکند؟
آیا پیامبر به شهادت رسید؟قاتل که بود؟؟

به گزارش ایسنا، یکی از مسایلی که ابهام دارد، آن است که "آیا حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفت و یا شهید شد1"؟ در ذیل به برخی نقل قولها در این زمینه و پاسخهایی که به آنها داده شده اشاره میکنیم:
در برخی از متون آمده است: «گروهی، زنِ یکی از اشراف یهود را به نام زینب فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشه وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو از گوسفند را بیشتر دوست میدارد. او در پاسخ گفت: ذراع گوسفند مطبوعترین عضو برای پیامبر است. زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمهای را که به دهان گذارد، احساس کرد مسموم است. فوراً آن را از دهان در آورد، ولی کسی که با ایشان غذا میخورد، یعنی «بشر بن براء معرور» که از روی غفلت چند لقمه خورده بود؛ پس از مدتی بر اثر سم درگذشت. پیامبر دستور داد زینب را احضار کردند و به او گفت: چرا چنین جفایی را بر من روا داشتی؟! وی در پاسخ گفت: تو اوضاع قبیله ما را هم بر هم زدی، من با خود فکر کردم که اگر فرمانروا باشی، با خوردن این سم از بین خواهی رفت، و اگر پیامبر خدا باشی، قطعاً از آن اطلاع یافته و از خوردن آن خودداری خواهی نمود.
ادامه مطلب ...
ثواب بسیار عظیم گریه بر شهادت امام حسن مجتبى(علیه السلام)

در هفتم صفر سال 50 هـ .ق. و به قولى در بیست و هشتم صفر همان سال حضرت امام حسن (علیه السلام) در چهل و هفت سالگى با توطئة معاویه به شهادت رسیدند.
بذل و بخشش در راه خدا، یکى از ویژگىهاى اخلاقى آن امام بزرگوار است که زبان زد خاص و عام مى باشد تا جایى که ایشان سه بار تمامی دارایىهاى خود را در راه خدا بخشیدند. سفره کریم اهل بیت علیه السلام همواره براى مردم به ویژه فقرا و ضعیفان گسترده بود.
معاویه که با نیرنگ و پرداخت رشوه های هنگفت و نیز ترور و تخریب شخصیتها، امام را به پذیرفتن معاهدة صلح مجبور کرده بود، تصمیم گرفت مرحلة دیگرى از این توطئه را اجرا نماید. امام حسن(علیه السلام) با تیزبینی، بندى را در معاهدة آتش بس پیش بینى کرده بودند، مبنى بر این که معاویه حق ندارد کسى را براى جانشینى انتخاب کند؛ اما معاویه بر خلاف این بند، تصمیم گرفت یزید را جانشین خود کند؛ لذا سید جوانان بهشت، امام مجتبى(علیه السلام)، مانع بزرگی برای معاویه بود؛ به همین دلیل او مصمم به قتل آن حضرت شد.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه مىگوید: «هنگامى که معاویه خواست براى پسرش بیعت بگیرد، وجود حسن بن عـلى(علیهما السلام) را از هـر کـس دیگر و هر مانع دیگرى دشوارتر دید؛ لذا سم فرستاد و آن حضرت را مسموم کرد».
ادامه مطلب ...
شناسنامه اجمالی از دوران زندگی امام مجتبی( علیه السلام )

نام: حسن
کنیه: ابو محمد.
نام و کنیه آن حضرت را پیامبر اکرم (ص) تعیین فرمودند.
القاب: مجتبى، سید، سبط، زکى، تقى، حجت، برّ، امین، زاهد و طیب.
منصب: معصوم چهارم، امام دوم شیعیان و پنجمین خلیفه اسلامى.
تاریخ ولادت: نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجرى. برخى نیز تولد آن حضرت را سال دوم هجرى دانستهاند. او نخستین فرزند امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه زهرا (س) است.
محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).
نسب پدرى: امیرالمؤمنین، امام على بن ابى طالب بن عبدالمطلب.
مادر: فاطمه زهرا، دختر پیامبر (ص).
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امیرالمؤمنین(ع)، در رمضان سال چهلم تا صفر سال پنجاه هجرى، به مدت 10 سال.
از این مدت، هفت ماه و 24 روز را عهدهدار امر خلافت مسلمین بود و سپس طى صلحى، آن را به معاویة بن ابى سفیان واگذار کرد.
ادامه مطلب ...
زندگینامه حضرت ایوب (ع) و صبرش در بزرگترین آزمون های الهی

صبر و بردباری حضرت ایوب (ع) در مقابل بلایا شهرت بسیار دارد
زندگینامه حضرت ایوب (ع)
نام و نسب حضرت ایوب( علیه السلام)
ایوب
مردى بود از اهل روم و هو أیوب بن أموص بن رازخ بن روم بن عیص بن اسحاق بن
ابراهیم علیه السلام و مادر او از فرزندان لوط بود و خداى تعالى او را
برگزید و پیغمبرى داد.
حضرت ایوب (ع) از نوادگان حضرت اسحاق (علیه السلام) و نوه حضرت ابراهیم( علیه السلام) است.
حضرت ایوب (ع) در اسلام
نام
ایوب پیامبر در آیات ۱۶۳ سوره نساء، ۸۴ سوره انعام، ۸۳ سوره انبیاء، و ۴۱
سوره «ص» آمده است. قرآن حضرت ایوب (ع) را از نسل نوح می داند. داستان
قرآنی ایوب شبیه داستان عهد عتیق است و شیطان پس از این که می شنود ایوب
درستکارترین شخص در نسل خویش است از خدا اجازه می گیرد تا بلاهای گوناگون
بر سر وی آورد. قرآن اشاره میکند که ایوب برای مدت زیادی تحت فشار قرار می
گیرد اما اشاره میکند که ایوب هیچگاه ایمان خود را به خداوند از دست نداد.
حسد شیطان به حضرت ایوب (علیه السلام)
همه
چیز از حسادت ابلیس به زندگی حضرت ایوب آغاز شد. وی به خدا گفت:چنانچه
ایوب شکر نعمت هایت را به جا می آورد بدین دلیل است که زندگی مرفه و وسیعی
به وی داده ای ولی مطمئن باش که درصورتی که نعمت های دنیوی را از وی بگیری
هرگز شکرگزار تو نخواهد بود. اینگونه بود که امتحان الهی برای حضرت ایوب
(ع) آغاز شد.
خدا به ابلیس اجازه داد که به سراغ حضرت ایوب (ع) برود
و دارایی و فرزندان وی را یکی بعد از دیگری نابود کند. ابلیس این کار را
کرد ولی در کمال حیرت مشاهده کرد که ایوب هم چنان سپاسگزاری می کند. ابلیس
از خدا اذن خواست تا کشاورزی و دامداری ایوب را از بین ببرد و خدا هم به وی
اجازه داد. ولی مشاهده کرد که باز هم حضرت ایوب فاصله بسیاری با یک انسان
ناسپاس داشت. در پایان ابلیس از خدا اجازه گرفت تا بر بدن ایوب مسلط شود و
وی را مریض کند ولی بیماری هم سبب نشد که ایوب از خدا رو برگرداند.
خوابیدن در خیال آغوش مادر
این عکس تکان دهنده توسط یک عکاس عراقی در یک یتیم خانه گرفته شده است. این دختر کوچک هرگز مادر خود را ندیده است… بنابراین روی زمین نقشی از مادر ترسیم کرده و در آغوش آن آرام گرفته است.
شکرگذار آنچه دارید باشید و قدر آنرا تا وقتی که از شما گرفته نشده است بدانید زیرا وقتی می فهمید که دیگر دیر شده است.

الهم عجل لولیک الفرج.آمین