الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

ثواب صلوات بر حضرت زهرا (س)


ثواب صلوات بر حضرت زهرا (س)


 

یکى از عبادت‎هاى دینى درود و صلوات فرستادن بر حضرت ختمى مرتبت و اهل بیت معصوم آن حضرت است. این عبادت ریشه قرآنى دارد و خداوند متعال در قرآن به آن دستور داده است. «ان الله و ملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما.» (1)

در روایتى از پیامبر(صلى الله علیه و آله) آمده است که درود فرستادن بر حضرت فاطمه زهرا (ع) آثار معنوى بالایى دارد و در قیامت ‏شایستگى الحاق به پیامبر اکرم(ص) را براى انسان فراهم مى‏ کند. پیامبر اکرم (ص) فرمود:

 

«یا فاطمة من صلى علیک غفر الله له، و الحقه بى حیث کنت من الجنة؛ اى فاطمه! هر کس بر تو صلوات بفرستد خداوند او را مى ‏آمرزد و در هر جاى بهشت که باشم وى را به من ملحق سازد.»

کیفیت صلوات بر حضرت زهرا (س) چنین است:
« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ » (2)

=====================

پی نوشت ها:
 1- احزاب/56 .
 2- معجم صحیفة الزهراء، شیخ جواد قیومى .

منبع:shafaqna.com



بردگی دائمی!!


بردگی دائمی!! 

طمع

انسان با طمع‌ورزی، ارزش و منزلت انسانی خود را از دست داده و خود را اسیر متاع بی‌ارزش دنیا کرده و عزّت خود را در مقابل آن می‌فروشد و آبروی خود را از کف می‌دهد.

طمع از جمله رذائل هلاک کننده و یک بیماری اخلاقی است که در لغت به معنای تمایل نفس به چیزی از روی آرزوی شدید است و در اصطلاح قرآنی توقع داشتن و حریص بودن در اموال و زندگی مردم. زیاده خواهی و طمع باعث می شود که انسان از آن چه دارد لذت نبرد و در واقع انسان طمعکار ذلت و خواری را به جان خود می خرد و از عزت و کرامت و شرافت انسانی دور می شود. امام موسی کاظم علیه السلام در اندرز به هشام می فرماید: از طمع بپرهیز و به آن چه مردم دارند، چشمداشتی نداشته باش، چشمداشت به مخلوق را در خود بمیران؛ زیرا طمع و چشمداشت کلید هر خواری است و عقل را می دزدد و انسانیت ها را می برد و آبرو را می آلاید و دانش را از بین می برد.

طمع نفس فرد طمع کار را تحت اختیار و کنترل خود قرار می دهد و در واقع این شخص از این خصلت ناپسند خود پیروی تام کرده و در واقع برده‌ی او می‌شود. به همین دلیل در روایت آمده است که «طمع، بردگی دائمی است» (بحارالانوار، ج 70، ص 170) یعنی کسی که گرفتار رذیله‌ی طمع‌ورزی شده، تا زمانی که این خصلت در او وجود دارد، برده‌ی طمع کاری و هوای نفس خود است و تنها با کنار گذاشتن این خصلت ناپسند، از بردگی رهایی پیدا می‌کند.   ادامه مطلب ...

مهم ترین صفت بازدارنده انسانی!


مهم ترین صفت بازدارنده انسانی!


صبر
 
به هر حال انسان در زندگی دنیایی خود همواره با کمبودها، موانع و آفاتی روبرو می شود که به واسطه ی آنها نعمتها از کفَش میرود یا شاید در  معرض برخی تمایلات نفسانی قرار گیرد که همه ی این موارد ابزار آزمایش انسان توسط خدای متعال به شمار می آیند.

رسول اکرم صلى الله علیه و آله  فرمود: صبور سه نشانه دارد : اول آن که سستى نمى کند ، دوم آن که افسرده و دلتنگ نمى شود و سوم آن که از پروردگار خود شِکوه نمى کند ؛ زیرا اگر سستى کند، حق را ضایع کرده، و اگر افسرده و دلتنگ باشد شکر نمى گذارد و اگر از پروردگارش شکوه کند او را معصیت کرده است. (علل الشرایع، ج2، ص498، ح1)

یکی از خصلت ها و فضلیت های انسانی تحمل و بردباری بر مشکلات و سختی هایی است که از هر سوی به انسان هجوم می آورد. در واقع عام ترین و مهم ترین صفت انسانی بازدارنده «صبر» است ولی به هر حال انسان در زندگی دنیایی خود همواره با کمبودها، موانع و آفاتی روبرو می شود که به واسطه ی آنها نعمتها از کفَش میرود یا شاید در  معرض برخی تمایلات نفسانی قرار گیرد که همه ی این موارد ابزار آزمایش انسان توسط خدای متعال به شمار میآیند، در این بین فقط افرادی از میان موانع و مشکلات، سلامت به مقصد میرسند که با صبر، به قضای الهی راضی شده و تمایلات نفسانی را حبس نموده، و تسلیم امر خداوند گشتند. 
ادامه مطلب ...

ربا جنگ با خدا


ربا جنگ با خدا


 

شما برای دریافت وام به بانک مراجعه میکنید و با سود حدود 20 درصد اگه شانس بیارید وام میگیرید.

شعبده باز‌ی بانکها

اما اشکال کار اینه که بانک با ترفندهای خاص به شما القا میکنه سود وام 20درصده.
ولی درحقیقت حدود 40 تا 50 درصد ازشما سود میگیره.
میگید 10میلیون وام میخوام میگن 14میلیون باز پرداختشه.

یعنی 4میلیون سود که به عبارتی 40 درصد از 10میلیون وام شماست.

با یه حساب سرانگشتی راحت میشه پی به این روش ناعادلانه برد.

فقط حواستون باشه هر مقدار وام میگیرید بپرسید باز پرداختش چقدره و اون مبلغ سود کل رو نسبت به وامتون حساب کنید بالای40 درصد سود میشه .

تازه این سوای دیرکرد و کارمزد و... هست.

بعضی مواقع با دیرکردها سر از 80و100 درصد یابیشتر درمیاره و این رباست و ربا جنگ با خداست و مطمئن باشید در بازپرداختش به مشکل برمیخورید چراکه خدا با ربا بشدت مخالفه و ربا گیرنده ودهنده قطعا به مشکل مالی بدتری برخواهند خورد.

و همینطور سود شرکتهای لیزینگ و...

بسیاری از مراجع دینی با آن به وضوح مخالفت کرده اند.

ریشه این همه مشکلات مالی کشور ما روهم میشه در این سیستم ربوی جستجو کرد.
اگه همه ما به سیستم الهی قرض الحسنه رو بیاریم قطعا همه مشکلات مالی مردم به راحتی حل میشه.



جنبش مردمی ممانعت از جنگ با خدا reba.ir

نعمتی مشترک میان زنان و مردان بهشتی


نعمتی مشترک میان زنان و مردان بهشتی


 

از جمله موارد نعمت های بهشتی که پیرامون آن سوالات و ابهاماتی بوجود آمده است، نعمت متنعم شدن از حورالعین است. برخی با توجه به سیاق برخی از آیات اینگونه سوال می کنند، در بهشت به مردان وعده ی حورالعین داده شده، پس زنان چه پاداشی می گیرند؟

قران کتابی جامع در راستای هدایت و تربیت بشری است و تمامی ابعاد آن در این راستا نقش ویژه ایی ایفا می کنند. یکی از این ابعاد، توجه به وعده(1) و وعیدهایی (2) است که در قرآن آمده که نقش اساسی را در تربیت آدمی و ایجاد انگیزه ی وی دارد. (3)

فلسفه ی اصلی از بیان این وعده های الهی، ایجاد انگیزه برای تربیت انسان است یعنی خداوند متعال با بیان این دسته از آیات، موجب می شود که آدمی در راستای اصلاح امور خود گام بردارد؛ چرا که خصلت ذاتی انسان به گونه ای است که تا میل به انجام کاری در وجودش نباشد، آن را انجام نمی دهد، بنابراین وعده های الهی انگیزه ای برای ایجاد چنین میلی در انسان می باشد.

نکته ی اولیه و مهمی که در بیان نعمت ها و نقمت های اخروی باید توجه داشت این است که همه این موارد، برای زن و مرد یکسان است و مختص به گروهی خاص نمی باشد؛ چنانچه در آیات شریفه ی قرآن نیز به ان اشاره شده است: « وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (توبه/72) " خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغهایى از بهشت وعده داده که از زیر درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن خواهند بود، و مسکن‏هاى پاکیزه در این بهشت جاودان دارند، همچنین خشنودى پروردگار که از همه اینها بالاتر است و این است رستگارى بزرگ".»
 
ادامه مطلب ...

سابقه سحر در ادیان مختلف


سابقه سحر در ادیان مختلف


 

سحر ازجمله موضوعاتی است که از گذشته تاکنون مورد ابتلاء مردم جوامع مختلف بوده و هست. ازاین‌رو در زمانه‌ای مختلف برخی از این مقوله در جهات منفی استفاده کرده و از آن سوءاستفاده کرده‌اند. این موضوع تا جایی پیش رفته است که مخالفان انبیاء الهی به ایشان تهمت سحر می‌زدند. ازاین‌رو بررسی سحر در ادیان الهی و اقوام مختلف به بررسی چیستی سحر در میان ایشان از اهمیت خاصی برخوردار است.

کسانی که در موضوع سحر و ساحری تحقیقاتی داشته‌اند معترف‌اند که تاریخ دقیقی برای آن نمی‌توان مشخص کرد. درنتیجه به‌سادگی نمی‌توان گفت اولین کسی که از سحر استفاده کرد چه شخص یا قومی بوده است. ازاین‌رو برخی برای سحر قدمتی به درازای تاریخ بشر قائل می‌شوند و معتقدند تاریخ سحر به چندین هزار سال قبل می‌رسد.

مؤید این مطلب که سحر و ساحری قدمتی طولانی دارد، آن است که این مطلب از رموز و تصاویر اساطیری که در باستان‌شناسی به‌دست‌آمده، ثابت می‌شود. از طرف دیگر در کتاب مقدس مسلمانان، قرآن کریم اشاره‌هایی به این مطلب شده است. نمونه‌ای که قرآن به آن اشاره دارد آن است که هر پیامبری که از سوی خداوند برای هدایت بشر برگزیده شد، تهمت سحر به او می زندند. «کذَلِک مَا أَتَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ [سوره ذاریات، آیه 52] این‌گونه است که هیچ پیامبری قبل از این‌ها به‌سوی قومی فرستاده نشد مگر اینکه گفتند او ساحر است یا دیوانه!» لذا اشاراتی در منابع مختلف راجع به این موضوع شده است. [1]
 
ادامه مطلب ...

انفاق چیست؟


  انفاق چیست؟ 


 

اصطلاح اِنفاق در قرآن و کتب اسلامی به معنی بخشش مال به فقیران برای کسب رضای خداست است و در نزد عارفان به منزله کمال بخشش است. انفاق از ریشه «ن-ف-ق» است که به گفته راغب در مفردات به معنی «کم‌شدن» است.

انفاق از امور مهم برای رفع فاصله طبقاتی و رسیدن انسان ها به سعادت و تکامل است. با این توضیح که فردا انفاق کننده با بخشش سرمایه های مادی و معنوی روح خود را از رذایل اخلاقی نجات داده و نزد خداوند اجرای عظیم دریافت کرده است و فردی که مورد انفاق قرار گرفته فرصت بیشتری برای ارتباط با خداوند یافته و امیدوار به اجرای عدالت در جامعه گشته است. انفاق ارزشمند دارای شرایط خاصی است که فرد انفاق کنند باید آنها را رعایت کند.

پاداش انفاق:
انفاق سبب آمرزش:
(اِن تُبدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعمِا هِیَ وَ اِن تُحقُوها وَ تُؤتوهَا الفُقَراءَ فَهُوَ خَیرُ لَکُم وَ یُکَفِّرُ عَنکُم مِنَ یَسِّئاتِکُم وَاللهُ بِما تَعلَمونَ خبیرٌ)، «اگر به مستحقان آشکارا انفاق صدقات کنید کاری نیکو است. لیکن اگر پنهانی به فقیران رسانید نیکوتر است و خدا به پاداش آن گناهان شما را محو و ستور دارد و خدا از آشکار و نهان شما آگاه است».

 

انفاق معامله پر سود با پروردگار: خداوند در آیه 29 سوره فاطر انفاق را معامله ای پر سود بیان کرده است و تلاوت در این آیه به معنی خواندنی است که سرچشمه فکر باشد، فکری که سرچشمه عمل صالح گردد، عملی که از یک سو انسان را به خدا پیوند دهد که مظهر آن نماز است و از سوی دیگر به خلق خدا ارتباط دهد که مظهر آن انفاق است، انفاق از تمام مواهب خدادادی انفاق مایه فزونی نه کمبود. (بگو پروردگارم روزی را برای هر که بخواهد توسعه می دهد ...)

   ادامه مطلب ...

رفتن به جنگ سوانح با استفاده از ابزار وعلم


رفتن به جنگ سوانح با استفاده از ابزار وعلم


 

متأسفانه درحادثه ساختمان پلاسکو حدودا 20نفر از آتش نشانان خدوم وزحمتکش کشورمان جان خود را از دست دادند.

سوای اینکه این علل وقوع این حادثه نیاز به بررسی دارد ولی این حادثه درسهایی هم برای هم مردم وهم مسئولین دارد

برای مردم اینکه قبل از وقوع این گونه حوادث کلیه جوانب ایمنی را درمحل کار و زندگی رعایت کنند و جدی بگیرند که هرلحظه حادثه در کمین است

و هم خدای نکرده پس از وقوع این حوادث بجای تجمع های غیرضروری درمحل برای تماشا واحیانا گرفتن عکس وفیلم،محیط را برای دست اندرکاران و مأموران امدادی خلوت کنند تا هم خود آسیب نبینند و هم سریع تر به وضع مصدومان حادثه رسیدگی شود.

وبرای مسئولین اینکه به روزترین وسایل را در اختیار آتش نشانان و پرسنل امدادی قرار دهند تا این عزیزان که در اسرع وقت اقدام به نجات حادثه دیدگان میکنند هم گزند حوادث در امان باشند.


ای کاش دولت محترم که قرار داد بیش از صد هواپیمای به روز را باشرکتهای ایرباس و بوئینگ امضا کرده است تعدادی هواپیماهای آتش نشان و هلی کوپترهای آتش نشان هم خریداری میکرد تا در آتش سوزی های مثل پلاسکو و بزرگتر مثل جنگلها و مراتع یار و مددکار نیروهای امدادی بودند و هم از سوختن جنگلها و مراتع این سرمایه های ملی جلوگیری شود.


چه اینکه هرساله در فصل تابستان ما شاهد آتش سوزی در جنگلها هستیم و نیرو های امدادی با حداقل امکانات که در حد پنجاه سال قبل هستند باید با آتش مبارزه کنند و تا آتش خاموش شود روزهای متمادی طول میکشد و هم جنگلها که سرمایه های ملی هستند ازبین میروند



به ذرّه گر نظر لطف بو تراب کند


به ذرّه گر نظر لطف بو تراب کند


 
فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده :

یکى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود . روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل هاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید ، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم ؟!

شب امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب مى بیند که آن حضرت به او مى فرماید : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو :
به آسمان رود و کار آفتاب کند .

پس از این خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهید !!

بار دیگر حضرت را خواب مى بیند که مى فرماید : سخن همان است که گفتم ، اگر در جوار ما با این اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت کن ، اگر نمى توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگیرى و به او بگویى :
به آسمان رود و کار آفتاب کند



پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن ، کتاب ها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مى رساند و اهل خیر هم با او مساعدت مى کنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گیرد ، مردم از این که طلبه اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى کنند .
وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى کنند مى بیند شخصى از پله هاى عمارت به زیر آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گوید :
به آسمان رود و کار آفتاب کند

فوراً راجه پیش خدمت هایش را صدا مى زند و مى گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببرید و او را با لباس هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید .


مراسم به صورتى نیکو انجام مى گیرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى شود . فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پر زینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى که کنار دستش بود ، پرسید : چه خبر است ؟

گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پیش خود گفت : وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است .

هنگامى که مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست .

آنگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت : آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم ، و همه مى دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است ، یکى از آنها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دین ، هم اکنون صیغه عقد را جارى کنید .

چون صیغه جارى شد طلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود ، پرسید : شرح این داستان چیست ؟

راجه گفت : من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (علیه السلام) شعرى بگویم ، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه کردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ایران مراجعه کردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (علیه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر کردم اگر کسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید ، نصف دارایى ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمدید و مصراع دوم را گفتید ، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است .

طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟

راجه گفت : من گفته بودم :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند

طلبه گفت : مصراع دوم از من نیست ، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) است .

راجه سجده شکر کرد و خواند :


به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند

گوشه ای از زندگانی بابرکت حضرت معصومه(س)


گوشه ای از زندگانی بابرکت حضرت معصومه(س)


 
حضرت معصومه (س) در خانواده ای که سرچشمه علم و تقوا بود، متولد شد. بعد از شهادت امام موسی کاظم (ع)، امام رضا (ع) سرپرستی و رسیدگی به امور خواهران و برادران خود را بر عهده داشت. این رسیدگی تا اندازه ای بود که هر کدام از فرزندان امام کاظم (ع) به مقام های بالای علمی و دینی رسیدند. اما از آنجایی که حضرت معصومه (س) خواهر تنی امام رضا (ع)، مورد توجه ویژه آن حضرت قرار گرفت و علم الهی که داشت ظهور و بروز پیدا کرد. به طوری که بعد از امام رضا (ع)، حضرت معصومه (س) بالاترین درجه علم و تقوا را در میان فرزندان امام موسی کاظم (ع) دارد.

حجت الاسلام سید محمد قائم مقامی مطالب مهمی درباره زندگی و شخصیت این بانوی بزرگ اسلام مطرح می کند.

ماجرای تشکیل نهضت شعوبیه

اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران حضرت معصومه (س) به چه صورت بود؟
دوران زندگی آن حضرت شامل دو دوره قبل و بعد از ولایتعهدی امام رضا (ع) قابل بررسی است. پیش ازولایتعهدی امام رضا (ع) به خصوص در دوره حکومت هارون الرشید، بعضی از نزدیکان امام موسی کاظم (ع) در کاخ هارون خبرچینی می کردند که منجر به اسارت و درنهایت شهادت امام کاظم (ع) شد. شهادت آن حضرت که درنتیجه خفقان شدید حکومت شکل گرفته بود، شرایط سختی را برای مسلمانان ایجاد کرد. به طوریکه منجر به شکل گیری نهضت شعوبیه شد.

نهضت شعوبیه چیست؟
این نهضت در سه دوره تاریخی شکا گرفت: اول در دوران ابومسلم ثقفی، دوم در زمان مختار ثقفی و سومین بار در زمان حمومت هارون و مامون شکل گرفت. البته نهضت سوم از دو نهضت دیگر خطر بیشتری داشت. چون در دو نهضت اول موضوع اختلاف میان عرب و عجم مطرح بود و دعوا بر سر قومیت شکل گرفت.

 اما در نهضت سوم یعنی زمان حکومت هارون و مامون، بسیاری از ایرانی ها که با اسلام اصیل آشنا نبودند، وقتی بی تقوایی و ظلم حاکمان را می دیدند که به نام اسلام به آنها ظلم می کنند، در مورد حقانیت اسلام و رسالت رسول خدا (ص) شک می کردند. به این ترتیب بود که در نقاط مختلف ایران، نهضت شعوبیه بر علیه اسلام به راه افتاد. نکته مهم و جالب این بود که این نهضت ها توسط خود ایرانی ها سرکوب می شد.
 
ادامه مطلب ...