الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

اشک مقدس عاشورایی، لبیکی به "حسینِ" زمانه


اشک مقدس عاشورایی، لبیکی به "حسینِ" زمانه



یکی از روش های یاری حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقامه عزای امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا است. سوگواری برای مصیبت سالار شهیدان به این معناست که شیعیان در انتظار منتقم خون حسین(علیه السلام) هستند و از دیدگاه شیعه واقعه کربلا هنوز به تمامی سپری نشده است.

در این عصر صاحب این مصیبت عظیم کسی جز وجود مبارک حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست و حضور در مجلس عزای ایشان و همراهی با او در گریه و حزن نوعی یاری نمودن ایشان است.

در این باره روایت شده است که حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کربلا به اصحاب خود فرمودند:

«جدّ بزرگوارم(صلوات الله علیه و آله) به من خبر دادند که فرزندم حسین در زمین کربلا در حالی که بی کس و تنها و تشنه باشد شهید خواهد شد، هر کس او را یاری کند مرا یاری کرده است و فرزند او حضرت قائم(علیه السلام) را یاری کرده است.» [1]

 ادای حق آل الله با گریه بر مظلوم کربلا
برپایی مجالس گریه برای امام حسین(علیه السلام) در عصر ما تنها روش برای بزرگداشت شهدای مظلوم کربلاست چرا که نصرت و یاری مظلوم به سه طریق است:
 
ادامه مطلب ...

روی دستش"پسرش"رفت ولی "قولش نَه


روی دستش"پسرش"رفت ولی "قولش نَه 



روی دستش"پسرش"رفت ولی "قولش نَه "

نیزه ها تا " جگرش "رفت ولی " قولش نَه "


این چه خورشید غریبی است که باحال نزار

پای "نعش قمرش" رفت ولی"قولش نَه"


شیر مردی که درآن واقعه " هفتاد و دو" بار

دست غم بر"کمرش" رفت ولی "قولش نَه"


هر کجا مینگری"نام حسین است و حسین"

ای دمش گرم"سرش" رفت ولی"قولش نَه "


    السَّلامُ عَلَیْک یا مَظلوُم یا اَباعَبْدِاللهِ الحُسَین

الـلـهـم عـجـل لـولـیـک الـفـرج: آمـــیــــن

حدیثی تکان دهنده از امام رضا(ع) در مورد عاشورا


حدیثی تکان دهنده از امام رضا(ع) در مورد عاشورا


سید بن طاووس حدیثی به نقل از ریان بن شبیب از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام ذکر می کند که حقیقتاً تکان دهنده است و معادل هزاران روضه:

حضرت رضا علیه السلام ضمن بیان حرمت ماه محرم حتی در زمان جاهلیت، به ریان بن شبیب فرمود : « ای پسر شبیب، اگر خواستی گریه کنی، بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن، که همانند سر بریدن احشام او را سر بریدند و 18 مرد از خاندان او، همراه او کشته شدند که هیچ کس در زمین با آنها برابری نمی کرد و همه آسمانها و زمین ها برای شهادت او گریستند و 4 هزار فرشته از آسمان به زمین فرود آمدند تا او را یاری کنند، ولی بعد از شهادت او به زمین رسیدند. از این رو تا روز قیام حضرت قائم عجل الله فرجه، ژولیده و غبارآلود و پریشان حال، در کنار قبر او اقامت دارند و هنگام قیام آن حضرت، از یاوران او خواهند بود و شعار آنان این است « یالثارات الحسین »


گریه عالمین بر حسین(علیه السلام)
در بسیاری از زیارات و از جمله زیارت ماه شعبان که از ناحیه مقدسه رسیده است می فرماید:
« بکته السّماء و من فیها والارض و من علیها »

کران تا کران آسمانها و آنچه در آنهاست و جای جای زمین و آنچه بر روی آن است همه و همه بر او گریستند. و این گریه تمام موجودات و عالمین بر حسین بن علی علی هالسلام، مطلبی نیست که تنها در یک زیارتنامه و یا روایت و حدیث آمده باشد، هزاران حدیث معتبر به نقل از معصومین علیهم السلام با اسناد بسیار دقیق شاهد این مطلب است.و این گریه موجودات و عالمین نه مبالغه است و نه خیال و وهم و نه کنایه و اشارت و نه سمبلیک و زبان حال، بلکه به راستی تمام موجودات و عالمین شناخته شده و شناخته نشده برای او گریستند...

آری... نه تنها موجودات و عالمین برایش گریستند که حتی همان شمشیرها و نیزه ها و تیرهایی که در کشتن و ریختن خون پاکش به کار گرفته شدند، نیز، بر او گریستند...و چرا نگریند آسمانها و زمین ها و دریاها و کوهها و سنگها و... برای حسین علیه السلام، حال آنکه حسین علیه السلام صبر را هم به زانو در آورده بود...

صبر هم اندازه ای دارد، حسین
شکیبایی حسین علیه السلام، آنگونه بود که فرشتگان آسمان را به تحیر واداشت و شگفت زده نمود. وقتی تمام فرزندان و یارانش را به شهادت رساندند و خودش را با همان لب های تشنه و مجروح در گودی قتلگاه محاصره کردند، در حالی که با زخم های بی شمار و فرق شکافته و پیشانی شکسته و سینه در هم کوبیده و سوراخ سوراخ شده از تیر سه شعبه بر ریگ های تفتیده نینوا افتاده بود و طلب جرعه ای آب از جماعت سنگدل می کرد، و نه آب برای رفع تشنگی ظاهری بلکه می خواست به این سبب آنها اندکی بر قساوت قلبشان فائق آمده و شاید هدایت شوند و از دیگر سو،تشنگی اش « هل من ناصر ینصرنی »بود که فریاد می کرد و بر سینه تاریخ می درخشید.

خدایا، این چه صبری است که صبر را هم خسته کرده است؟ میان محاصره زخم ها و تشنگی و جگر شعله ور و... نه شکایتی می کند، نه دریغی می دارد، نه آهی می کشد. دریغ از حتی قطره ای اشک ضعف در برابر دشمن. تنها زمزمه می کند«صبراً علی قضائک، لا معبود سواک، یا غیاث المستغیث».از این روست که او را با این کلمات زیارت می کنیم « و لقد عجبت من صبرک ملائکه السماوات»

و طلوع خورشید بر فراز نیز ه ها
و آغاز سفر طولانی رأس الحسین علیه السلام از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام و از شام تا حلب و دمشق و... و از تنور خولی تا دیر راهب نصرانی و تا مجلس یزید لعنت الله علیه...و اسارت عصمت الله الکبری و امام بر حق سیدالساجدین و اطفال بی پناه امام حسین علیه السلام...

امتحان سخت
و همه اینها باز آغاز ماجراست...
باز فریاد حسین علیه السلام از کرانه های زمان به گوش می رسد که تشنه است و فریاد برمی آورد «هل من ناصر ینصرنی»

و من و تو سخت در معرض امتحانیم...



پایه های نهضت حسینی در وصیتنامه سالار شهیدان


 پایه های نهضت حسینی در وصیتنامه سالار شهیدان



بعد از مرگ معاویه در سال 60 هجری، از طرف حکومت نامه ای به دست حاکم مدینه رسید مبنی بر بیعت گرفتن از امام حسین علیه السّلام برای خلافت یزید بن معاویه. این دستور قطعی بود، امام یا باید بیعت می کرد و یا کشته می شد، زیرا به سبب شخصیّت برجسته امام حسین علیه السّلام هم به لحاظ نَسَبی که نواده رسول الله صلّی الله علیه و آله است و هم به لحاظ فضائل بَرین که فردی شاخص در جامعه است، امکان ندارد ایشان زنده باشند ولی با یزید بن معاویه، بیعت نکنند. به بیان منطقی، زنده بودن امام و بیعت نکردن با یزید بن معاویه، "مانعة الجمع" است؛1 بیعت نکردن امام با یزید بن معاویه، مایه کاهش اعتبار خلافت وی و یا حتی سبب از بین رفتن مشروعیّت حکومت می باشد. برای همین، اگر امام علیه السّلام می خواهد زنده بماند، باید با یزید بن معاویه بیعت کند یعنی خلافت او را بپذیرد.

 تکرار عبرت آموز تاریخ
نظیر این مطلب در جریان تعیین جانشین رسول خدا صلّی الله علیه وآله نیز اتّفاق افتاد. بعد از معرّفی جناب ابوبکر به عنوان خلیفه رسول الله صلّی الله علیه و آله، تعدادی از صحابه، خلافت او را قبول نکردند و با او بیعت نکردند؛ یکی از مخالفین، امیرالمومنین علیّ بن ابی طالب علیه السّلام بود امّا از آنجا که امام علیّ علیه السّلام در میان صحابه رسول خدا صلّی الله علیه و آله، برجسته ترین آنها بود، عدم بیعت ایشان به معنای عدم مشروعیّت حکومت تلقّی می شد؛ پس به هر قیمتی باید از حضرت علیّ علیه السّلام بیعت گرفته شود.2

چون بر سیّد الشّهداء علیه السّلام، روشن و واضح بود که بیعت گرفتن از ایشان برای یزید حتمی است، نهضت جهانی خود را آغاز کردند.

توجّه دارید که بیعت حضرت حسین بن علیّ با یزید بن معاویه به معنای تأیید خلافت یزید می باشد و سبب مشروعیّت حکومت او می شود از این رو امام در یکی از سخنان خود فرمودند: اگر در روی زمین هیچ پناهگاهی نداشته باشم با یزید بن معاویه بیعت نمی کنم.3

تصمیم امام، حرکت از مدینه به مقصد مکّه مکرّمه بود تا در ایّام عمره و حجّ یعنی ماه ذی القعده و ذی الحجّه که تعداد زیادی از مسلمانان برای انجام مناسک حجّ به حجاز می آیند، با ایشان ارتباط برقرار کرده و پیام نهضت و حرکت اصلاحی خود را به حاجیان برساند.
 

ادامه مطلب ...

آیا لعن هاى وارده در زیارت عاشورا، با ادبیات قرآن مجید و روایات و نهج البلاغه سازگارى دارد؟


 آیا لعن هاى وارده در زیارت عاشورا، با ادبیات قرآن مجید و روایات و نهج البلاغه سازگارى دارد؟


زیارت عاشورا ، تجلى تولى و تبرى
به حق مى توان زیارت عاشورا را بیانگر روح « تولى و تبرى » دانست و اوج اشتیاق به ولایت و نفرت از ستمکاران و غاصبان و خیانتکاران برشمرد ، روح زیارت عاشورا ، روح حاکمیت اخلاق ، پاکى و بندگى خداست و سراسر آن بیانگر مقام و جایگاه انسان آرمانى و حقیقت طلب است ، جرأت و جسارت در بیان عواطف و احساسات پاک قلبى که انبوهى از اندیشه ناب در وراى آن است جز به ایمان و اعتقاد کامل میسور نیست و هنگامى که انسان این واژگان بلند را سر مى دهد باید در هر زمان و مکان از هر شخصیت حسینى حمایت نماید و از هر ستمگر یزیدى نفرت بجوید . در بخش اول که بیان اوج محبت و عشق و دوستى نسبت به خاندان طهارت است به امام چنین خطاب مى شود سلام بر تو که خون تو خون خداست و از ظلم و ستمى که بر تو روا داشته اند خداوند دادخواهى مى کند . و بعد از آن به یاران فداکار حضرت تا که زمان و زمین جریان دارد سلام مى دهد . 

ادامه مطلب ...

چرا قبر حر بن ریاحی خارج از کربلاست؟


 چرا قبر حر بن ریاحی خارج از کربلاست؟



پیکرآن آزاد مرد را قبیله اش، بن ریاح، از میدان جنگ خارج کرد و در روستایی در 7 کیلومتری شمال غربی کربلا به خاک سپرد. همان جا که امروزه به سبب وجود قبر او به « روستای حرّ » معروف است. آستان مبارک آن شهید در 370 ق به دستور عضدالدوله دیلمی ساخته شد. در 914 ق شاه اسماعیل صفوی، که خود به زیارت این آستان مشرف شده بود، به تجدید بنای آن پرداخت. این بنا یک بنای ساده در میان صحرا است که به صورت یک چهار دیواری آجری و قلعه ای مستحکم به دستور مادر آقاخان محلاتی ساخته شده است. این مزار صحن و گنبدی با کاشی آبی و ضریح نقره ای دارد. ناصر الدین شاه، که آن جا را زیارت کرد، در آن دوران از خرابی و وضع نامطلوب و نگه داری بد آن بقعه به مدحت پاشا، حاکم کربلا، گلایه کرده و برای تعمیر و نگه داری بهتر آن سفارش هایی کرده بود.


بنا بر این گزارش، در 1330 ق تعمیراتی در آن آستان انجام گرفت و ایوانی در آن تعبیه شد. کتیبه بالای این ایوان نشان دهنده بانی و تعمیر کننده آن است: « قد عمر هذا المکان بهمة آقا حسین خان شجاع السلطان همدانی دام ظله الفانی سنه 1330 ق ». در قسمت شرقی صحن، حجره هایی در دو طبقه جهت سکونت زائران ساخته شده و هنرمندان ایرانی در 1396 ق، حرم را آینه کاری کردند.


 حکایت شاه اسمعیل و تازگی زخم

در کتاب‌ «تنقیح‌ المَقال‌» مامَقانی‌ نقل‌ می کند از حائری‌ از سیّد نعمة‌ الله‌ جزائری‌ در کتاب‌ «أنوار نعمانیّه‌» که‌ او میگوید: ‎ جماعتی‌ از مردمان‌ معتمد و موثّق‌ برای‌ من‌ نقل‌ کردند که‌ چون‌ شاه‌ إسمعیل‌ بغداد را به‌ تصرّف‌ خود درآورد برای‌ زیارت‌ قبر حضرت‌ سیّد الشهداء علیه‌ السّلام‌ به‌ کربلا آمد و چون‌ از بعضی‌ از مردم‌ شنیده‌ بود که‌ به‌ حرّبن‌ یزید ریاحی‌ طعن‌ می زنند، به‌ سمت‌ قبر حرّ آمد و دستور داد قبر حرّ را نبش‌ کنند. چون‌ قبر حرّ را نبش‌ کردند، دیدند که‌ به‌ همان‌ هیئت‌ و کیفیّتی‌ که‌ کشته‌ شده‌ است‌ خوابیده‌ است‌، و بر سر او دستمالی‌ دیدند که‌ با آن‌ سر حرّ بسته‌ شده‌ بود. 

ادامه مطلب ...

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست


این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست



تا ابد کوثر توحید ز پیمانه ی اوست

سینه ی سوختگان شمع عزاخانه ی اوست

شعله های عطشش در نفس خسته ی ما

کوه سنگین غم ما به روی شانه ی اوست

حرم اوست حریمی که بود کعبه ی جان

دل بشکسته بهشتی است که ویرانه ی اوست

دل آتش زده ی ما که جهانی را سوخت

شعله اش از شرر دامن ریحانه ی اوست

گوهری را که خدا قیمت آن داند و بس

دُرّ اشکیست که تقدیم به دُردانه ی اوست

طُرفه بیتی است از آن شاعر شیرین سخنش

یک جهان عاطفه در ساغر و پیمانه ی اوست

 

‹‹این حسین کیست که عالم همه پروانه ی اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوست››(وصال شیرازی)

 

تا از این نُه فلک و هفت رواقش اثر است

سر نورانی او بر سر نی جلوه گر است

سندی را که به خون گلوی خویش نوشت

تا خداییِّ خدا پیش خدا معتبر است

این شهیدی است که با آتش هفتاد و دو داغ

داغ او تا ابدالدّهر به قلب بشر است

در صف حشر پیمبر به رویش خنده زند

هر که را دیده بر آن حنجر خشکیده، تر است

سر ما خاکِ در ِ خاک نشینان درش 

ادامه مطلب ...

عاقبت نوکری امام حسین ع


 عاقبت نوکری امام حسین ع




میگفت عروسی دعوت شده بودم روستا

با کلی شوق و ذوق آماده شدیم و رفتیم ...

عاشق سادگی و مهمان نوازیشان بودم... بی ریا و بی تکلف ...ساده و خاکی ... راحت بودم در خانه ی روستائیشان... حیاط خانه همسایه را فرش کرده بودند برای آقایان...درست همان جوری  بود که همیشه آرزویش را داشتم...حیاطی بزرگ با دیوارهای کاه گلی ...گلدانهای شمعدانی ...اتاقهایی با تیرک های چوبی...وووووو ... جوانترها و هم سن وسالهای من یک گوشه دور هم نشسته بودند و اغلب با گوشی هایشان ور میرفتند و
به قول خودشان بلوتوث بازی میکردند... و پیرمردهای روستا هم گوشه ی دیگر ...سیگار میپیچیدند و  چایی میخوردند و گپ میزدند ... سلام کردم و رفتم بین پیرمردها همه با من خوش و بش کردند خیلی تحویلم گرفتند...عاشق سادگی و مرامشان بودم...  بگذریم انگار نه انگار که عروسی بودیم و دم در خانه بزن و بکوب بود... با جمع پیرمردهای روستا که اغلب از خاطرات گذشته میگفتند و آخرش هم آهی میکشیدند حال میکردم... سخن بین آنها چرخید و چرخید تا رسید به قبرستان قدیمی روستا و حکایت جاده ای که از وسط آن رد شده بود حکایتی که این همه مقدمه را برای آن چیدم ...همه ی اهل مجلس قضیه را میدانستند الا من، یکی از پیرمردها که اسمش را نمیدانم ازمشهدی اقبال که سنی ازش گذشته بود و قبل تر ها کدخدای آبادی بود  خواست که قضیه مرحوم چراغعلی را بازگو کند تا هم برای آنها تکرارخاطره ای باشد و هم جوری وقت بگذرد... او هم اینجور شروع کرد که سالها پیش از طرف اداره راه آن زمان به روستای ما آمدند و سراغ کدخدا را گرفتند قضیه این بود که اداره راه قصد احداث جاده ای را داشت که از وسط قبرستان قدیمی آبادی می گذشت و مهندسان اتفاق  نظر داشتند که با توجه به شرایط منطقه راه دیگری بجز این مسیر وجود ندارد آنها از من خواستند به همراه بزرگان روستا نسبت به جابجایی قبور امواتی که در مسیر احداث جاده قراردارند به قبرستان جدید اقدام کنیم ، ما هم پس از کلی استفتاء از علماء و روحانیون مجبور به این کار شدیم...  

ادامه مطلب ...

 بهترین و کامل ترین نعمت خداوند!


   بهترین و کامل ترین نعمت خداوند!




بهترین و کامل ترین دفترچه راهنمایی که برای انسان طراحی شده قرآن کریم است. در این کتاب آسمانی بهترین روش‌های ممکن در اختیار انسان قرار داده شده تا اینکه انسان به وسیله آن به برترین جایگاه و منزلت انسانی رهنمود شود.


خداوند متعال در خصوص راهبری و هدایت بخشی قرآن کریم می فرماید: «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمینَ؛[نحل :89] و ما قرآن را که بیان‏کننده هر چیزى است و هدایت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است بر تو نازل کرده‏‌ا‌یم.»

ـ در این نوشتار مختصر سعی داریم در مورد برترین و زیباترین نعمتی که خدای متعال در اختیار انسان قرار داده صحبت کنیم.

با اندک توجهی در نعمت هایی که خدا به انسان ارزانی داشته به روشنی می‌توان به این مطلب دست یافت که همه نعمت ها از زیبایی و ارزش خاص بالایی برخوردار هستند؛ چرا که این نعمت‌ها در جهت رفاه و آسایش انسان می‌باشند، تا اینکه انسان روزگار را به سختی و مشقت نگذراند.

در مورد ارزش گذاری نعمت هایی که در اختیار انسان است این سوال مطرح می‌شود که کدام یک از جایگاه برتری برخوردار می‌باشند؟

برای جواب این سوال خوب است کارایی نعمت هایی که در اختیار انسان است را مورد مطالعه قرار دهیم. بعضی از نعمت ها که در اختیار انسان قرار داده شده با توجه به اهمیت و فوائد فراوانی که دارند بیشترین استفاده‌ی‌ آنها مختص به زندگی دنیایی است.

خدای سبحان در سوره مبارکه «الرّحمن» فهرستی از موجودات جهان آفرینش و مجموعه‌هایی از نعمت های مادی و معنوی خود را بیان می‏‌فرماید؛ از دنیا و آخرت، از انسان و فرشته و جنّ، از آفرینش انسان و سیر کمالی او، از بهشت و سعادت های ابدی، از نعمت های ظاهری و باطنی و....

در صدر این سوره و پس از ذکر صفت «رحمانیّت» خداوند، سخن از تعلیم قرآن به انسان در میان آمده است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ؛ [الرحمن/4-1] خداى رحمان، قرآن را یاد داد. انسان را آفرید، به او بیان آموخت.»

این آیات نورانی نشانگر این نکته است که قرآن کریم، اولین و مهم‏ترین و پربارترین نعمت الهی است؛ زیرا انسان، تنها در سایه تعلیم خداوند و دریافت و تلقّی قرآن، به کمال نهایی خویش می‏رسد و تا قرآن نباشد، کسی به مقام انسانیّت راه نمی‏یابد.[1]
 

ادامه مطلب ...

همه سخنها در چهار کلمه جمع است


 همه سخنها در چهار کلمه جمع است




امام صادق ع فرمود:خداوند متعال به حضرت آدم ع وحی فرمود:من تمام سخن را درچهارکلمه برایت جمع میکنم.

آدم عرض کرد:پروردگارا آنها چیست؟

خداوند فرمود:

یکم از آنها من هستم

دوم از آنها تو هستی

سوم از آنها میان من وتوست

وچهارم از آنها میان تو ومردم است

آدم عرض کرد:پرودگارا بیشتر بیان فرما تا بفهمم.

خداوند فرمود:آنچه ازمن است اینست که مرا عبادت کنی وچیزی را شریک و همتایم نسازی.

وآنچه ازتوست اینست که پاداش عمل تورا بدهم در روزیکه ازهمه وقت به آن نیازمندتر می باشی(روزقیامت).

وآنچه میان من وتوست دعا کردن ازتو و اجابت از منست.

و آنچه میان تو و مردم است اینکه:آنچه برای خود می پسندی برای مردم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند.