امتیازات کلامی شیعه قسمت دوم

ج- عقل برهانی
کلام شیعه، مبتنی بر عقلگرایی است، و حتی اهل تسنن اعتراف دارند که عقلگرایی نزد شیعه بوده، تفکر کلامی شیعه است، تفکر خاصی که با دیگر روشهای کلامی متفاوت میشود مثلاً حنابله در عقاید هر گونه تعقل را نفی میکنند و منکر استدلال عقلی در عقاید هستند. عقل گرایی اشعری که اصالت عقل را از او میگیرد و آن را تابع ظواهر میکند نیز با روش شیعه مخالف است. هم چنین با عقل گرایی معتزله نیز متفاوت است، چون استفادهی از عقل نزد معتزله جدلی است نه برهانی.[1] شاید به همین دلیل است که اکثر فلاسفه اسلامی از شیعیان هستند.
شیعیان همیشه در رابطه با کلام پیشرو بوده و مباحث کلامی نزد شیعیان اولیه یکی از اهم مسائل اسلامی بوده است. در حقیقت توسعه دهندة علم کلام شیعیان بودند.
اولین مؤلف علم کلام، عیسى بن رَوْضَه إمَامى تابعى بود. وى در باب امامت تصنیف نمود، احمد بن أبى طاهر در کتاب تاریخ بغداد کتاب او را ذکر کرده و آن را توصیف نموده است؛ و همان طور که در فهرست کتاب نجاشى مذکور است، او خودش کتاب را دیده است.[2]
دومین مؤلف علم کلام، ابو هاشم عبدالله بن محمد بن على بن ابی طالب علیهالسلام است که کتابهایی را در علم کلام تصنیف کرد، وی از أعیان شیعه و از اولین مؤسسان علم کلام است. چون وفاتش در رسید آن کتب را به محمد بن على بن عبد الله بن عبّاس هاشمى تابعى تسلیم کرد، و شیعه را به او گرایش داد.[3]
اوَّلین متکلم و مناظره کنندة شیعه، ابوذر غفارى است که مناظرات او در کتابهای تاریخ بسیار است.
یکی دیگر از مشاهیر کلام شیعه کُمَیْل بن زیاد بود. مهمترین متکلمان شیعه در این عصر «سُلَیْم بن قَیْس هِلَالى تابِعی» از خواص حضرت علی امیرالمؤمنین(ع) بود. «حارث أعْوَر هَمْدانی» صاحب مناظرات در اصول مىباشد. وى از شاگردان امیرالمؤمنین(ع) بود، در سنه 65 وفات کرد. «جابر بن یزید بن حارث جُعْفى، أبو عبد الله کوفى» متبحّر در اصول و فروع دین بود و از شاگردان حضرت امام محمد باقر(ع) بود. «أبو جعفر محمد بن على بن نُعْمان بن أبى طریفه بَجَلى» که مخالفان وی را شیطان الطاق میگفتند. وی هم علم کلام را از حضرت امام زینالعابدین(ع) آموخت و کتابهایی نیز نوشته بود کتاب «إفْعَلْ لَا تَفْعَلْ»، و کتاب احتجاج بر امامت امیرالمؤمنین(ع) و کتاب «الکلام على الخوارج» و کتاب مجالست خود را با أبو حنیفه، و مُرْجِئَه، و کتاب «المعرفة»، و کتاب «ردّ بر معتزلة» را نوشته بود.[4]
«حُمْران بن أعْین» برادر زرارة بن أعْیَن، علم کلام را از شاگردان حضرت امام زینالعابدین(ع) آموخته بود.
«هشام بن سالم» که از مشایخ شیعه در علم کلام مىباشد.
«یونس بن یعقوب» متکلم توانایی بود حضرت امام جعفر صادق(ع) به او فرمودند:
« فَقَالَ تُجْرِی الْکَلَامَ عَلَى الْأَثَرِ فَتُصِیبُ»[5] « تو سخنت را دنبال حدیث مىبرى (مربوط سخن میگوئى) و بحق میرسى»
«فَضَّال بن حسن بن فَضَّال کوفى» متکلّم مشهور مىباشد. در مناظرات همیشه فایق میآمد، سید مرتضى در کتاب «الْفُصُول الْمُخْتَارة»[6] بعضى از مناظراتش را با مخالفان حکایت کرده است.[7] اینها اولین طبقه از متکمان شیعه و توسعه دهندة این علم در جهان اسلام بودند.
[1] . برای تفاوت این عقلگراییهای مراجعه شود به کلیات فلسفه استاد مطهری، فرق حکمت مشّائى و حکمت اشراقى و حکمت ذوقى و حکمت جدلى (کلامى معتزلى و اشعرى)
[2] . تهرانی، امام شناسى، ج16-17ص 129
[3] . همان
[4] . نجاشی، احمد بن علی، الرجال نجاشی، تصحیح محمد جواد نائینی، ص 326
[5] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1 ص 173
[6] . «الفصول المختارة» را سید مرتضى از تقریرات شیخ مفید محمد بن محمد بن نُعمان نوشته است.
[7] . تهرانی، امام شناسی، ج16-17/ 127-129