ثمرات دستیابی به حالت توبه

1 جذب محبّت و توجّه الهی
توبه،
آثار و برکات ارزشمند و فراوانی دارد. کسی که موفّق میشود به حالت نورانی
توبه دست یابد، ثمرات بینظیری در زندگی و نیز در سلوک معنوی خویش مشاهده
میکند که بدون توبه امکان تحقّق آن وجود ندارد.
در فصول گذشته تحت
عناوین دیگری، به برخی از آثار توبه اشاره گردید؛ ولی با توجّه به اهمیّت
مطلب، گریزی از تکرار برخی از برکات ارزشمند توبه نیست. ذیلاً به شرح برخی
از آن آثار پرداخته میشود.
1) جذب محبّت و توجّه الهی
پروردگار عالم به کسی که توبة واقعی کند یا تصمیم آن را داشته باشد، سلام میکند و رحمت خویش را شامل حال وی مینماید:
«وَ
إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ
کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ
مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ
فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیم» [1]
و چون کسانى که به آیات ما ایمان
مىآورند نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر
داشته، که هر کس از شما به نادانى عمل بدى کند آنگاه بعد از آن توبه کند
و به اصلاح (کار خود) پردازد، بىتردید خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
خداوند
متعال بندهای که بهسوی او باز گردد و پشیمان و سرافکنده باشد را دوست
دارد و او را مطهّر میداند؛ یعنی بهترینِ درجات را به چنین بندهای
عطا میفرماید:
«انِّ اللهَ یُحبُّ التِّوّابینَ وَ یُحبُّ الْمُتَطَهِّرینَ» [2]
خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست میدارد.

نکتة
ظریفیکه در این آیه نهفته، این است که خدای سبحان، توبهکننده را پاک و
پاکیزه میکند و آنگاه به او محبّت میورزد و در واقع میتوان گفت:
کسیکه توبه کند، محبوب خداوند تعالی میشود که این، مقام بسیار والایی
است:
«إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ
ثمرات دستیابی به حالت توبه/2 بخشش گناهان
گناهان
انسان هرچقدر هم که بزرگ و فراوان باشد، با توبة واقعی بخشیده میشود.
مغفرت و رحمت الهی و آمرزش همة گناهان، در قرآن کریم به روشنی بیان شده و
مورد تأکید قرار گرفته است :
«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ
أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ
اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»
[1]
بگو: اى بندگان من که بر خویشتن زیادهروى روا داشتهاید، از
رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همة گناهان را مىآمرزد، که او خود
آمرزنده مهربان است.
سیری در سیرة اهل بیت«علیهم السلام» و نگرشی
بهشیوة برخورد آن بزرگواران با گناهکارانِ نادم و پشیمان، به روشنی حاکی
از بخشش و آمرزش گناهان انسان، پس از توبه است. روایات و حکایات فراوانی
شاهد این ادّعا است:
به عنوان مثال، شخصی به نزد پیامبر اکرم«صل
الله علیه و آله و سلم» آمد و گفت: زنی فرزند خود را کشته است، آیا راهی
برای توبة او وجود دارد؟ پیامبر فرمودند: قسم به کسی که جان محمّد در دست
او است، خداوند توبة او را قبول میکند و او را عفو میفرماید. سپس
افزودند:
«إِنَّ بَابَ التَّوْبَةِ مَفْتُوحٌ مَا بَیْنَ
الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ إِنَّ التَّائِبَ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ
لَا ذَنْبَ لَه»[2]
باب توبه از بین مشرق تا مغرب گشاده است و کسی که از گناه توبه کند، مانند کسی است که گناهی ندارد.

امام صادق«علیه السلام» نیز در روایتی فرمودند:
«إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنیَا وَ الْآخِرَة»
زمانى که بندهاى «توبه نصوح» کند، خداوند او را دوست داشته و عیبش را در دنیا و آخرت مىپوشاند.
راوی میگوید: به آن حضرت عرض کردم چگونه خداوند عیوب بنده را مىپوشاند؟ فرمودند:
ثمرات دستیابی به حالت توبه/3 رفع گرفتاریهای دنیوی
در
بسیاری از موارد، گرفتاریهای دنیوی و مصائبی که برای انسان پدید میآید و
گرههای کوری که در زندگی ایجاد میشود و هیچ کس قادر به باز کردن آن
گرهها نیست، ناشی از گناهانی است که خود انسان و یا اطرافیان و نزدیکان
مرتکب شدهاند.
توبه، قادر است گرفتاری و سختی زندگی را برطرف سازد و یک زندگی راحت و آسوده، جانشین زندگی مصیبتبار قبلی کند.
وقوع بلایای طبیعی نظیر سیل، زلزله و خشکسالی، علاوه بر عوامل طبیعی، از گناهان مردم نیز نشأت میگیرد:
«ظَهَرَ
الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ
لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»[1]
تباهى
در خشکى و دریا به سبب کردههاى مردمان پدیدار شد تا [خداوند جزاى] برخى
از آنچه کردهاند به آنها بچشاند، باشد که باز گردند.
توبه و بازگشت به سوی خداوند تعالی، از وقوع بلاهای طبیعی و حوادث غیر مترقّبه جلوگیری میکند یا دست کم از اثرات سوء آن میکاهد.
عدم
بارش باران رحمت الهی، بلای بزرگی است که خطرات و خسارات فراوانی به جامعة
انسانی و نیز به سایر جانداران و دیگر بخشهای طبیعت، تحمیل میکند، ولی
توبه از عواملی است که موجب نزول باران رحمت میگردد. قرآنکریم بهصراحت
بیان میدارد که اگر مردم توبه کنند، خداوند متعال، باران فراوانی بر
سر آنان نازل میفرماید:
«اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراًْ» [2]
از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس، به سوى او بازگردید، تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد.
بیماریهای
ناعلاج، مرگهای ناگهانی و گرفتاریهایی از این قبیل، در اثر گناه و معصیت
پدید میآیند و با توبه و انابه، رفع خواهند شد.
ثمرات دستیابی به حالت توبه/4 رفع عذاب الهی
اثر
مهمّ دیگری که توبه دارد، آن است که عذاب الهی را رفع میکند. قرآن شریف،
دو عامل را مانع و رافع نزول عذاب میداند:یکی «وجود مبارک حضرت خاتم
الانبیاء«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» در بین مردم» و دیگری «توبه»؛
«وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»[1]
و خدا بر آن نیست که آنان را عذاب کند در حالى که تو در میان ایشانى، و خدا عذابکننده آنان نیست در حالى که آمرزش مىخواهند.
این
نوشتار، گنجایش تبیین برکات وجودی پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم»
را ندارد و پرداختن به این موضوع مهم، کتاب مستقلی میطلبد؛[2] امّا همین
مقدار باید دانست که خداوند متعال، به احترام وجود آن نبیّ
گرامی«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» و به سبب آنکه آن حضرت را رحمت جهانیان
قرار داده است، مادامی که در قید حیات بودند، عذاب خویش را از امّت ایشان
دور ساخت. امیرمؤمنان و مولای متقیّان علی«علیه السلام» فرمودند:
«کَانَ
فِی الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ
أَحَدُهُمَا فَدُونَکُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّکُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ
الَّذِی رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» وَ
أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِی فَالِاسْتِغْفَارُ»[3]
و چیز در زمین
مایه امان از عذاب خدا بود؛ یکى از آن دو برداشته شد، پس دیگری را دریابید
و بدان چنگ زنید: امّا امانى که برداشته شد رسول
خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
ثمرات دستیابی به حالت توبه/5 محو تجسّم عمل
از
دیدگاه قرآن کریم و روایات اهلبیت«علیه السلام» هر عملی که انسان انجام
میدهد، سه گونه «تجسّم عمل» را برای وی در بر دارد. یک «تجسّم عمل» در
دنیا و یک «تجسّم عمل» در آخرت و نوع سوّم آن، هم در دنیا و هم در آخرت
وجود خواهد داشت.
نوع اوّل از تجسّم عمّل که مربوط به این دنیاست،
آن است که تمام اعمال آدمی -خوب یا بد- در زندگی دنیایی او تأثیر دارد.
کارهای نیک او موجب پیدایش حیات طیّبه یعنی زندگی سالم و با ارزش میشود و
کارهای بد و ناشایست هر شخصی، حیات همراه با خباثت، یعنی زندگی ناسالم و
بیارزش برایش خواهد ساخت:
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ
أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ
لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُون» [1]
هر
کس از مرد یا زن، عمل نیک انجام دهد در حالى که ایمان داشته باشد، پس او
را بىتردید (در دنیا) به زندگى پاکیزهاى زنده خواهیم داشت و (در آخرت)
پاداششان را در برابر عملهاى بسیار خوبشان خواهیم داد.
در حقیقت،
زندگی سالم یا ناسالمی که آدمی در قیامت با آن مواجه است، بروز و ظهور
اعمال او و به بیان دقیقتر «تجسّم عمل» او در این دنیاست؛ چنانکه قرآن
کریم میفرماید:
«وَ لَو أَنَّ اَهْلَ الْقُری امَنُوا وَ اتَّقَوا
لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ وَ لکِنْ
کَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ » [2]
«اگر
اهل شهرها ایمان مىآوردند و تقوا پیشه مىکردند برکات آسمان و زمین را بر
آنها مىگشودیم ولى (آنها حقّ را) تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر
اعمالشان مجازات کردیم»
ثمرات دستیابی به حالت توبه/6 استحقاق بهشت و نعیم الهی
توبه،
عذاب جهنّم را از آدمی دور میکند و او را مستحقّ بهشت و نعیم الهی
میگرداند. انسانی که با کردار زشت خویش، جهنّم و عذاب آن را بر خویش واجب
گردانیده است، با توب? واقعی میتواند ورود به بهشت و بهره مندی از نعمت
های آن را برای خود رقم بزند.
آیات چندی از قرآن شریف،[1] جایگاه
آدمی را پس از توبه، بهشت میداند و اوصاف ترغیب کنندهای نیز برای جایگاه
چنین کسانی برشمرده است:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا
إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ
سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا
الْأَنْهارُ»[2]
اى کسانى که ایمان آوردهاید، به سوى خداوند
توبه کنید، توبهاى خالصانه، امید است پروردگارتان گناهان شما را بزداید و
شما را به باغهایى که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است درآورد.
بر
اساس گواهی قرآن کریم، تردیدی وجود ندارد که توبه، انسان را به بهشت
رهنمون میشود. حتی اگر کسی گناهان بسیار بزرگی مرتکب شده باشد یا بسیار
به خودش و دیگران ظلم نموده باشد، باید یقین داشته باشد که در صورت توبة
حقیقی، جایگاه ابدی او بهشت خواهد بود. زیرا ذات باریتعالی به توبه
کننده، وعده داده است که پاداش او را بهشت قرار دهد و هرگز از وعدة خود
تخلّف نخواهد کرد:
«وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ
ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ
مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلی ما
فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُون، أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ
رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها
وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ»[3]
و آنان که چون کار زشتى انجام
دهند و یا بر خود ستم نمایند، خدا را به یاد آرند و براى گناهان خود آمرزش
خواهند- و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد؟- و بر آنچه کردهاند در
حالى که مىدانند اصرار نمىورزند، آنها پاداششان آمرزشى است از جانب
پروردگارشان و بهشتهایى که از زیر آنها نهرها جارى است، جاودانه در آن
باشند، و خوب پاداشى است پاداش این عملکنندگان.
در واقع میتوان
گفت: بعد از آنکه گناهان بخشیده شود و انسان، طاهر شود، استحقاق ورود به
بهشت را پیدا میکند. زیرا حق دارد که خداوند او را نجات دهد:
«کَذلِکَ حَقًّا عَلَیْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنینَ»
ثمرات دستیابی به حالت توبه/7 تبدیل سیّئات به حسنات
شدّت
مغفرت و رحمت پروردگار مهربان به بندگان خویش، تا حدّی است که علاوه بر
بخشش گناهان و برخورداری از نعمت بهشت، اعمال زشت و معصیتهای انسان، پس
از توبه، به حسنات مبدّل میگردد و به صورت اعمال صالح، برای او مجسّم
میشود:
«وَ الَّذینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ
لا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ
لا یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً، یُضاعَفْ لَهُ
الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ یَخْلُدْ فیهِ مُهاناً، إِلاَّ مَنْ تابَ
وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ
سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما»[1]
و
آنان که معبود دیگرى با خداوند نمىخوانند، و نفسى را که خدا محترم و مصون
داشته، جز به حق نمىکشند، و زنا نمىکنند، و کسى که چنین کند به کیفرى
برخورد نماید، عذاب او در روز قیامت دو برابر شود و در آن عذاب همیشه به
خوارى بماند، مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل شایسته نمایند،
پس آنهایند که خداوند گناهانشان را تبدیل به نیکىها مىکند و همواره
خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
این آیۀ شریفه، محو تجسّم عمل
در آخرت را نیز آشکار میسازد. یعنی به بندگان میفهماند که اگر به توبه و
انابه روی آورند و به سوی خداوند متعال باز گردند، عذاب الهی و دیگر آثار
اخرویِ گناهان، محو و نابود میشود و افزون بر این، آثار سوء گناهان به
آثار نیک محسّنات تبدیل میشود.
لعان
برخی از
علماء دین و نیز برخی از فلاسفه، قائل به «لعان» هستند؛ یعنی بر این
باورند که تجسّم اعمال بد انسان نابود نمیشود، بلکه حقتعالی بین شخص
گنهکار و اثر گناه و تجسّم اعمال او، فاصله میاندازد.
بر اساس
این اعتقاد، گناه و آثار آن نابود و محو نمیشود، بلکه موجود است و
هیچگاه معدوم نخواهد شد و پروردگار متعال از روی تفضّل، گناه را
میآمرزد. یعنی تجسّم اعمال و رفتار ناپسند آدمی، پس از توبه بایگانی
میشود و گناهکار از آن پس، آثار گناه خود را احساس نمیکند. در روز
قیامت نیز با تجسّم اعمال بد، رسوا نمیشود و آن اعمال در پروندۀ او
محاسبه نمیگردد. در واقع، طبق این نظریه، پروندۀ اعمال بد و تجسّم آن
اعمال، پس از توبه وجود دارد، ولی بایگانی میشود و اثری ندارد.
استاد
بزرگوار ما حضرت امام خمینی! میفرمودند: امر توبه بالاتر از «لعان» است.
و اگر کسی از گناهان گذشتۀ خود توبه کند، پروندۀ آن گناهان صرفاً مختومه و
بایگانی نمیشود، بلکه نابود میگردد.
آیۀ شریفۀ قرآن کریم نیز مؤیّد همین واقعیّت است؛ آنجا که میفرماید:
«...یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[2]
یعنی
اعمال بد کسی که توبه کرده است، در اعمال نیکو و شایسته، بروز و ظهور
مییابد. به عبارت روشنتر، توبه، علاوه بر اینکه محو کننده و نابود کنندۀ
آثار گناهان گذشته است، موجب گشایش یک پروندۀ درخشان و نورانی در زندگی
آیندۀ آدمی است. پروندهای که در صفحۀ اول آن، ثواب توبه، که بالاترین و
برترین عبادات و فضائل است، ثبت شده و در دنیا و آخرت درخشندگی دارد.
بنابراین،
توبه، با تبدیل سیئات به حسنات، «هویّت حیوانی» و زشت را که در اثر ارتکاب
گناه برای آدمی پدید آمده است، به «هویّت انسانی» و نیکو تبدیل میکند و
در واقع شخصیّت او را تغییر میدهد.
اگر اهل معرفت و کسانی که مسیر
تقرّب به سوی پروردگار رحمان را میپیمایند، پاداشی به جز گشایش صفحۀ
نورانی در پروندۀ زندگی خود و تغییر هویّت و شخصیت درونی خویش،
نمییافتند، بس بود که قدم در راه سیر و سلوک گذارند و از منزل اوّل که
منزل «توجّه» است به منزل دوّم یعنی منزل نورانی «توبه» برسند. بهراستی
منزل توبه، منزل درخشانی است و راه پر فراز و نشیب سالک را هموار میسازد.
-
پی نوشت ها
1. فرقان / 70- 68
2. فرقان / 70
ثمرات دستیابی به حالت توبه /8 برخورداری از نعمتهای گوناگون دنیوی
توبه،
باعث میشود نعمتهای الهی مثل باران نازل شود. حضرت هود «علیه السلام»
هنگام هدایت قوم عاد، پس از دعوت آنان به پرستش خداوند یکتا، از توبه، به
عنوان سببی برای نزول فراوان باران و ازدیاد قوای مالی و نیروی انسانی یاد
میکند و میفرماید:
«وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ
تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْکُمْ
قُوَّةً إِلى قُوَّتِکُمْ»[1]
و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش
بخواهید، سپس، به سوى او بازگردید، تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد
و نیرویى بر نیروى (جانى و مالى) شما بیفزاید.
بنابر این آیۀ
شریفه، جامعهای که اهل توبه و اظهار پشیمانی به درگاه خداوند باشد، با
فراوانی نعمت مواجه میشود. محصولات و تولیدات آن قوم یا جامعه مثمر ثمر
میشود و بر ثروت و توانایی افراد میافزاید. همچنین فرزندانی توانمند و
برخوردار از آیندهای روشن و نیکو در آن جامعه متولّد میشوند و اجتماع
خود را از حیث نیروی بدنی و انسانی، قدرتمند و شکست ناپذیر میسازد.
قرآن کریم بر اینکه اولاد صالح و شایسته، در سایة توبه روزی انسان میگردد، تصریح می فرماید:
«وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[2]
و سلیمان را به داوود بخشیدیم، نیکو بندهاى بود، حقّا که بسیار رجوعکننده (به سوى ما) بود.
حضرت
داوود نبی «علیه السلام» علاوه بر فرزند شایسته، از قدرت علمی و جسمی
مناسبی نیز برخوردار بود. علاوه بر اینکه پیامبر خدا بود و شخصیّت دینی و
معنوی مطلوبی داشت، شخصیّت، ابهّت اجتماعی، و محبّتی که مردم نسبت به او
داشتند، موجب تبعیّت آنان از وی شده بود. قرآن شریف این نعمتها را نیز
مرهون توبههای آن حضرت میداند:
«اصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[3]
بر
آنچه مىگویند صبر کن، و بنده ما داود را که داراى قدرت و نیرو بود (قدرت
علمى، جسمى و سلطنتى) به یاد آر، زیرا او بسیار بازگشتکننده بود.
امام صادق «علیه السلام» نیز در روایتی، توبه را باعث هدایت، روشنایی دل و شفای بیماریهای روحی و روانی میدانند:
«وَ
فِی کِتَابِ اللَّهِ نَجَاةٌ مِنَ الرَّدَی وَ بَصِیرَةٌ مِنَ الْعَمَی وَ
دَلِیلٌ إِلَی الْهُدَی وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ فِیمَا
أَمَرَکُمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ مَعَ التَّوْبَةِ»[4]
و
در کتاب خداى تعالى نجات از هر پستى و بصیرت از هر کوردلى و شفا از هر
بیمارى اخلاقى، وجود دارد، و شما آن را در آیاتى جستجو کنید که به توبه و
استغفار امرتان مىکند.
-
پی نوشت ها
.1 هود / 52
2. ص / 30
3. ص / 17
4. تفسیرالعیاشی، ج 1، ص 198
ثمرات دستیابی به حالت توبه /9 استجابت دعا
فایدۀ
مهم و اساسی دیگری که توبه، به همراه دارد، تأثیر برجسته در استجابت دعا
است. پس از تحقّق توبه، به سبب طهارت روحی که نصیب تائب شده است، به
خدای خویش نزدیک میگردد و میتواند خود را در مجاورت خداوند رحمان، حس
نماید. خداوند هیچگاه از بندگان خود دور نمیشود و همواره از رگ گردن به
آدمیان نزدیکتر است:
«َحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید»[1]
یار نزدیکتر از من به من است این است عجبکهمن ازویدورم
با کـه این راز توان گـفت که او در کـنــار مـن و من مــهـجـورم
ولی
این گناهان و اعمال زشت آنهاست که بین آنان و خداوند فاصله میاندازد و
حجابی ایجاد میکند که مانع استجابت دعا و بهرهمندی از فیوضات ربّانی
میشود.
هنگامی که حضرت صالح پیامبر «علیه السلام» برای هدایت قوم
ثمود فرستاده شد، پس از دعوت به یکتاپرستی، آنان را به توبه و استغفار
تشویق نمود و فرمود:
«فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَریبٌ مُجیبٌ»[2]
پس، از او آمرزش بخواهید، آن گاه به درگاه او توبه کنید، که پروردگارم نزدیک و اجابتکننده است.
در
واقع هنر توبه در آن است که موانع مهم استجابت دعا را رفع میکند ـ موانعی
که انسان را از دریافت رحمت بیمنتهای پروردگار متعال محروم ساخته است ـ
وگرنه خداوند متعال عهد فرموده است که دعای بندگان را اجابت نماید:
«وَ
إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ
إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ
یَرْشُدُونَ»[3]
بزرگترین و مهمترین مانع استجابت دعا،
گناه است. از اینرو قاطعانه میتوان گفت: پس از توبه، یعنی هنگامی که
انسان پاک و پاکیزه میشود و گناهی در پروندة اعمال او باقی نمیماند،
دعای او مستجاب است. معنا ندارد که گناه در زندگی آدمی نباشد و دعای او
مستجاب نشود. عدم استجابت دعا پس از توبه، هم مخالف حکمت الهی است و هم با
صراحت قرآن کریم مبنی بر اجابت قطعی دعا، منافات دارد.
در روایات
آمده است که در زمان حضرت موسی «علیه السلام» خشکسالی شده بود. آن حضرت
مردم را برای دعای باران در بیابانی جمع کرد. همه مشغول دعا، تضرّع و زاری
شدند و از خداوند متعال طلب نزول باران کردند. خداوند سبحان به حضرت موسی
«علیه السلام» وحی فرمود: من دعای تو و همراهانت را مستجاب نمیکنم؛ زیرا
یک سخنچین در بین شماست که مانع استجابت دعای جمع میشود. حضرت موسی
«علیه السلام» گفت: پروردگارا، او را به ما معرّفی کن تا از خود برانیم.
پروردگار مهربان که در هر حالی ستّارالعیوب است و بندگانش را دوست دارد و
مانع رسوایی آنان میشود، فرمود: وقتی من شما را از رذیلة سخنچینی نهى
میکنم، چگونه خود سخنچین شوم؟ حضرت موسی «علیه السلام» رو به جمعیّت
کرده و فرمود: ای کسی که سخنچین هستی، تو مانع نزول رحمت حقتعالی
شدهای! در این هنگام همة حضّار و به خصوص آن سخنچین توبه کردند و در پی
آن، باران رحمت الهی نازل شد. [4]
از این حکایت به روشنی میتوان
نتیجه گرفت که نزول رحمت خداوند و جاری شدن باران فراوان، مرهون توبۀ همان
سخنچین بوده است؛ زیرا حقیقتاً از گناه خویش پشیمان شده و توبه کرده و
بعد از پاک شدن از آلودگی گناه سخنچینی، مانع اجابت دعا رفع گردیده و
دعای او و جمع مستجاب شده است. به بیان دیگر، خداوند در قرآن کریم امر به
دعا میفرماید و اجابت دعا را نیز وعده فرموده است:
«وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»[5]
امر
پروردگار حکیم نسبت به دعا، حاکی از ارادة ذات بیهمتای او بر اجابت دعا
است؛ زیرا اگر چنین ارادهای نداشت، این گونه امر نمیفرمود و به بندگان
خطاکار بیمقدار، چنین جرأتی نمیداد تا از آستان رحمت او تقاضایی داشته
باشند.
هم دعا از تو اجابت هم ز تو ایمنی از تو مهابت هم ز تو
پس
اگر برخی دعاها مستجاب نمیشود، باید علّت را در عدم شایستگی دعا کننده
جستجو کرد؛ زیرا خُلف وعده در درگاه خداوند سبحان جایگاهی ندارد. بهعنوان
مثال اگر شیشة در بستهای سالها در یک اقیانوس پر از آب بماند، قطرهای
از آب اقیانوس در درون آن نفوذ نخواهد کرد، مگر اینکه آن شیشه، آمادگی جذب
آب را پیدا کند.
چنانکه در روایتی آمده است: شخصی خدمت امام صادق
«علیه السلام» عرض کرد: خداوند در قرآن میفرماید: «ادْعُونی أَسْتَجِبْ
لَکُمْ»، ما او را میخوانیم امّا پاسخی نمیشنویم. آن حضرت فرمودند: آیا
گمان میکنی خداوند خلف وعده کرده است؟ گفت: خیر. امام صادق «علیه السلام»
فرمودند: علّت عدم دریافت پاسخ شما این است که: هرکس از دستورات خداوند
متعال پیروی کند، سپس او را بخواند، خداوند پاسخش را میدهد:
«تَذْکُرُ ذُنُوبَکَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِیذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَا»[6]
گناهانت را یادآور میشوی و بدانها اعتراف میکنی و از آنها به خدا پناه میبری، این است راه دعا کردن.
بنابراین،
استجابت دعا، در سایة توبة حقیقی تحقّق مییابد و به عبارت رساتر، دستیابی
به حالت توبه، خودبهخود، استجابت دعا را به همراه دارد. وقتی بنده به
درگاه خداوند متعال تضرّع و زاری کند و به گناهان خویش اعتراف نماید و از
محضر پروردگار خویش عذرخواهی کند، قطعاً باید منتظر اجابت دعا باشد. اگر
هم اجابتِ عینِ تقاضای بنده، فعلاً به مصلحت او نبوده، یا مطابق با حکمت
الهی نباشد، خداوند متعال دعای او را بیپاسخ نمیگذارد و برتر از آنچه
خواسته است را به او عطا میفرماید یا از وی دفع بلا میکند.
افزون
بر این، تحقّق توبه و پس از آن، دعا به درگاه الهی، صرف نظر از بحث اجابت
آن، یک زندگی سراسر نشاط و شادمانی و عاری از غم، غصّه، اضطراب، یأس و
پریشانی برای انسان رقم میزند. آرامش و آسایش توأم با امنیّت روانی، در
سایة توبه، دعا و ارتباط عاطفی با خداوند، جایگزین پژمردگی و افسردگی جسم
و روح میشود و امراض روحی و روانی انسان را به خوبی درمان میکند.
«فَأَیُّ
الْفَریقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُون، الَّذینَ
آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ
الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»[7]
پس کدام یک از دو گروه (موحّدان
یا مشرکان) سزاوارتر به ایمنى است، اگر مىدانید؟! آنها که ایمان آوردند،
و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنى تنها از آن آنهاست؛ و آنها
هدایتیافتگانند.
چه کسی شایستة برخورداری از امنیّت و آبادانی روحی و یک دل منهای اضطراب خاطر، غم و یأس است؟ پاسخ این سؤال در آخر آیه بیان شده است.
-
پی نوشت ها
1- ق / 16
2- هود / 61
3- بقره / 186
4- بحارالأنوار، ج 72، ص 268
5- غافر / 60
6- الکافی، ج 2، ص 486
7- انعام / 82-81
واقعا علب بود
ممنون از مطالب جامع و زیباتون
به وبلاگ من هم سری بزنید