ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
عشق مهدوی به ساحت حسینی
بخش دوم از سلسله مقالات سیدالشهدا(ع) در جبین امام زمان(عج):
وقتی
به اوصاف برآمده از زبان امام عصر علیه السلام دربارهی امام عشق - حسین
بن علی علیه السلام – بنگری ، محبت بی انتهای مهدوی را نسبت به پدر بیشتر
در مییابی.
السلام علیک سلام العارف بحرمتک المخلص فی ولایتک . (1)
سلام بر تو ! سلام برکسی که مقام تو را میشناد و در دوستیش به تو خالص است .
مولای
ما خود را ولی مخلص سید الشهداء علیه السلام میداند و به او میگوید که
حرمت و مقامش را می شناسد و با محبت او به خدایش تقرب میجوید . امام عصر
علیه السلام مصداق این فرموده است :
أحب الله من أحب حسیناً ...(2)
خدا دوست دارد دوستدار حسین را
] پدر جان![ تو وفادار به امانتها ،
دوستدار خویهای نیکو ،
صاحب کرامتهای آشکار ،
نماز شب گزار تاریکیها ....
صاحب رتبههای بلند ،
مقامهای فراوان ،
سرشتهای ستوده ،
دارای موهبتهای بسیار ،
بردبار رشید ،
توبهگر سخاوتمند ،
و دانا و استوار ] بودی [ ... (3)
28.jpg
عمق مصیبت بسته به معرفت
میدانی
که محبت و معرفت با هم ارتباط مستقیم دارند هر چه بیشتر نیکوییهای کسی را
بشناسی و از منزلتش آگاهتر باشی و والاییش برایت درک نمودنی تر باشد ،
محبت به او آتشینتر و داغتر است و مگر زیر سقف گیتی کسی را در معرفت به
سید الشهداء نظیر صاحب الزمان علیه السلام سراغ داری ؟ وقتی این آتش محبت
سر برداشته باشد و این پیوند و وابستگی شدید قرنها بر قرار باشد ، وقتی
قلب صاحب ما با هر تپش حسین حسین کند و سینهاش مالامال از عاطفه و مهر به
پدر باشد ، تو فکر کن که چه حالی خواهد شد وقتی مصیبت پدر به سرش بیاید !
آن هم چه مصیبتی که :
ما اعظمها و اعظم رزیتها فی الإسلام (4)
چه بزرگ است این مصیبت و اندوه آن در اسلام !
آن
روز که اباعبدالله علیه السلام و فرزندان و فدائیانش ، در صحرای کربلا
تشنه و تنها میجنگیدند ، بر پهنهی زمین ،همانند و هم ردیفی نداشتند .
برگزیدگان و یکتایان و دست چینهای خداوند ، آن روز سر باختند، آن هم چه
سرباختنی و چه به خون غلتیدنی ! پس نه آن انسانهای بیبدیل جایگزین داشتند
و نه فاجعهای که بر سرشان آمد هرگز مکرر شد .
گذار امام عصر علیه السلام در مصیبت امام حسین علیه السلام
این است که داغ کربلا آه از نهاد مولای ما برآورده است و او را شب و روز به گریه و افغان وا داشته است :
]
سلام بر تو [ سلام کسی که قلبش به مصیبت و سختی تو زخمی و مجروح است و
اشکش در هنگام یاد کرد تو ریزان ، سلام دردمند و محزون و شیدای سیه روز ،
سلام
کسی که اگر با تو در کربلا بود تو را با جانش از تیزیهای شمشیرها نگه
میداشت و باقیماندهی عمرش را برای تو در معرض مرگ میانداخت و در پیش
رویت کارزار می کرد و تو را در برابر آنانی که بر تو هجوم آورده و شوریده
بودند یاری میکرد و روح و جسد و مال و فرزندش را فدای تو مینمود ، و روحش
فدای روحت باد و خانوادهاش نگاهدار و مدافع خانوادهات .
پس
اگر روزگار ولادت مرا به تاخیر انداخته و مقدرات ، مرا از یاریت دور کرده
است و برای کسانی که با توکارزار کردند ستیزگر نبودم و با کسانی که با تو
دشمنی کردند نجنگیدم ، پس صبح و شام برایت ناله میکنم و جای اشک برایت خون
می گریم .
به خاطر حسرت بر تو واندوه به آنچه تو را گرفتار کرد و
شعلهور و در سوز و گداز تا اینکه از بیقراری سختیها و مصیبتها وغصهی
اندوهگینی ( به خاطر از دست دادن فرصتها ) بمیرم ... (5)
خون به
جای اشک ! این نه مبالغه که واقعیت است ، این ندبه و زاری ، این افسوس و
تاسف آنقدر فزونی می گیرد که سفرهی اشک برای امام زمان علیه السلام از صبح
تا شام گسترده است .
او از طرفی خاطرات تلخ کربلا را مرور می کند و
رنجها و سختیهای آن را به یاد می آورد و رنج میکشد ، و از سویی دیگر
این تاسف جانش را میخراشد که از آن صحنهی کارزار عقب افتاده و دست تقدیر
نگذاشته که آنجا خود را سپر بلای پدر کند و از حریم اودفاع نماید و عمر و
مال و جان و زن و فرزند را فداییش سازد .
حسرت و افسوس عقب ماندن و
داغداری و سوز صحنهها چه با قلب رئوف مولای ما می کند ؟ و چه خشمی را در
جان او برآشفته می کند و چه حرارتی را به جان او تحمیل مینماید ؟
و مگر نشنیدهای :
« إن لقتل الحسین حراره فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابداً » (6)
برای شهادت حسین حرارتی سرد ناشدنی در قلبهای مومنان است .
و
مگر نمیدانی که پیشانی اهل ایمان در این روزگار سر به کدامین قدم میساید
؟ پس این کورهی حرارت را خون عزیز پرده نشین ما شرر آلود میکند و
آتشفشان این گداز از سینهی او نشأت میگیرد .
26.jpg
خواستهی امام عصر علیه السلام پس از ذکر مصائب
اینچنین است که حضرتش در قنوت پس از این زیارت ، از خدای متعال چنین میطلبد:
اللهم إنی أسئلک بحق هذا الإمام فرجاً قریباًو صبراً جمیلاً و نصراً عزیزاً (7)
خدایا ، به حق این امام - سیدالشهداء - از توگشایشی نزدیک ، صبری زیبا و پیروزی سربلند میخواهم .
امام
عصر علیه السلام از خداوند برای این مصیبت صبر جمیل میطلبد . صبری که
شکایت از ناشکیباییش را مولای ما به هیچ مخلوقی نمیگوید و فقط با خالقش در
میان میگذارد و گشایش و فرجی نزدیک می طلبد و فتح و پیروزیی سربلند در
راه انتقامش و موفقیت خونخواهیش از قاتلان پدر !
او این دعا را به من و تو نیز سفارش کرده است :
إنی لأدعو لمؤمن یذکر مصیبه جدی الشهید ثم یدعو لی بتعجیل الفرج و التأیید (8)
من برای کسی که مصیبت جدم سید الشهداء را یاد کند و سپس برای تعجیل فرج و تأیید امر من دعاکند ، دعا خواهم کرد .
خواستهی فرشتگان عزادار امام حسین علیه السلام
السلام علی من بکته ملائکه السماء (9)
وقتی
امام حسین علیه السلام مظلومانه و غریب به شهادت رسید ، ضجهی فرشتگان و
ناله و فریاد آنان بلند شد ، خطاب به خداوند عرضه داشتند :
بارالها ! ای سرور ما ! آیا غافلی از آنکه برگزیده و فرزند برگزیده و بهترین آفریدهی تورا کشته است ؟
خدای متعال فرمود :
«ای ملائک من آرام گیرید، قسم به عزت و شکوهم که از آنان انتقام خواهم گرفت هر چند پس از مدتی »
سپس
خدای متعال از ] وجود نورانی [ ائمه علیهم السلام برای ملائک پرده برداشت ؛
فرشتگان شادمان شدند ، یکی از آن ( بزرگواران) در آن میان ایستاده بود و
نماز میخواند. خدای متعال فرمود :
« با این ایستاده مرد از آنان انتقام میکشم .» (10)
پی نوشتها :
(1) بحارالانوار ، ج 98 ، ص354 ، زیارت امام حسین (ع)-مفاتیح الجنان ، زیارت امام عصر(ع) در روز جمعه.
(2) بحارالانوار ، ج 37 ، ص74.
(3) بحارالانوار ، ج 101 ، ص 317 تا 327.
(4) زیارت عاشورا ، مفاتیح الجنان .
(5) بحارالانوار ، ج 101 ، ص 317 تا 327.
(6) مستدرک الوسائل ، ج 10 ، ص 318.
(7) بحارالانوار ، ج 101 ، ص 317 تا 327.
(8) مکیال المکارم ، ج 2 ، ص 46.
(9) بحارالانوار ، ج 101 ، ص 317 تا 327.
(10)مکیال المکارم ، ج 1 ، ص 129.