الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

الهم عجل لولیک الفرج

مذهبی سرگرمی آموزشی

زنها واقعا فرشته هستند!


 زنها واقعا فرشته هستند!


چندی پیش سازمان CIA شروع به گزینش فرد مناسبی برای انجام کارهای محرمانه خود کرد. این کار بسیار محرمانه و در عین حال مشکل بود؛ به طوریکه تستهای بی شماری از افراد گرفته شد و سوابق تمام افراد حتی قبل از آنکه تصمیم به شرکت کردن در دوره ها بگیرند، چک شد.
پس از بررسی   موقعیت خانوادگی و آموزش ها و تستهای لازم، دو مرد و یک زن ازمیان تمام شرکت کنندگان مناسب این کار تشخیص داده شدند. در روز تست نهایی فقط یک نفر از میان آنها برای این پست باید انتخاب می گردید. در روز مقرر، مامور CIA  یکی از شرکت کنندگان را به دری بزرگ نزدیک کرد و در حالیکه اسلحه ای را به او میداد گفت :
"- ما باید بدانیم که تو همه دستورات ما را تحت هرگونه شرایطی اطاعت می کنی، وارد این اتاق شو و همسرت را که بر روی صندلی نشسته است بکش!"
مرد نگاهی وحشت زده به او کرد و گفت :
" – حتما شوخی می کنید، من هرگز نمی توانم به همسرم شلیک کنم."
مامور CIA نگاهی کرد و گفت": مسلما شما فرد مناسبی برای این کار نیستید.
بنا براین آنها مرد دوم را مقابل همان در بردند و در حالیکه اسلحه ای را به او می دادند گفتند:
"- ما باید بدانیم که تو همه دستورات ما را تحت هر شرایطی اطاعت می کنی .
همسرت درون اتاق نشسته است این اسلحه را بگیر و او بکش "
مرد دوم کمی بهت زده به آنها نگاه کرد اما اسلحه را گرفت و داخل اتاق شد . برای مدتی همه جا سکوت برقرار شد و پس از ۵ دقیقه او با چشمانی اشک آلود از اتاق خارج شد و گفت:
" – من سعی کردم به او شلیک کنم، اما نتوانستم ماشه را بکشم و به همسرم شلیک کنم. حدس میزنم که من فرد مناسبی برای این کار نباشم،"
کارمند CIA پاسخ داد:
"-نه! همسرت را بردار و به خانه برو."
حالا تنها خانم شرکت کننده باقی مانده بود. آنها او را به سمت همان در و همان اتاق بردند و همان اسلحه را به او دادند و گفتند:
" – ما باید مطمئن باشیم که تو تمام دستورات ما را تحت هر شرایطی اطاعت می کنی. این تست نهایی است. داخل اتاق همسرت بر روی صندلی نشسته است. این اسلحه را بگیر و او را بکش."
او اسلحه را گرفت و وارد اتاق شد. حتی قبل از آنگه در اتاق بسته شود آنها صدای شلیک ۱۲ گلوله را یکی پس از دیگری شنیدند. بعد از آن سر و صدای وحشتناکی در اتاق راه افتاد، آنها صدای جیغ، کوبیده شدن به در و دیوار و ... را شنیدند. این سرو صداها برای چند دقیقه ای ادامه داشت. سپس همه جا ساکت شد و در اتاق خیلی آهسته باز شد و خانم مورد نظر را که کنار در ایستاده بود دیدند. او در حالیکه عرق را از پشانی اش پاک می کرد گفت:

شما باید می گفتید که گلوله ها مشقی و نمایشی است. من مجبور شدم مرتیکه را آنقدر با صندلی بزنم تا بمیرد.

نظرات 1 + ارسال نظر

سلام
تعجب نکنید ,, شما هم میتوانید واسه خودتون کــاملا رایگان فروشگاه خرید شارژ داشته باشید!!!!!!!!!
بدون هیچ هزینه ای
شارژ از ما ، فروش از شما
وقتی سودتون تنها به هزار تومن رسید میتوانید برداشت کنید!!
شما میتوانید از طریق لینک زیر برای خودتون فروشگاه خرید شارژ ایجاد کنید!

http://www.shia-14.tk/Forum/Catgory/110/Post/29

من از وبلاگکتان دیدن کردم و وبلاگ خوبی دارید
شما میتوانید با عضو شدن در انجمن ما ، موضوعات وبلاگ یا سایتتان را در انجمن گذاشته و برای وبلاگتان بیننده جذب کنید
درضمننننننننننننن شما میتوانید با ما تبادل لینک هم کنید که بازدیدتان زیادددددددتر بشههههه!!!!!

لینک تبادل لینک : http://www.shia-14.tk/page/tabadolelink

لینک عضویت در انجمن : http://www.shia-14.tk/Forum/Register/admin

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.